uk
Feedback
دِࢪیا؛

دِࢪیا؛

Відкрити в Telegram

از خانه که می‌آیی یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزین شعر فروغ و تحملی طولانی بیاور؛ احتمال گریستن ما بسیار است... «جاویدشاه🦁🌞» گوشِ شنوآ: @Deryaeiibot

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
1 003
Підписники
-224 години
-237 днів
+21130 днів
Архів дописів
4_5778574619241879034.mp31.32 MB

عروس دِریا؛

بیاید براتون قصه‌ی آخرشبی بخونم؛

😭💘‌

ای درختِ تنها در بادهای بی‌قرار، نامت را سپرده‌ام به خاکِ بی‌صدا. اگر شکوفه شدی، از خونِ یادهاست، اگر خم شدی، از وزنِ نبودن‌هاست. بخوان از شاخه‌هایم شعرِ ناتمامِ مرا، که من در تو ادامه می‌شوم، بی‌صدا و بی‌پناه.

photo content
+1

«شعر بخونید، تا می‌تونید شعر بخونید، شعر بگید، و عاشق باشید.»

بغض ِ فروخورده‌ام، چگونه نگریم؟ غنچۀ پژمرده‌ام، چگونه نگریم؟ رودم و با گریه دور می‌شوم از خویش از همه آزرده‌ام، چگونه نگریم؟ مرد مگر گریه می‌کند؟ چه بگویم طفل ِزمین خورده‌ام، چگونه نگریم؟ تنگ پر از اشک و چشم‌های تماشا ماهیِ دل‌مرده‌ام، چگونه نگریم! پرسشم از راز ِ بی‌وفایی او بود حال که پی برده‌ام، چگونه نگریم؟
- فاضل نظری

بیا، مرو ز کنارم، بیا که می‌میرم نکن مرا به غریبی رها که می‌میرم توان کشمکشم نیست بی‌تو با ایام برونم آور از این ماجرا که می‌میرم نه قول همسفری تا همیشه‌ام دادی؟ قرار خویش مَنِه زیر پا که می‌میرم به خاک پای تو سر می‌نهم، دریغ مکن ز چشم‌های من این توتیا، که می‌میرم مگر نه جفت توام قوی من؟ مکن بی من به سوی برکه‌ی آخر شنا، که می‌میرم اگر هنوز من آوازِ آخرینِ توام بخوان مرا و مخوان جز مرا که می‌میرم برای من که چنینم تو جانِ متصلی مرا ز خود مکن ای جان جدا، که می‌میرم ز چشم هایت اگر ناگزیر دل بکنم به مهربانیِ آن چشم‌ها که می‌میرم
- حسین منزوی

بیاید شعر بخونیم؛

تموم شد خوشگلا، ممنونم که شرکت کردید؛ امیدوارم خوشتون بیاد💙🌊

نوایی نوایی نوایی نوایی همه باوفایند، تو گل بی‌وفایی نـوایی نـوایی نـوایی نـوایی الهـی نمانـد نشان از جـدایی غمت در نهان خـانه‌ی دل نشیند به نازی که لیلی به محمل نشیند به دنبال محمل سبک تر قدم زن مبـادا غبـاری به محمل نشیند خلد گر به پا خاری آسان برآید چه سازم به خاری که بر دل نشیند به دنبال محمل چنان زار گِریَم که از گریه ام ناقه در گِل نشیند نـوایی نـوایی نـوایی نـوایی همه باوفایند، تو گل بی‌وفایی نوایی نوایی نوایی نوایی آخ الهـی نمانـد نشان از جـدایی مرنجان دلم را که این مرغ وحشی ز بامی که برخاست مشکل نشیند بنازم به بزم محبت که آنجا گدایـی به شاهـی مقابل نشیند تقدیم به "نوآی ماه.." عزیزم💙🌙
اسم چنلت خیلی نازه😭

-دیگران تنها لبخندهای آبی‌ات را می‌بینند و من عمقِ سیاهِ درد‌هایی که در پس آنها مخفی کرده‌ای. من تو را با دردهایت دوست دارم؛ زیرا که بخش بیشتری از تو را در خود دارند. تقدیم به "کافه ارکیده آبی" عزیزم💙☕️

-مهم نیست زمستون چقدر طول کشیده باشه، مهم نیست چند بار شاخه‌ها خالی شده باشه، یا چند بار باد همه‌چی رو با خودش برده باشه. وقتی وقتش برسه، درختا دوباره شکوفه می‌دن. گاهی بهشون فکر می‌کنم. به اینکه چطور بعد از این همه از دست دادن، هنوز بلدند از نو شروع کنن. و بعد به خودم نگاه می‌کنم... به آدمی که با هجوم غم‌های بزرگ و کوچک، هزاربار به رفتن فکر کرده. شاید باید از درخت‌ها یاد بگیرم. ریشه کنم. شاید هنوز برای شکوفه دادن دیر نشده باشه. تقدیم به "Orange Cloud Over Sidewalks,🪿" عزیزم🧡☁️

《آبیِ این روزها دلمرده، ماتم‌دیده است مثلِ چشم خسته‌ای که از وطن رنجیده است آبیِ دیروز رنگِ پرزدن تا آسمان حالیا در چنگِ اندوهِ زمین خوابیده است زندگی را یاد دارم در نگاهت، دور و نرم آن زمان کاین شهر با لبخند تو تابیده است کوچه بویِ دست‌های گرم و آغوش می‌گرفت مرگ از این حوالیِ روشن گریزان بوده است آبی اما کم‌کم از آیینه‌ها کوچیده، آه جای آن بر شانه‌های شب غبار پاشیده است...》 تقدیم به "آبی مغموم؛🦕" عزیزم🫂
اسم چنلت، منو یاد این شعرم انداخت☹️💙

و من برایت آرزو می کنم که شب های تو، مهتابی و آسمانت همیشه درخشان باشد. فارغ از آنکه اکنون چقدر اندوهگین، خسته و ناتوان به نظر می رسی. تقدیم به "Glauni" عزیزم💘

«و سال‌ها بعد ناگهان به یاد می‌آوری که چطور از قعر تاریکی، با امیدی کوچک به جنگ با مرگ و سیاهی رفتی و پیروز شدی...» تقدیم به "محل‌‌ زر‌‌ زدنم" عزیزم، امیدوارم موفق باشی عزیزمن💌✨

«آدمیزاد هم قفل می‌شود گاهی. قفل در یک تاریخ مشخص یا در یک اتفاق ناگوار چندین ساله، قفل در نرسیدن ها و نشدن ها، همانجا قفل می‌شود و کلیدش دیگر پیدا نمیشود. بعضی ها یکبار این قفل را در بدن فرو میکنند و با اندک دردش تا آخر عمر ادامه میدهند، ولی برای بعضی ها این قفل هر روز چندین بار باز میشود و دوباره در پوستشان فرو میرود تا درد برایشان هر روز یکسان و نابودگر باشد. آدمیزاد هم قفل می‌شود ولی بستگی دارد به کجا و چه کسی و چه موضوعی قفل شود...» تقدیم به "diary🌱" عزیزم🎀

~اگه فردا بی‌من شروع شد، اگه بودی دیدی نبودم اگه دادی شنیدی همونم، از سیگارت دودی دیدی همونم اگه بادی درختارو رقصوند پیچید تو بند و رختا رو رقصوند خنک شد گونه‌های خیست لاله‌های گوشت شونه‌های تیزت اومدم عطر موهاتو بدزدم آخرین عکس نگاتو بدزدم بخند خنده‌هات خوبه برام اومدم کوه غماتو بدزدم... تقدیم به "سآر" عزیزم🌳❣