uk
Feedback
ﺣﺳﺭﺗ|𝑯𝒂𝒔𝒓𝒂𝒕❤️‍🩹

ﺣﺳﺭﺗ|𝑯𝒂𝒔𝒓𝒂𝒕❤️‍🩹

Відкрити в Telegram

-صَــــــبــــ𝐬𝐚𝐛𝐫ـــــر _❤️‍🩹 [11:48]

Показати більше
Іран143 446Категорія не вказана
254
Підписники
+124 години
-87 днів
-8330 днів
Архів дописів
‌ بعد از مدتها که باور به عشق ندیشتم اعتقاد ندیشتم بلاخره یکی پیدا شد که عاشقیو شم. خلاصه خیلی همدگه ماستیم یک روز رفتم پیشیو همیته اختلات میکدیم دیدم گوشیو زنگ‌آماد جواب نداد نپرسیدم گفتم فضولی نشع دوبار سه بار زنک امادبیرون رفت جواب داد.پس بیاماد گفت میریم خوراکی چیزی بگیرم گوشیو پیشم بود او که رفت دیدم پیام امده نوشته. امروز بیا تو ببینم یاد کردم عشقم دقیق نگاه کدم دیدم دختریه شماره یو گرفتم زنگ‌زدم دختری بود گفت نمیتونم گپ بزنم جا همیشه گی بیا امرو خیلی یاد کدم تو گوشی قط کدم بیرون شدم دگه جوابیو ندادم بلاک کدم اصلن نماستم دربارع یو گپ‌بزنم بفهمیدم هیچ مردی خوب نیه همه بد ذاتن

نتیجه اعتماد و دل بستن همیشه☹️👎🏻

ای دگ بیخی فیلم ترکی شد خوهر ببخشین 😐😂 نکنننن همیته کارا بخدا بچا وفا نمیکنن 👋🏻

‌ خودی یکی یکسال به رابطه بودم از نزدیک همدیگه ندیده بودیم فقد عکس بود تصویری گپ زدن بعد خیلی میگفت تور مایوم. خسرونی میام ای گپا. خیلی قسم میخورد بعد یک روز. گفتم باشه برم او از نزدیک ببینم مه خو نمشناسه. چون ندیده بود. شاید هم گفتم بشناسه رفتم دیگه دوکان طلا فروشی دیشت رفتم اونجی دیدم خیلی نگاه میکنه. چشمک میزنه گفتم بشناخته مر یکدم دیدم گفت شماره خو میدیم شما اول فکر کدم شوخیه دیدم نه جدی جدی نشناخته. گفت شماره بده مادرخو رای میگنم ادرس بده خوب شماره دگه دادم بریو شاو پیام داد گپ زدیم خودی م رل زد گفت ادرس بده میام بعد ازو کار خودی خودم کم کم بهم زد بهم گفت از ما نمیشع زن نمیکنم حالی ای گپا و خودی او شماره که دادم و خودم بودم رل زد بشد خودیو بعد گفت میام خسرونی ای گپا دگ. طاقت مه نیاماد بگفتم که کینوم 🥲 خیلی سخت بود بمه اوگذر قسم دوست دیشتن همه دروغ بود نشر کنیم

توبه چی‌ میشنوه آدم هنوز بدترا ک گفتن نشر کنن!🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️ خدایاااا

ایشته امکان داره ؟😳😐

‌ شوهر مه سه تا زن داره دیروز خبر شدم خدا جزا امی قسم مرد ها بده 😭 نشر کنیم

سخته خانه خرابی خداوند صبری یو بدل شما بده جانمه _🥺❤️‍🩹

‌ نامزد مه بمه خیانت کرد دوساال نامزد بودیم بعد یک هفته به عروسی مونده بود یک روز خودی دخترا رفتیم بیرون او داخل رستورانت خودی دختری دیدم رفتم پیشیو گفتم ای کینه اینجی چی خبره دختره گفت تو کینی مه نامزدی استم قراره نامزد کنیم هاشقیم فلان....دگه هیچ چیز نگفتم بیرون شدم. طلاق گرفتم 🥲🫠خیلی عذاب کشیدم

‌ نامزد مه بمه خیانت کرد دوساال نامزد بودیم بعد یک هفته به عروسی مونده بود یک روز خودی دخترا رفتیم بیرون او داخل رستورانت خودی دختری دیدم رفتم پیشیو گفتم ای کینه اینجی چی خبره دختره گفت تو کینی مه نامزدی استم قراره نامزد کنیم هاشقیم فلان....دگه هیچ چیز نگفتم بیرون شدم. طلاق گرفتم 🥲🫠خیلی عذاب کشیدم

یک چای بخو دم کن اخه هلاک شدی کو 😐

https://t.me/Hasrat_0007/5011 یک ساعت تایپ میکنم😅

مونده نشدی !؟😐😂

‌ مه عاشق نیوم نشر کنیم😅

درسته 🤦🏻‍♀️😐🤐