418
Підписники
-424 години
-217 днів
-10830 днів
Архів дописів
417
یبار با دوستم بعد مدرسه رفتیم کتابخونه نزدیک مدرسهمون..
یه آقای مسئول اونجا بود،هر چی بهش گفتیم چه کتابی پیشنهاد میدین بهمون بخونیم هیچ اسمی نیاورد
گفت" هر گلی یه بویی داره،هر کدوم رو که خواستی باز کن و بعدش کم کم میفهمی از کدوم بو بیشتر خوشت میاد"
میگفت انقد چنتا کتابو تو اینستا بولد کردن که همه فقط دنبال همونان و لذت پیدا کردن سلیقه خودشونو از دست میدن
