_RHi
Відкрити в Telegram
1 031
Підписники
-2824 години
-567 днів
-5630 днів
Архів дописів
1 028
ما دیگه اون نوجوونای قدیم نیستیم که با شنیدن سینوس کسینوس خندمون بگیره،
بزرگ شدیم،نه؟
بچه کوچیکا بهمون میگن خاله، عمو..
قدمون چند هوا بلندتر شده،
.دیگه دستمون به کابینت بلندای آشپزخونه میرسه و پامون به گاز و کلاچ...
بعضیامون انقدر بزرگ شدن رفتن پی سیگار،
بعضیامونم نه،دیدن غم و غصه شون دود کردنی نیست، نشستن خوردنش!
ما دیگه روزای برفی لیز نمیخوریم،
نه که زمینِ یخ زده لیز نباشه ها،
فقط یاد گرفتیم باید با احتیاط قدم برداریم که با مخ نریم تو زمین...
قلبامون چی شد راستی؟!
بعضیامون دل شکستن، خیلیامون دل شکسته ان، بعضیامون دل باخته و بعضیامون دل تنگ...
ما خیلی وقته که دیگه بچه نیستیم،
ولی پیر شدیم یا بزرگ؟!
اینه که جای بحث داره...
1 028
درود بر کسانی که شبهای فراوان تکیهگاه افراد بسیاری بودند اما در شبهای تنهایی خود هیچ تکیهگاهی جز تنهایی نداشتند .
