756
Підписники
+324 години
+87 днів
+4430 днів
Архів дописів
756
ای کاش فقط عجیب باشه
من با سه نفر دوست بودم
یه بار سر یکی از امتحانام خیلی نشستم
وقتی اومدم بیرون یکیشون گفت
وای چه خبرته این همه نشسته بودی
داشتی چیکار میکردی مگه
یهو اون یکی برگشت گفت
داشته کتاب رو بازنویسی میکرده احتمالا
و خندید
و بار ها منو مسخره کردن و مدعی هم بودن من زیادی حساسم
خب ببخشید اومدی دانشگاه چه غلطی کنی پس؟
جدی میگم همه نمیخواد دانشگاه برن
برو یه بیزینس برای خودت راه بنداز😭
https://t.me/damnukilla/7322
