219
Підписники
Немає даних24 години
-37 днів
-1730 днів
Архів дописів
219
Repost from -𝐊-
وقتی ماه تولدت میرسه از همون روز اول منتظری که زودتر روز تولدت بشه...
روز ها یکی یکی میگذرن تا بالاخره میرسه شب تولدت...
نمیدونم برای بقیه هم اینطوریه یا نه ولی برای من همیشه غمگین ترینشب ساله.
شبی که بیشتر از همیشه فکر میکنی...
به یه سالی که گذشت.
به چیزایی که قرار بود تغییر کنن و نکردن به آدمایی که قرار بود کنارت باشن و نبودن
خاطره ها یکی یکی از جلوی چشمت رد میشن...
بعضیا لبخند میارن.
بعضیا فقط یه بغض.
امسال برای من پر از بالا و پایین بود.
شبهای زیادی رو با خودم،با فکرام و با دردایی که هیچکس ازشون خبر نداشت گذروندم.
روزای خوب هم داشتم.
روزای خیلی سخت هم داشتم...
ولی به هر شکلی بود،گذشت.
فقط امیدوارم سال بعد که این متن رو میخونم.
بتونم به خودم بگم:
همه چیز فرق کرده...
تولدم مبارک:)
