uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 / t𝖾𝗈d𝖾𝗇 🧜🏼‍♀️

𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 / t𝖾𝗈d𝖾𝗇 🧜🏼‍♀️

Відкрити в Telegram

𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 | Daha17 archive 🧜🏼‍♀️ t𝖾𝗈d𝖾𝗇 . Instagram | mmemoriise

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
1 452
Підписники
+124 години
-67 днів
+3630 днів
Архів дописів
وای🤣🤣🤣🤣🤣

اراس=اسپایدرمن بی

خوبه پنج تا نویسنده داریمو انقدر احمقن واقعا با همه حرفات موافقم😭😭😭

درسته ک تازه قسمت دهیم ولی ب نظرم روند داستان یه خورده کنده شخصیت لیلا رو خیلی بد دارن می‌نويسن در مورد زخمش ک هیچ توضیحی نمیدن آراس هم ک ت پیدا کردن داداشش هیچ پیشرفتی نکرد تقریبا هیچی از خانوادش نمیدونیم تئومان چ بلایی سرش آوردن ک همه چی یادش رف یا چ میدونم لیلا چرا مثلا باید انقدر دنبال ی پسری باشه ک کلا یه ماهه میشناستش لیلا ک از نظر محبت ب نظرم کمبودی حداقل از سمت پدرش نداره هرچی‌شبنم باهاش بد باشه باباش براش‌جبران می‌کرد دیگ حداقل ما باید ب یکی از جوابای این سوالامون برسیم دیگ ب نظرم یکی از مهمترین چیزایی ک این سریالو جذاب کرده بود همین قضیه برادریشون بود ک نویسنده انگار یادش رفته کلا قسمت بعد راستش من بیشتر از همه تئوراسو میخوام و اینکه لیلا اراسو ول کنه لیلا هرچی بیشتر دنبال آراس بدوعه برعکس جواب میده و فرق این دوتا اینه ک لیلا خودش قبول داره ک از آراسو دوس داره اون خنگول اصا گردن نمیگیره 🙄

من خوندمشش خیلی خوب بودددد😭😭😭

Part: 2 دنیز بعد خوابیدن علی برای قدم زدن از خونه میزنه بیرون و ارپادش رو میزاره تو گوشش و به سمت ساحل میره Time : 9 PM وقتی اروم با خودش قدم میزنه یهو چشمش به تئو میوفته ک با دستاش اشک هایی ک از چشمش میوفته رو پاک میکنه دنیز حس عجیبی میگیره و میره پیشش ' نزدیکتر میشه و روبه روش وایمیسته _حالت خوبه؟ ' تئو زود اشک هاشو پاک میکنه و سرش رو به سمت دنیز بلند میکنه _ دنیز کیزی تو از کجا پیدات شد نکنه تعقیب ام میکنی ' دنیز میشینه روی صندلی کنار تئو + دو دیقه دلقک نباش ببینم چیشده _ باش باش عصبی نشو ، خب بگو ببینم چرا اومدی اینجا + داشتم قدم میزدم دیدم حالت خوب نیس و اومدم پیشت ' تئو لبخند میزنه و صورتشو نزدیک دنیز میکنه طوری ک نفس هاش به صورت دنیز می‌خورد _ نکنه نگران من شدی 'دنیز ک حس عجیبی میگیره یهو گونه هاش سرخ میشه و از صندلی پا میشه + چرت نگو، مثل اینکه حالت خوبه منم الکی اومدم _ الان چیشد یهو ، خب پس بیا قدم بزنیم دنیز چیزی نمیگه و از جلو اروم اروم میره و تئو هم پشتش + تو چرا نمیری خونه این وقت شب _ خب شاید باورت نشه ولی فعلا خونه ندارم + یعنی چیی ' تئو جریان رو واسه دنیز تعریف میکنه + کرم از خودت بوده ولی کار پدرت هم اشتباه بود یکم زیاده روی کرده _ شاید ، امشب جایی برای موندن ندارم ' دنیز ک دلش نمیومد تئو رو تنها بزاره و از اونجایی هم ک خونشون خالی بود یه فکر شیطانی به سرش زد + میتونی امشب خونه ما بمونی ولی فقط امشب _ جدی میگی دنیز کیزی ، واقعا خوشحالم کردی ' دنیز یه لبخند ریزی میزنه و با تئو میرن به سمت خونه

Part:1 تئو طبق معمول باز سر به سر اراس گذاشته بود و اراس هم برای اعتراض به خونه اککیا ها اومد هاکان : این چرا باز اومد ! شبنم : فک کنم نمیتونیم از دست این بشر خلاص بشیم اراس نزدیک میشه تئو : اووو ببنید کی اینجاس اراس شجاع و اندکی عصبی 'اراس با اعصبانیت میره جلوی هاکان _نمیخوایین این پسر کرموتون رو جمع کنید بسه دیگ شما چی میخوایین از جون من هاکان : اروم باش توضیح بده ببینم چی شده _پسرتون کتاب های درسی منو برداشته و ما فردا امتحان داریم تئو : چرا دروغ میگی بچه هاکان دستش رو میندازه دور شونه اراس و میبره اونور با خودش _من از تئومان کتاب هات رو میگرم و میدم تو برو و اروم باش فعلا اراس : من میرم ولی دفعه بعد با پسرتون برخورد جدی میکنم اراس میره و بعدش هاکان با صورتی خشن و عصبی میاد و از دست تئو میگیره و میبره سمت در خونه _ بهت گفته بودم سر به سر اون نزار و کاریش نداشته باش ولی تو مثل اینکه آدم بشو نیستی تئو : ولم کن ، بابا داره دروغ میگه ولم کن هاکان دست تئو رو می‌پیچونه و میندازه بیرون از خونه _ بابا چیکار داری میکنییی نکن ولم کن هاکان : در هارو ببنديد و نزارین این حیوون بیاد خونه تئو ک نمیدونست چیکار کنه چند بار با دوتا دستاش به در میکوبه ولی در رو باز نمیکنن با خودش کمی راه میره و میره به سمت ساحل میشینه روی صندلی و به کارای خانوادش و رفتارش نسبت به خودش فک میکنه و چشماش پر اشک میشه

Part:1 تئو طبق معمول باز سر به سر اراس گذاشته بود و اراس هم برای اعتراض به خونه اککیا ها اومد هاکان : این چرا باز اومد ! شبنم : فک کنم نمیتونیم از دست این بشر خلاص بشیم اراس نزدیک میشه تئو : اووو ببنید کی اینجاس اراس شجاع و اندکی عصبی 'اراس با اعصبانیت میره جلوی هاکان _نمیخوایین این پسر کرموتون رو جمع کنید بسه دیگ شما چی میخوایین از جون من هاکان : اروم باش توضیح بده ببینم چی شده _پسرتون کتاب های درسی منو برداشته و ما فردا امتحان داریم تئو : چرا دروغ میگی بچه هاکان دستش رو میندازه دور شونه اراس و میبره اونور با خودش _من از تئومان کتاب هات رو میگرم و میدم تو برو و اروم باش فعلا اراس : من میرم ولی دفعه بعد با پسرتون برخورد جدی میکنم اراس میره و بعدش هاکان با صورتی خشن و عصبی میاد و از دست تئو میگیره و میبره سمت در خونه _ بهت گفته بودم سر به سر اون نزار و کاریش نداشته باش ولی تو مثل اینکه آدم بشو نیستی تئو : ولم کن ، بابا داره دروغ میگه ولم کن هاکان دست تئو رو می‌پیچونه و میندازه بیرون از خونه _ بابا چیکار داری میکنییی نکن ولم کن هاکان : در هارو ببنديد و نزارین این حیوون بیاد خونه تئو ک نمیدونست چیکار کنه چند بار با دوتا دستاش به در میکوبه ولی در رو باز نمیکنن با خودش کمی راه میره و میره به سمت ساحل میشینه روی صندلی و به کارای خانوادش و رفتارش نسبت به خودش فک میکنه و چشماش پر اشک میشه

موقیت زمانی سناریو : تئو با سیلا کات کرده و دنیز هم فهمیده اراس و تئو باهم دادشن و نسبت به تئو دیگ گارد نداره و حس هاش نسبت بهش داره شروع میشه و کرم های تئومان نسبت به اراس ادامه داره (نورای و ایلهان رفتن روستای مامان ایلهان تا یه هفته برنمیگردن دنیز و علی تو خونه تنها میمونن)

من یه سناریو نوشتم حالا اگه خوشت اومد بزار چنل بچه ها هم ببینن و اگه دوس داشتن پارت های بعدی رو هم بنویسم

خوشگلم دیشب که گفتم بات به مشکل خورده بود پیاماتون رو دوباره بفرستید

جواب ناشناسارو نمیدی اصن

دیلارا خیلی قلب خوبی داره، اصلا خیلی وایب خوبی میده😭🫀

استوری جدید دیلارا برای تولد جرن🐣😭 ترجمه: چه خوب که به دنیا اومدی جرنوشوم، سالی باشه که همه چیز براورده بشه و خوشحال باشی �
استوری جدید دیلارا برای تولد جرن🐣😭
ترجمه: چه خوب که به دنیا اومدی جرنوشوم، سالی باشه که همه چیز براورده بشه و خوشحال باشی
🫧 𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 / t𝖾𝗈d𝖾𝗇 #Dilara 🧜🏻‍♀ @mmomoriisee

جدید از جرن سر ست ❤️ 🫧 𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 / t𝖾𝗈d𝖾𝗇 #Ceren 🧜🏻‍♀ @mmemoriisee
جدید از جرن سر ست ❤️ 🫧 𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 / t𝖾𝗈d𝖾𝗇 #Ceren 🧜🏻‍♀ @mmemoriisee

— وایییی خوشگلای من،جفتشونم سفیده لباساشون ست دادن بهشون😭😭💘
— وایییی خوشگلای من،جفتشونم سفیده لباساشون ست دادن بهشون😭😭💘

بازم از این ست اسپویل اومده
هاکانه حس میکنم ممکنه اینا آدمایی باشن که با ماشین زدن به لیلا و اراس یاعم باز این مرتیکه یه غلطایی میکنه😭😭😂
🫧 𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 / t𝖾𝗈d𝖾𝗇 #Set #Spoil 🧜🏻‍♀ @mmemoriisee

— پیجمون فالو نشه؟😭🥹🔥

توبه استغرلله یاااااا 😡😡😡