uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку 👈

ᅠ ᅠ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌雷洛ᅠ

ᅠ ᅠ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌雷洛ᅠ

Відкрити в Telegram

ᅠᅠᅠᅠ ᅠᅠᅠᅠᅠ𝖨𝖼𝗈𝗇𝗌 𝗈𝖿 𝗀𝗅𝗂𝗍𝗍𝖾𝗋 𝖺𝗇𝖽 𝖽𝗎𝗌𝗍 𝗀𝗈𝖽𝗌ᅠᅠᅠᅠ ᅠᅠᅠᅠᅠ𝗆𝖺𝖽𝖾 𝗈𝖿 𝗇𝗈𝗍𝗁𝗂𝗇𝗀 𝖻𝗎𝗍 𝖾𝖼𝗁𝗈𝖾𝗌ᅠᅠᅠᅠ ᅠᅠᅠᅠᅠᅠ ﹙kimThv7bot.t.me﹚⚓️ᅠᅠ ᅠᅠᅠᅠ

Показати більше
Іран153 101Категорія не вказана
210
Підписники
-124 години
-307 днів
-4930 днів
Архів дописів
واو چقدر لفتی داشتیم

Repost from N/a
دخترِ آوازخوانِ جنگل . در کناره‌ی جنگلی دور از هیاهوی شهر، جایی میان درختان بلند و هوای پاکِ صبحگاهی، دختری در خانه‌ای کوچک و آرام زندگی می‌کرد؛ دختری با موهای طلاییِ فر و بلندی که همچون رشته‌های زرینِ آفتاب بر شانه‌هایش می‌نشست. چهره‌ای لطیف و دلنشین داشت، اما آنچه او را در خاطر هر موجودی ماندگار می‌کرد، زیباییِ قلب و مهربانیِ بی‌انتهایش بود. هر بامداد، با پوشیدن جامه‌های کلاسیک و ظریفش، گربه‌ی کوچک خود را در آغوش می‌گرفت و همراه سگ وفادارش قدم در راه جنگل می‌گذاشت. مسیر سبز و خاموش جنگل، گویی با آمدنش جان تازه‌ای می‌گرفت؛ پرندگان بر شاخه‌ها آواز می‌خواندند و حیوانات با آرامش به استقبالش می‌آمدند. پس از گذر از میان درختان، به مزرعه‌ی کوچک خود می‌رسید؛ جایی که اسب‌ها، گوسفندان و دیگر حیوانات چشم‌انتظار حضورش بودند. با دستانی مهربان به آن‌ها رسیدگی می‌کرد، برایشان غذا می‌آورد و با همان آرامشی که همیشه همراهش بود، نوازششان می‌کرد. گویی تمام موجودات آنجا می‌دانستند که قلب این دختر، پناهی امن برای آن‌هاست. هنگام عصر، وقتی آفتاب آخرین پرتوهای طلایی‌اش را میان شاخه‌ها می‌پاشید، دختر بر تابِ چوبی کنار خانه می‌نشست. گربه‌ی کوچکش را در آغوش می‌گرفت، آرام نوازشش می‌کرد و ساعت‌ها در دنیای کتاب محبوبش غرق می‌شد. صدای ورق خوردن صفحات کتاب، همراه با آواز پرندگان و زمزمه‌ی باد، زیباترین موسیقیِ آن خانه بود. گاهی کتاب را کنار می‌گذاشت و با صدایی آرام و دلنشین آواز می‌خواند؛ صدایی چنان لطیف که حیوانات جنگل بی‌حرکت می‌نشستند و ساعت‌ها به آن گوش می‌سپردند. نه از روی عادت، بلکه زیرا در آن صدا آرامشی بود که دل هر موجودی را نوازش می‌کرد. و این‌گونه، دخترِ موطلاییِ جنگل، در میان کتاب‌ها، حیوانات و گل‌های وحشی، زندگی‌ای ساده اما سرشار از زیبایی داشت؛ زندگی‌ای که ثابت می‌کرد گاهی بزرگ‌ترین شکوه، در آرام‌ترین گوشه‌های جهان پنهان شده است.

ᅠ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

ㅤㅤ🔝𝖾𝗌𝗍 𝗆︎𝗂𝗌𝗌 #lisa 𝗍𝗁︎𝖺𝗂 ㅤㅤㅤ ㅤㅤ ㅤ𝗀︎𝖾𝗇︎𝖽𝖾𝗋 x24 𝗐𝗈𝗆︎𝖾𝗇︎ㅤㅤ

ㅤㅤ🔝𝖾𝗌𝗍 𝗆︎𝗂𝗌𝗌 #Jennie 𝗄︎𝗈𝗋𝖾𝖺ㅤㅤ ㅤㅤ ㅤ𝗀︎𝖾𝗇︎𝖽𝖾𝗋 x23 𝗐𝗈𝗆︎𝖾𝗇︎ㅤㅤ

‌ ‌‌ ‌$ 𝖦𝖠𝖮𝖭 # 𝖪𝖨𝖬
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ история крестного отца ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌