˚.⋆𝖮𝗇𝖾 𝖽𝗋𝖾𝖺𝗆༉ʸᵉᵒⁿᵍʸᵘ ᵛᵉʳ
Відкрити в Telegram
Let's dream TOGETHER🦋 Bot: @OneTXTdreaMbot http://t.me/HidenChat_Bot?start=7135954127
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
592
Підписники
Немає даних24 години
+217 днів
+7430 днів
Архів дописів
Repost from توپینک فیکشن(„• ֊ •„)🔒
Spoiler alert‼️...
𝐓𝐄𝐀𝐇𝐆𝐘𝐔 ... تهگیو .✦ ݁˖
~•
درسته بومگیو بود پسری که همیشه انرژی داشت و سعی میکرد بهم نزدیک بشه ولی باید چیکار میکردم باهاش دوست میشدم؟ ولی اون خیلی بهم میچسبید و من اینو دوست نداشتم شاید نیاز به فکر کردن بیشتری داشتم پس فقط نادیدش گرفتم و به راهم ادامه دادم ولی باز داشت دنبالم میومد و وراجی میکرد داشتم از دستش کلافه میشدم دیگه مغزم داشت منفجر میشد
_ بومگیو بسههه سرمو بردی
+ببخشید تهیونا نمیخواستم خیلی حرف بزنم ببخشید اگه ناراحتت کردم ببخشید ببخشید ببخشید.....
_باشه فهمیدم ببخشیدمت پس دیگه بسه...⋆˚꩜。
سرم رو به طرف بومگیو چرخوندم بومگیو سرش رو گرفت بود و چشماشو بسته بود و دستش رو روی چشماش گذاشته بود و فقط کلمه ببخشید از دهنش بیرون میومد،اروم نزدیکش شدم دستاش رو از روی چشماش اروم برداشتم اون بومگیو پر حرف از چشماش اشک جاری شده بود
و همینطور داشت گریه میکرد اروم بغلش کردم حس کردم اونم فرقی با من نداره انگار اونم محبت دریافت نکرده فقط سعی داشته با خوشحالی پنهونش کنه...
