uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку 👈

𝗨𝗻𝗵𝗼𝗹𝘆-𝗥𝗼𝗴𝘂𝗲 < ᴄʟᴏsᴇᴅ >

𝗨𝗻𝗵𝗼𝗹𝘆-𝗥𝗼𝗴𝘂𝗲 < ᴄʟᴏsᴇᴅ >

Відкрити в Telegram

carry on my wayward girl @TheEmilytalk67bot

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
421
Підписники
Немає даних24 години
-217 днів
+7230 днів
Архів дописів
جان ازت حمایت کردم حالا پسراتو رد کن بیاد🧘🏻‍♀

ممنون از دوستمون که حوصله داشت و توضیح داد. همیشه میخواستم بگم. جان پدر نمونه سال نبود اما پدر بدی هم نبود. خطا و کوتاهی داشت، اما فندوم دیگه کوتاه نمیاد و با فن فیکشن و... یه هیولا ازش ساخته. از چیزای بی ربط سناریو رها کردن و آسیب میسازن. همون سریالو ببینید و باور کنید. پسراش بخشیدن شما نمیبخشین😂

مری بی احساس بود ولی جان براشون تلاش میکرد حتی اگه بهشون ضربه میخورد اینو جفتشون حس میکردن واسه همینم براش میجوشیدن اما واسه مری نه

آره آخه چون سم و دینو خیلی دوس داریم دلیل نمیشه جان رو تبدیل کنیم به شیطان رجیم اگه واقع بین باشیم تو اون دنیایی که اینا زندگی میکردن خود سم و دین ممکن بود به مراتب پدر های بدتری هم از آب در بیان🗣

I release This hold on me I'm limitless And I have found my peace I close my eyes, I find my center I feel the colors surrounding me I am magnetic, I am electric I am the entire galaxy So supernatural Just like a miracle, it's undeniable So supernatural Unique and beautiful, you're so original You make me feel, you make me feel so Supernatural Keeping safe Our energy It's all connected in every sunset We're every star we are meant to be So supernatural Just like a miracle, it's undeniable So supernatural Unique and beautiful, you're so original You make me feel, you make me feel so And I know we'll never disappear We'll never truly leave Something inside lives on No matter where we go Supernatural Just like a miracle, it's undeniable Supernatural Unique and beautiful, you're so original So supernatural Just like a miracle, it's undeniable So supernatural Unique and beautiful, you're so original You make me feel, you make me feel so You make me feel so Supernatural

Supernatural The Nearly Deads.m4a3.49 MB

Fuck this life and Fuck this bed

Still here .. still shitting .. still no Jensen

The age range I'd want for my partner
The age range I'd want for my partner

But it's not easy .. it feels like I'm stabbing a knife into my own eyes

I hate all this anger inside me .. I hate that I can't control it .. that I hurt people so easily

جرد زیادی کلاسیک و خوشگله میتونم براش بمیرم
جرد زیادی کلاسیک و خوشگله میتونم براش بمیرم

You complimented me huh? Smart At least you're not walking around blind

ᴍᴀɴ-ʜᴀᴛᴇʀ ᴏʀ ᴡᴏᴍᴀɴ-ʜᴀᴛᴇʀ? ɴᴀʜ ʀᴇʟᴀᴛɪᴏɴꜱʜɪᴘ - ʜᴀᴛᴇʀ

Skip the hot drinks for me darling My body's already burning all it needs is something cold

این همه هیت دادن به کارکتری مثل جان بنظرم دیگه نامردیه
بیاید قبول کنیم شکارچی بودن و پدر بودن کنار هم خیلی کار سختیه ... اون انتقادایی که سم و دین از باباشون داشتن رو هروقت خودشون تو اون موقعیت قرار گرفتن تکرار میکردن.. دین که خداوندگار مهربونیه دیدیم که رفتارش با بن چطوری شده بود یا سم وقتی سعی میکرد از آدام محلفظت کنه دقیقا بخاطر این دور خانواده تشکیل دادن رو خط کشیده بودن خودشونم اینو میدونستن و بخاطر همینم بود که باباشونو واقعا دوس داشتن و فقط یه سری گله ها داشتن ازش .. نه در حد کینه یا خشم .. اگه افرادی ام مثل بابی یا جودی رو دیدیم که بهتر پدری یا مادری میکردن دلیلش این بود که اون بچه ها بچه‌ های عادی نبودن و خودشون سختی کشیده بودن بابی با سم و دین میگذروند که از بچگی با شکار بزرگ شده بودن و جودی با دختراش که هرکدوم یه گذشته‌ی دردناک و سخت داشتن اگه بچه های اون دونفر هم بچه‌های نرمالی بودن و قرار بود با یه شکارچی زندگی کنن قطعا زندگی پر از مشکل میشد جان هم مثل یه آدم معمولی نقص هایی داشت ولی وسط یه زندگی که بچه داشت و نرمال بود .. یهو زنش کشته شد نه میتونست بیخیال شه و به نرمال زندگی کردن ادامه بده چون خطر بچه هاش رو هم تهدید میکرد نه میتونست بیخیال نشه .. و مجبور شد سم و دین رو تو سختی بزرگ کنه .. این باگ زندگی همه‌ی شکارچی هاس و با اون وجود جان عشق واقعی رو تو چشاش داشت و جونش رو هم واسه بچش داد .. مسئله این نیست که اون کامل بود ولی اصلا کارکتری نبود که بخواد مورد تنفر شدید قرار بگیره اینو درباره‌ی مری نمیگم چون مشخص بود حتی دین که با جان بزرگ شد هیچ وقت اون گله و بغضی که نسبت به مامانش داشت رو واسه باباش نداشت .. همینطور سم که اونقدر مشکل داشت باهاش ... جان اصلا کارکتر خودخواهی نبود تلاشش در اصل برای سم و دین بود فقط شاید بعضی راهایی که انتخاب میکرد تاثیر بدتری میزاشت روشون.. من به شخصه اونقدر ایراد نمیگیرم ازش چون همه‌ی شکارچی ها به همین خاطر از خانواده و بچه داشتن دوری میکردن .. حتی سم و دین که همرو تجربه کرده بودن جان هم خیلی نامردانه درحالی که هیچی از دنیای هیولاها نمیدونست یهو افتاد وسط بدتریناش .. پس انتظار خاصی نباید ازش میرفت .. خود سم و دین هم نمیتونستن اون پدری که باید باشن

جدی از پنیر پیتزای خام بدتون میاد؟ عقل ندارید؟