ایرانگرایی
Відкрити в Telegram
865
Підписники
-224 години
+107 днів
+4230 днів
Архів дописів
865
Repost from شبنامه
🔴 راهپیمایی اعتراضی بازنشستگان فولاد و ذوبآهن اصفهان
بازنشستگان فولاد و ذوبآهن اصفهان در اعتراض به فشار شدید معیشتی، حقوق ناکافی و مطالبات پرداختنشده دست به تجمع و راهپیمایی زدند.
معترضان با حضور در خیابانها تأکید کردند که ادامه گرانی و بیتوجهی به حقوق بازنشستگان، زندگی آنان را به مرز تحمل رسانده است.
سهشنبه ۲۷ مردادماه ۲۵۸۵
#شبنامه
Steel and Isfahan Steel Company Retirees Hold Protest March
Retirees from Iran’s steel sector and Isfahan Steel Company held a protest march over severe economic pressure, inadequate pensions and unresolved demands.
The protesters took to the streets, warning that soaring living costs and continued neglect of retirees’ rights have pushed their livelihoods to the limit.
Tuesday, August 18, 2026
@Rppress0
865
Repost from مهدی نصیری
🥀🥀🥀، لطفاً اسم شیرپسر قهرمان ۲۰ ساله ایران، #محمدرضا_علیخانی، که ۱۸ دی در شهرکرد #جاویدنام شد را هم اعلام کنید.
@iraneazadvaabad
865
Repost from Manook khodabakhshian
در نظرسنجی جدید i24 اسرائیل: نتانیاهو و حزبش با اختلاف از آیزنکوت جلو تر هستند.
865
Repost from مهدی رستمپور
۱- از فلسطین حمایت نمیکنی. خاویر باردم نیستی که فلسطینیها بشناسنت. داری از جمهوری اسلامی دفاع میکنی.
۲- فلسطینیت کدومه؟ فتح و حماس همدیگه رو تیکه پاره میکنن و تمایلات خودشونو مطالبهٔ واقعی فلسطین میدونن. تو اینارو نمیفهمی. فقط ماموریتت رو انجام میدی. دلی هم نیس که بگیم حماقت کردی. منفعتیه.
۳- سوءمصرف، انتخاب خصوصی افراده. اما وقتی پیامدهای اعتیاد سلبریتی، روان زخمی جامعه رو هدف بگیره، مردم جلوش میایستن. از آنفالوی میلیونی تا کامنتهای تند. (که باعث شد این ویدیو رو بذاری و بیشتر فرو بری)
۴- وقتی در قبال کشتار هممیهنانت لال بمونی، اما خودتو برای فلسطین و هر جای دیگهای جر بدی، بیشرف و خودفروختهای.
۵- ایرانی که تو این ویدیو خواستی، همون ایرانِ دربند و اِشغال شدهایه که واشقانی و افشانی و ژیلا صادقی و رشیدپور میخوان.
۶- هر امتیازی از حکومت گرفتی، در برابر ذلت و حقارت و سقوط آزادی که گرفتارشی، هیچه.
@Mehdi_Rostampour
865
از اکانت اکس محبوبه مرادی
احمد کامرانی، ضارب و مهاجم ترور ناموفق محمدرضا شاه پهلوی در کاخ مرمر، در ۸۴ سالگی درگذشت.
او در وصیتنامهی خود خواسته است که مراسم تشییع و تدفین پیکرش، در سپیدهدم، بدون دعوت از کسی، بر سر مزارش واقع در آرامگاه دشتافروز کاشان برگزار گردد.
به گزارش مجلهی خبری "اهل کاشانم"، در اعلامیه فوت مرحوم احمد کامرانی به استناد متن وصیتنامهاش آمده است که به جای برگزاری مراسم ختم و تالار و دادن غذا به شرکت کنندگان، مبلغ ۳۰۰ میلیون تومان برای امور خیریه هزینه شد و ضمناً وصیت کرده بود هیچ روحانی حق حضور در مراسم تدفین وی را ندارد!
احمد کامرانی متولد ۱۳۱۸ کاشان است. او دوست دوران تحصیل رضا شمسآبادی، سرباز گارد شاهنشاهی بود که به اتفاقِ هم، ترور نافرجام محمدرضاشاه پهلوی را انجام دادند.
احمد کامرانی در تاریخ ۱۰ ابان ۱۳۴۴ در دادگاه بدوی به اعدام محکوم میشود. این رأی در ۲۴ آذر همان سال در دادگاه تجدیدنظر تأیید میشود، اما طی فرجامخواهی در ۵ دی ۱۳۴۴، حکم وی به حبس ابد تبدیل میشود.
کامرانی به مناسبت جشنهای دو هزار و پانصدمین سال شاهنشاهی ایران مورد عفو قرار میگیرد و در ۲۰ ابان ۱۳۵۰ از زندان رهایی مییابد.
مادر احمد کامرانی، یک ماه قبل از اعدام، هر روز جلوی درِ کاخ بر سر راه شاه مینشیند تا شاه را ملاقات کند و کسی مانعش نمیگردد.
شاه، مادرِ سوءقصد کننده به خودش را به حضور میپذیرد!
مادر، با اشک و آه و گریه میگوید:
شاهنشاها! من فقط یک پسر دارم، از جانش بگذر!
و شاهنشاه میپرسد:
تو که از روحیات پسرت آگاهی، بگو چرا پسرت این کار را کرد؟
مادر با التماس میگوید پسرم بیکار است و...
شاه با روی باز دستور میدهد که بروند برای ایشان در بهترین جای کاشان مغازهای بخرند و سرمایهی کافی برای ایجاد یک کسب و کار به ایشان بدهند!
در آنزمان، یعنی در سال ۱۳۵۰ محله "سه راه پنجه شاه کاشان" که بهترین مکان کسب کاشان بوده، مغازهای از طرف دولت خریداری و با سرمایهی کافی به احمد کامرانی داده میشود و میگویند "شاهنشاه بخشید شما را؛ این مغازه و این هم سرمایه، مال شما؛ حالا شما بنشین و کار کن.
کامرانی چندی بعد، با فروش مغازه، کارگاه یخچال سازی دایر میکند و با هنر و نبوغ خود به تولید یخچال میپردازد و جزو موفقترینها در آن صنعت میگردد.
احمد کامرانی واقعاً صنعتگر بود و شاه هم با درایت بینظیر خود، این را زود درک کرد و نگذاشت که اعدام شود، دل مادرش را هم نشکست و نیز هم یک صنعتگر قابل، با دهها نانآور را در یک واحد تولیدی به کار مشغول کرد و به جامعه تحویل داد.
شاهنشاه اوباش تروریست را به صنعتگر بدل میکرد و جمهوری کثافت اسلامی اوباش و ارازل را به نیروی سرکوب.
@drmasoudzamani2
865
Repost from اِپُک تایمز فارسی
🔸گزارش آکسیوس از نقش بارزانی بهعنوان کانال ارتباطی ایالات متحده با سپاه پاسداران
🔻آکسیوس به نقل از سه منبع آگاه گزارش داد که دولت دونالد ترامپ در جریان مذاکرات با جمهوری اسلامی برای پایان دادن به جنگ، از نچیروان بارزانی، رئیس اقلیم کردستان عراق، برای برقراری یک کانال ارتباطی محرمانه و مستقیم با فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی استفاده کرده است.
🔻بر اساس این گزارش، مذاکرهکنندگان آمریکایی در اواسط ماه مه با این مشکل مواجه شدند که نمیتوانستند مطمئن شوند مذاکرهکنندگان جمهوری اسلامی از جمله محمدباقر قالیباف و عباس عراقچی اختیار نهایی برای رسیدن به توافق را دارند یا اینکه تصمیمهای آنها ممکن است از سوی سپاه پاسداران نقض شود.
🔻این گزارش افزود در نتیجه، دولت ترامپ به این جمعبندی رسید که به یک کانال ارتباطی مستقیم با فرماندهان سپاه نیاز دارد.
📌ادامه خبر را در وبسایت اپکتایمز فارسی بخوانید.
Website|Instagram|Facebook|X|Linkedin|YouTube|GanjingWorld
865
واقعیت اصلاح طلبی را در آن
لبخند زشت زیر متن بایستی جست و جو کرد، نه در افشای فاجعه.
این فرد، مثلا استاد حقوق عمومی دانشگاه تربیت مدرس است و رابطه ی قوای حکمرانی با مردم را در کلاس های حقوق تدریس می کند.
ابتذال شر یعنی همین. یعنی این که ذهن از یک فاجعه، طنز موقعیت خلق کند و زیرزیرکی به آن بخندد.
@drmasoudzamani2
865
Repost from مهدی نصیری
نواندیشی دینی و بازگشت به ایدئولوژی
بخش دوم
✍مهدی نصیری
(۲/۲)
ارج جریان نواندیشی دینی و اصلاحات در گذشته در جای خود محفوظ اما وقتی این جریان در میدان تقابل میلیونها ایرانی با هیولای جمهوری اسلامی، دوباره به دهه ۶۰ و آمریکا ستیزی و اسراییل ستیزی بر می گردد و در کنار خامنه ای و فرماندهان فاسد و آدمکش سپاه قرار می گیرد و از قاسم سلیمانی که خون هزاران بی گناه سوری مستقیما بر گردن اوست، به تصریح یا تلویح تجلیل می کند، دیگر نمی توان بر آن حرمت نهاد.
اقبال میلیونها ایرانی به شاهزاده رضا پهلوی که او نیز آماج فحاشی سروش قرار گرفت، البته برای ایل و تبار رقم زننده انقلاب ۵۷ دردناک و قابل فهم است اما نه در این حد که به بیعت صریح یا ضمنی طیفی از نواندیشان دینی و اصلاح طلبان با مجتبای جلاد و جلاد زاده بیانجامد.
چند سال پیش در یادداشتی که در کانال تلگرامی ام منتشر کردم و با هک آن توسط گروه سایبری حنظله از دسترسم خارج شد، احتمال داده بودم که کار بعضی از اصلاح طلبان بعد از خامنه ای به بیعت با پای مجتبی (به سیاق بیعت عبدالله بن عمر با پای حجاج بن یوسف ثققی) بکشد، گر چه بیعت با مجتبی تحقیرآمیز تر از بیعت با پای حجاج است!
جامعه ایران به واسطه حکومت خمینی و خامنهای به شدت دینگریز و بعضا دینستیز شده و آقای سروشِ مسلمان هم این حکومت را بر نظام پهلویِ یاری کننده دین، ترجیح
میدهد، اما روی سخنم با آن عدهایست که همچنان دین باورهستند:
ایران فردا به آن گونه نواندیشی دینی نیازمند خواهد بود که کمترین طمع به قدرت و سیاست نداشته باشد تا بتوان اسلام و تشیع را از عرصه سیاست و حکومت، قاطعانه کنار گذاشت و قرائتی انسانی و آزادیخواه از اسلام و تشیع در کنار دیگر ادیان و مذاهب و عقاید موجود ارائه نمود.
پايان
لینک بخش اول
@iraneazadvaabad
865
Repost from مهدی نصیری
نواندیشی دینی و بازگشت به ایدئولوژی
بخش نخست
✍مهدی نصیری
(۱/۲)
اظهارات آقای موسی غنی نژاد در باره آقای علی شریعتی موجی از واکنشهای موافق و مخالف بر انگیخت. البته با تعابیر تند و اهانت آمیز در مورد کسانی که گرایشهای غلط و قابل نقد اندیشهای _اعم از چپ و اسلامی_ داشته اند، موافق نیستم و در مجموع نتایج مطلوبی را در مسیر رشد فرهنگی و سیاسی جامعه برای آن نمی بینم هر چند نقد این اندیشهها و نشان دادن فاجعه ای که برای ایران رقم زده اند امری کاملا ضروری است.
یکی از واکنشهای صورت گرفته به اظهارات آقای غنی نژاد، بیانیه آقای عبدالکریم سروش بود که طبق روال معمول آکنده از ناسزا و فحاشی های ادیبانه بود و در این میان نام مرا نیز آورده بود، بدان دلیل که نقدی کاملا محترمانه از زنده یاد ابراهیم نبوی در باره سخنان سروش "علیه پهلوی در دفاع از علم و سواد آقای خمینی" در کانالم بازنشر کرده بودم.
هرگز منکر خدمات جریان روشنفکری و نواندیشی دینی و اصلاح طلبی در شکستن تصلب و جزمیت ایدئولوژیک جمهوری اسلامی و نقش مثبت و مؤثر دکتر سروش در اواخر دهه ۶۰ و دهه ۷۰ نیستم و بابت مخالفتهای تندی که در کیهان یا صبح با این جریان و شخص آقای سروش داشتم عذرخواهی کردم همان گونه که بابت مشارکت در انقلاب ۵۷ و تحکیم جمهوری اسلامی نیز بارها عذر خواهی و اعلام کردم اگر هر گونه ضمان حقوقی بابت آن فعالیتها بر دوش من بار شده باشد، در حد توانم جبران خواهم کرد اما یادم نمی آید در نقدهای منتشره در کیهان و صبح از تعابیری شبیه «خفاش»، «قلمبهمزد»، «ناشستهرو» و صاحب «دهان آلوده» (که در نوشته اخیر سروش آمده بود) استفاده کرده باشم. ناسزاهای آن روز من به دکترسروش و برخی از اهالی اصلاحات، لیبرال و غربزده و غربگرا بود که خوشبختانه امروز بر من مکشوف شده این اوصاف نه تنها ناسزا و رذیلت نبوده، بلکه نشان خردمندی و فضیلت است.
سروش زمانی لعن یزید بن معاویه را _در تبعیت از نظر محمد غزالی_ ناصواب دانسته بود اما اخیرا در گفتگویی با نشریه اندیشه پویا از تعبیر "مهدی نصیری ملعون" استفاده کرده است!
آقای سروش به آقای غنی نژاد تاخته که چرا شریعتی را نامسلمان دانسته است، من هم موافق این نوع نقد آقای غنی نژاد نیستم اما معلوم نیست چرا باید یک متفکر لیبرال، نامسلمانی را رذیلت بداند و بابت نسبت دادن آن زبان به فحاشی بیالاید و فکر کند مسلمانی به خودی خود آن چنان فضیلتی است که سلب آن از شریعتی، جفایی بزرگ در حق اوست، در حالی که حاکمان ایران که رکورد جنایت و کشتار بی گناهان را شکسته اند، در زمره مسلمانان ولو با قرائتی خاص از اسلامی هستند که شریعتی در رقم زدن آن قرائت خاص، نقشی منحصر به فرد داشته است.
البته آقای سروش سلب مسلمانی از مصدق را توسط آقای خمینی تحمل
میکند و باعث نمیشود در قیاس با زنده یاد محمد رضا شاه پهلوی از علم خمینی تجلیل نکند و نگوید این فقه خمینی بود که رقم زننده ولایت مطلقه فقیه و موجب امضای اعدام سه هزار نفر در چند شب بود و خامنه ای نیز که دستور کشتار هزاران نفر را در دیماه خونین ۴۰۴ داد، پیرو همین فقه بود. البته خمینی اهل فلسفه و عرفان نیز بود اما نه عقلانیت فلسفی و نه تساهل عرفانی، کمترین تاثیری در منش حکومتی او نداشت.
از عبرتهای روزگار این که سروش در مذمت من به رفاقت سابقم با آقای رحیم پور ازغدی _که الان رشته مودت و دوستی بین من و او منقطع شده_ اشاره کرده و اکنون، نقطه اشتراکی جدید بین سروش و ازغدی در دفاع از رژیم سفاک جمهوری اسلامی در برابر هجمه آمریکا و اسراییل ایجاد شده، با این حجت که خامنه ای خودی است و آمریکا و اسراییل اجنبی و بیگانه اند و می توان بر کشتار هزاران زن و مرد ایرانی بی گناه چشم بست و اولویت را به دفاع از علی و مجتبی خامنه ای در برابر حمله آمریکا و اسراییل داد.
لینک بخش دوم
@iraneazadvaabad
865
Repost from مهدی نصیری
نواندیشی دینی و بازگشت به ایدئولوژی
بخش نخست
✍مهدی نصیری
(۱/۲)
اظهارات آقای موسی غنی نژاد در باره آقای علی شریعتی موجی از واکنشهای موافق و مخالف بر انگیخت. البته با تعابیر تند و اهانت آمیز در مورد کسانی که گرایشهای غلط و قابل نقد اندیشهای _اعم از چپ و اسلامی_ داشته اند، موافق نیستم و در مجموع نتایج مطلوبی را در مسیر رشد فرهنگی و سیاسی جامعه برای آن نمی بینم هر چند نقد این اندیشهها و نشان دادن فاجعه ای که برای ایران رقم زده اند امری کاملا ضروری است.
یکی از واکنشهای صورت گرفته به اظهارات آقای غنی نژاد، بیانیه آقای عبدالکریم سروش بود که طبق روال معمول آکنده از ناسزا و فحاشی های ادیبانه بود و در این میان نام مرا نیز آورده بود، بدان دلیل که نقدی کاملا محترمانه از زنده یاد ابراهیم نبوی در باره سخنان سروش "علیه پهلوی در دفاع از علم و سواد آقای خمینی" در کانالم بازنشر کرده بودم.
هرگز منکر خدمات جریان روشنفکری و نواندیشی دینی و اصلاح طلبی در شکستن تصلب و جزمیت ایدئولوژیک جمهوری اسلامی و نقش مثبت و مؤثر دکتر سروش در اواخر دهه ۶۰ و دهه ۷۰ نیستم و بابت مخالفتهای تندی که در کیهان یا صبح با این جریان و شخص آقای سروش داشتم عذرخواهی کردم همان گونه که بابت مشارکت در انقلاب ۵۷ و تحکیم جمهوری اسلامی نیز بارها عذر خواهی و اعلام کردم اگر هر گونه ضمان حقوقی بابت آن فعالیتها بر دوش من بار شده باشد، در حد توانم جبران خواهم کرد اما یادم نمی آید در نقدهای منتشره در کیهان و صبح از تعابیری شبیه «خفاش»، «قلمبهمزد»، «ناشستهرو» و صاحب «دهان آلوده» (که در نوشته اخیر سروش آمده بود) استفاده کرده باشم. ناسزاهای آن روز من به دکترسروش و برخی از اهالی اصلاحات، لیبرال و غربزده و غربگرا بود که خوشبختانه امروز بر من مکشوف شده این اوصاف نه تنها ناسزا و رذیلت نبوده، بلکه نشان خردمندی و فضیلت است.
سروش زمانی لعن یزید بن معاویه را _در تبعیت از نظر محمد غزالی_ ناصواب دانسته بود اما اخیرا در گفتگویی با نشریه اندیشه پویا از تعبیر "مهدی نصیری ملعون" استفاده کرده است!
آقای سروش به آقای غنی نژاد تاخته که چرا شریعتی را نامسلمان دانسته است، من هم موافق این نوع نقد آقای غنی نژاد نیستم اما معلوم نیست چرا باید یک متفکر لیبرال، نامسلمانی را رذیلت بداند و بابت نسبت دادن آن زبان به فحاشی بیالاید و فکر کند مسلمانی به خودی خود آن چنان فضیلتی است که سلب آن از شریعتی، جفایی بزرگ در حق اوست، در حالی که حاکمان ایران که رکورد جنایت و کشتار بی گناهان را شکسته اند، در زمره مسلمانان ولو با قرائتی خاص از اسلامی هستند که شریعتی در رقم زدن آن قرائت خاص، نقشی منحصر به فرد داشته است.
البته آقای سروش سلب مسلمانی از مصدق را توسط آقای خمینی تحمل
میکند و باعث نمیشود در قیاس با زنده یاد محمد رضا شاه پهلوی از علم خمینی تجلیل نکند و نگوید این فقه خمینی بود که رقم زننده ولایت مطلقه فقیه و موجب امضای اعدام سه هزار نفر در چند شب بود و خامنه ای نیز که دستور کشتار هزاران نفر را در دیماه خونین ۴۰۴ داد، پیرو همین فقه بود. البته خمینی اهل فلسفه و عرفان نیز بود اما نه عقلانیت فلسفی و نه تساهل عرفانی، کمترین تاثیری در منش حکومتی او نداشت.
از عبرتهای روزگار این که سروش در مذمت من به رفاقت سابقم با آقای رحیم پور ازغدی _که الان رشته مودت و دوستی بین من و او منقطع شده_ اشاره کرده و اکنون، نقطه اشتراکی جدید بین سروش و ازغدی در دفاع از رژیم سفاک جمهوری اسلامی در برابر هجمه آمریکا و اسراییل ایجاد شده، با این حجت که خامنه ای خودی است و آمریکا و اسراییل اجنبی و بیگانه اند و می توان بر کشتار هزاران زن و مرد ایرانی بی گناه چشم بست و اولویت را به دفاع از علی و مجتبی خامنه ای در برابر حمله آمریکا و اسراییل داد.
لینک بخش دوم
@iraneazadvaabad
865
Repost from مهدی نصیری
نواندیشی دینی و بازگشت به ایدئولوژی
بخش دوم
✍مهدی نصیری
(۲/۲)
ارج جریان نواندیشی دینی و اصلاحات در گذشته در جای خود محفوظ اما وقتی این جریان در میدان تقابل میلیونها ایرانی با هیولای جمهوری اسلامی، دوباره به دهه ۶۰ و آمریکا ستیزی و اسراییل ستیزی بر می گردد و در کنار خامنه ای و فرماندهان فاسد و آدمکش سپاه قرار می گیرد و از قاسم سلیمانی که خون هزاران بی گناه سوری مستقیما بر گردن اوست، به تصریح یا تلویح تجلیل می کند، دیگر نمی توان بر آن حرمت نهاد.
اقبال میلیونها ایرانی به شاهزاده رضا پهلوی که او نیز آماج فحاشی سروش قرار گرفت، البته برای ایل و تبار رقم زننده انقلاب ۵۷ دردناک و قابل فهم است اما نه در این حد که به بیعت صریح یا ضمنی طیفی از نواندیشان دینی و اصلاح طلبان با مجتبای جلاد و جلاد زاده بیانجامد.
چند سال پیش در یادداشتی که در کانال تلگرامی ام منتشر کردم و با هک آن توسط گروه سایبری حنظله از دسترسم خارج شد، احتمال داده بودم که کار بعضی از اصلاح طلبان بعد از خامنه ای به بیعت با پای مجتبی (به سیاق بیعت عبدالله بن عمر با پای حجاج بن یوسف ثققی) بکشد، گر چه بیعت با مجتبی تحقیرآمیز تر از بیعت با پای حجاج است!
جامعه ایران به واسطه حکومت خمینی و خامنهای به شدت دینگریز و بعضا دینستیز شده و آقای سروشِ مسلمان هم این حکومت را بر نظام پهلویِ یاری کننده دین، ترجیح
میدهد، اما روی سخنم با آن عدهایست که همچنان دین باورهستند:
ایران فردا به آن گونه نواندیشی دینی نیازمند خواهد بود که کمترین طمع به قدرت و سیاست نداشته باشد تا بتوان اسلام و تشیع را از عرصه سیاست و حکومت، قاطعانه کنار گذاشت و قرائتی انسانی و آزادیخواه از اسلام و تشیع در کنار دیگر ادیان و مذاهب و عقاید موجود ارائه نمود.
پايان
لینک بخش اول
@iraneazadvaabad
865
پیر پولیو در جلسه ی امروز با ایرانیان ونکور، خبر دیدار مجازی خود با شاهزاده رضا پهلوی را اعلام کرد.
@drmasoudzamani2
