uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

˖°𖧧 ᴮᵃⁿᵍᵗᵃⁿʰᵒˡⁱᶜ 𖧧°˖

˖°𖧧 ᴮᵃⁿᵍᵗᵃⁿʰᵒˡⁱᶜ 𖧧°˖

Відкрити в Telegram

✦ 𝙒𝙀𝙇𝘾𝙊𝙈𝙀 𝙏𝙊 𝙏𝙃𝙀 𝙏𝙄𝙈𝙀𝙇𝙄𝙉𝙀 ✦ ─ ─ ─ ↓ ─ ─ ─ ♡₊˚ ─ ─ ─ ↓ ─ ─ ─ @thvroombot @tanniezone7

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
1 204
Підписники
+624 години
+507 днів
+29130 днів
Архів дописів
+1
And youth is NEVER coming back!

Last part:
ایستگاه پلیس : [نامجون]چرا سوکجین گوشیشو جواب نمیده و مادوتارو اینجا فقط ول کرد؟؟؟ [کوک]اون عجله داشت نامجون با نگاه کردن از سومین شخص جمع سوالی پرسید و البته واقعا امشب واسش سنگین بود! [نامجون]و تو چطور ؟ اینجا چیکار میکنی؟؟؟این همه سال باهام تماس نگرفتی و الان که تو دردسری و تو ایستگاه پلیس گیر افتادی زنگ زدی؟؟؟ [?]شرمنده ولی خب بیاید جدا قبول کنیم دیدن هم دیگه بعد این همه سال خوبه؟؟؟ خب بازم نامجون با دیدن اون قیافه ی خندان تو این وضعیت نمیدونست باید چیکار کنه شاید باید جدا یه مشت میزد؟ [نامجون]باور نکردنیه...یه مشت بچه ی دردسرساز (پ.ن: سرنوشت نامجون تو پارت اول بخاطر دعوا تو زندان بود😭) خب پس نامجون سوالشو که از همه اینا مهم تره رو پرسید : راستی تهیونگ تو از یونگی خبر داری؟سوکجین امشب ازم خواست که پیداش کنم ولی انکار هیچکس ازش مدت ها خبر نداره... [تهیونگ]: اوه. خب من یونگی رو دیدم!! خب کلی امیدواری تو چشمای نامجون بوجود اومد ولی کاش یه ثانیه بعد از بین نمیرفت: کجا دیدیش؟؟؟؟ [تهیونگ]تو رویاهام خب بیایم قرار بود به این جوک بامزه تهیونگ نامجون ری اکشن بده ولی نه تا وقتی هجوم اون همه پلیس و صدای بیسیم هایی شنیدن که میگفت: یه فرد مشکوک به اتیش سوزی عمدیدر حال حاضر فرار است و اخرین بار در نزدیکیه یک هتل در مرکز شهر دیده شده . سریعتر تیم پشتیبانی خبر کنید...

[نامجون]به هرحال یه سوال تو با یونگی در ارتباطی هنوز؟ خب قطعا سوال مورد علاقه ی جونگکوک نبود چون شاید خیلی از تصمیمات مزخرفش سر یونگی بود؟ [کوک]برای چی میپرسی؟ (صدای زنگ گوشی) [نامجون ]سلام؟ چی پلیس؟؟؟؟؟؟؟ _ [جین]ببخشید...من دنبال یه شخصی هستم میتونیم کمکم کنید؟ ×متاسفم ولی نا نمیتونیم مشخصات مهمان هامون رو فاش کنیم... جین خب قرار نبود اروم باشه تو تجربه قبلیش بدن سوخته ی یونگی جلو چشماش بود و با کلی بدبختی جای این هتل پیدا کرده بود و الان همچین چیزی میشنید؟؟ [جین]اگر من دارم اینو درخواست میکنم چون ممکن این ساختمون اتیش بگیره!!!. ×چی اتیش؟؟؟؟

Part2:
(در این پارت سوکجین دوباره از خواب بلند میشه چون با مرگ و از دست دادن هر نفر موجب شکستن تایم لاین و لوپ زمانی میشه و به 11 اپریل برمیگرده الان که میدونه برای نجات نامکوک باید چیکار کنه سریع دست بکار میشه و این بار جونگکوک تو اون کوچه ای که کتک خورده بود پیدا میکنه دنبال نامجون سریع میره که کوک رو پیدا کنن) [جونگکوک ]سوکجین! [جین]شما دوتا هیچ جا نرین! همین‌جا بمونین، باشه؟ فهمیدین؟ [نامجون]سوکجین! کجا داری میری؟! (صدای دویدن) [کوک]چی داره می‌شه؟ یهویی از کجا پیداش شد؟ تو اینجا چیکار می‌کنی؟ [نامجون ]نمی‌دونم. منم یهویی کشیده شدم اینجا. خب شاید قرار نبود دوباره از اول بشینه برای همه جزییات تعریف کنه که؟وقت نبود و یونگی در خطر پس قبل از رسیدن جونگکوک به اون ساختمون باید پیداش میکردن! [جونگکک‌]چی؟ یعنی تو هم نمی‌دونی قضیه چیه؟ فلش بک_ سلام. خب اره نامجون قطعا پشماش ریخته بود که جین دیده بود و بیشتر پشماش ریخته بود وقتی با عجله بدون هیچ حرفی جین سوار ماشینش کرده بود و مثل دیوونه ها داشت اونو به جای نامعلوم میبرد [نامجون]هی سوکجین!!!!چه غلطی میکنی؟؟؟ حال اون فقط اومد پمپ بنزینی که من اونجا کار می‌کردم. [نامجون )بعد هم منو با خودش تا اینجا آورد. بعدش اصرار کرد که پیدات کنم، جونگکوک خب جونگکوک کاملا شک بود مخصوصا وقتی کلاه لباسش محکم تو دستای نامجون بود که انگار داری فرار میکنه ! [کوک]باشه... ولی دیگه ولم کن. من که قرار نیست جایی برم. [نامی ]خوبه که پیدات کردیم. (صدای دست زدن روی شونه) [کوک]می‌دونی این کارت واقعاً دیوونگیه، نه؟ اینکه بعد از این همه سال اومدی اینجا فقط برای دیدن من... [نامی]از کجا باید بدونم؟

خب بعد از اون تماس تلفنی و خبری که شنیدن با نهایت سرعت به سمت بیمارستان رفتن وارد اورژانس شدن نفس های هر سه تاشون به خس خس افتاده بود ولی مهم نبود از شنیدن اون خبر شک بودن ترسیده بودن.جین همون لحظه راهی برای پیدا کردن اتاق یونگی میکنه!پس به اولین پرستار و مسئولی که میبینه چنگ میزنه! [جین]دنبال یه بیمار می‌گردم! اسمش مین یونگیه! اینجاست؟ دیدینش؟! ●شما سرپرستش هستین؟ لطفاً از این طرف بیاید! هر سه به سمت جایی که راهنمایی شدن میرن. ●لطفاً همین‌جا منتظر بمونین. (صدای دستگاه‌ها از داخل اتاق) (یونگی روی تخت احیا، پزشک‌ها دورش جمع شدن.) هر سه نفر با نگرانی از پشت شیشه به داخل خیره می‌شن. (ضربان دستگاه همچنان شنیده میشه) پزشک‌ها همچنان مشغول احیای یونگی هستن.) بیپ... بیپ... بیپ... یونگی!!! صدای ضربان قلب برای یک لحظه دیگه نیومد وقتی هر سه تاشون با شک و ترس به واقعیت رو به روشون زل زده بودن وقتی نامجون نمیتونست به این صحنه نگاه کنه جونگکوکی که تا قبلش بین دستای نامجین درحال تقلا و گریه بود و پشت هم اسم کسی رو صدا میزد که الان روی تخت بدون ضربان قلب بود روی زمین سرد بیمارستان افتاده بود و البته جین درحالی که به اون صحنه ی تلخ نگاه میکرد که انگار باورش نمیشد که این دفعه به شکل خیلی وحشتنا‌کی شکست خورده برای همین دوباره روی تختش چشماشو که پر از اشک بود باز کرد...درسته اون دوباره به عقب برگشت

Part1:
مکالمه ی نامجون و جونگکوک روی پشت بوم بعد از نجات کوک توسط نامجین: [نامجون ]جونگکوک... چرا اومدی این بالا؟ وای، رسماً داشتی سکته‌م می‌دادی! فکر کردم الان می‌افتی پایین! [کوک]بابا... مگه قراره از این بالا بیفتم؟ فقط یه لحظه تعادلم رو از دست دادم، همین. خب معلومه نامجون خیلی با کوک مشکوک بود ...خیلی.چون همه واسش عجیب بود مخصوصا قیافش که انگار با ماشین تصادف کرده... [نامجون ]آره، حتماً... صورتت چی شده؟ خب قطعا قرار نبود بگه سلام هیونگ من شبا میرم از قصد خودمو طعمه ی قلدرای محله میکنم . [جونگکوک]هیچی... فقط خوردم به دیوار. اینجاست که میگن خر خودتی چیزی که تو مغز نامجون همون لحظه شکل گرفت ! [نامجون ]دروغ نگو. معلومه یکی حسابی کتکت زده. شنیدین میگن دست پیش بگیر که پس نیوفتی؟ کاری که جونگکوک قطعا قراره بکنه ! [جونگکوک ]باشه، بسه دیگه. اصلاً شما دوتا این وقت شب اینجا چیکار می‌کنین؟ خب نامجون قرار بود تو کتش بره که یه فسقله بچه بعد از اینکه کلی راه از سرکارش پاشده اومده دنبالش گشته تعقیبش کرده اخرم با یه صورت داغون درحالی که داشته از یجا پرت میشه پایین جواب پس بده ؟ [نامجون ]تو...! (زیر لب) اَه... فقط بیاید بگیم که شاید منصرف شد فقط بخاطر اتفاقی که امشب گذروند یه مشت تو صورتش نزد . [جین]دیر وقته... نباید تا الان خونه باشی؟پدر و مادرت نگران نمی‌شن؟ (جونگکوک چیزی نمی‌گه و فقط سکوت می‌کنه.) خب راه فرار جونگکوک از هر طرف بسته شده بود البته تا وقتی که یه صدایی شنیدن... (صدای لرزش گوشی) هر سه با تعجب به صدا برمی‌گردن. (صدای لرزش دوباره) جونگکوک گوشی رو از تو جیبش درمیاره ولی خب اگه قرار باشه بگیم رنگش به رنگ دیوار تبدیل شد بعد از اینکه اسم روی گوشی YOONGI دید باور میکنید؟ یا اگه بگیم جونگکوک بعد از جکاب دادن گوشی روحش از بدنش جدا شد چی؟ اون گوشی رو جواب داد ولی قرار نبود همچین کابوسی بشنوه!

اون خودش باعث شد سرنوشتی که همیشه ازش فراری بود ، سرش بیاد ...و همین باعث شد دوباره جین شکست بخوره
Continue....

تحلیل جواهرات کوکی😭😭 ========================== ♡:#BTS ♡:@houseofclouds
+1
تحلیل جواهرات کوکی😭😭
========================== ♡:#BTS ♡:@houseofclouds

برند جواهرات Graff در سایت خود اعلام کرد که جونگک را به عنوان سفیر جهانی جدید خودش انتخاب کرده❤️😭 «جونگک برای Graff شرکت Gra
+3
برند جواهرات Graff در سایت خود اعلام کرد که جونگک را به عنوان سفیر جهانی جدید خودش انتخاب کرده❤️😭 «جونگک برای Graff شرکت Graff جونگک، عضو گروه پاپ BTS، را به عنوان سفیر جهانی جدید خود انتخاب کرد. به مناسبت این همکاری جونگک ستاره کمپین تبلیغاتی جدید Laurence Graff Signature شد که آثار منحصر به فرد از مجموعه های جواهرات طلایی را به تماشا میگذاره❤️ این مجموعه که بازتاب‌دهنده DNA منحصر به فرد Graff به عنوان متخصص الماس و هندسه الماس را به جواهرات مدرن از طلای سفید، زرد و رزگلد خالص تبدیل می‌کنه الهام گرفته از نحوه‌ای که سنگ‌های استثنایی Graff نور را جذب، بازتاب و شکست می‌دهند، هر قطعه مجسمه‌ای با دقت از یک تکه طلای یکپارچه تراشیده شده است ادای احترامی به میراث پایدار خانواده گراف به عنوان پیشگامان مهارت استثنایی
 ========================== ♡:#BTS ♡:@houseofclouds

بچه ها اینو یه نگاه بندازید امروز دارم پارت بعدیشو اپلود میکنم

اینم بگم تقریبا کنسرت بنگتن واسه خود پسرا از بعد اجراهاشون تو کره اینجوری بود و شاد و سر زنده بودنشون مشخصه ژاپن که اصلا قوانینشون اجازه نمیده که گوشی استفاده بشه تمومی کنسرتای امریکا هایپ بالا داشت الانم که تو اروپان و بیشتر کشورایی اروپایی چندین سال کنسرت نداشتن همه درحال لذت بردنن فقط کره ی سگ پدر مثل خیار میمونن

همخوانی ارمیا تو بروسل که درسته صدا زیاده ولی به پای مادرید نمیرسه😭

این ویدیو از یونگی جدیدا وایرال شده😭

برم براتون مومنتای وایرال شده کنسرت بیارگ

جدا تایم زیادی از فیس شیم عکسای ادیت شده ی جیمین نگذشته بود که این اتفاق افتاد 💀
جدا تایم زیادی از فیس شیم عکسای ادیت شده ی جیمین نگذشته بود که این اتفاق افتاد 💀

جیمین و جونگکوک وای عالی این دوتا پسر خوشگلللللل و کوچولو😭😭😭 ========================== ♡:#BTS ♡:@houseofclouds