Rêverie
Відкрити в Telegram
متن ها همه دلنوشته های شخصی هستند محبت کنید و کپی نکنین🤍 @LaMmusebot
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
2 348
Підписники
-724 години
-17 днів
+50730 днів
Архів дописів
2 350
🎧📖کتاب و پادکست میخوام؟
فـولـدر مـورد عـلاقـهم!!
🍿📺لیست فیلم و سریال میخوام؟
فـولـدر مـورد عـلاقـهم!!
🥟🍨رسپی غذا و دسر میخوام؟
فـولـدر مـورد عـلاقـهم!!
🤍🪽میخوام انگیزه بگیرم برای درس خوندن و ورزش؟
فـولـدر مـورد عـلاقـهم!!
😕🌟میخوام استراحت کنم؟
فـولـدر مـورد عـلاقـهم!!
🐈⬛🎨میخوام نقاشی یاد بگیرم؟
فـولـدر مـورد عـلاقـهم!!
🖤💭 کل محتوایی که دنبال میکنم رو تو همین فولدر جمع کردم اگه کنجکاوین من چی رو دنبال میکنم✌🖤
2 350
سلام عزیزم میشه اینو بزاری تو کانالت لطفا
سلام خسته نباشید خوب هستید ببخشید کسی هست ک بخواد در حد قیمت ی دفتر کمک کنه لوازم تحریر بخرم وضعیت مالی خوبی ندارم ممنون میشم کمک کنید❤️
@Im_fatemmehh
2 350
از اینکه به یک دختر میگویند انشالله عروسیتو ببینیم متنفرم.
نه به خاطر اینکه ازدواج چیز بدیست؛ اگر کسی عاشق شود، آدم درست زندگیاش را پیدا کند و بخواهد کنار او زندگی بسازد، خیلی هم زیباست.
چیزی که آزارم میدهد این است که چرا برای یک دختر، ازدواج را تبدیل کردهایم به خط پایان.
چرا وقتی یک دختر را میبینیم، به جای اینکه بگوییم موفقیتت رو ببینم، میگوییم عروسیت رو ببینم؟
چرا آرزو نمیکنیم دانشگاهی که میخواهد قبول شود را ببینیم؟
کتابی که یک روز مینویسد؟
شرکتی که راه میاندازد؟
خانهای که با زحمت خودش میخرد؟
کشوری که بالاخره به آن سفر میکند؟
هنری که در آن استاد میشود؟
رویاهایی که سالها برایشان جنگیده؟
چرا وقتی یک دختر از آیندهاش حرف میزند، اولین چیزی که بعضیها میپرسند این است که کی قراره ازدواج کنی؟
انگار تمام آن چیزی که از زندگی یک زن انتظار داریم، این است که یک روز کسی او را انتخاب کند.
و این، به نظرم، یکی از بدترین شکلهای کوچک شمردن زن است.
چون وقتی مدام به یک دختر میگویی عروسیتو ببینیم، حتی اگر نیتت خیر باشد، داری ناخودآگاه به او یاد میدهی که تمام هدفش باید همین باشد.
اما موفقیت یک زن نباید به این وابسته باشد که چه کسی دوستش دارد یا چه کسی حاضر شده با او زندگی کند.
یک زن میتواند ازدواج کند و همچنان هزار آرزوی دیگر داشته باشد.
میتواند اصلا ازدواج نکند و زندگیاش باز هم کامل باشد.
میتواند مادر باشد، هنرمند باشد، وکیل باشد، معلم باشد، پژوهشگر باشد، مسافر باشد، یا فقط انسانی باشد که صبح از خواب بیدار میشود و برای ساختن زندگیای که دوست دارد تلاش میکند.
اصلا چرا باید زندگی یک زن را با وضعیت تاهلش اندازه بگیریم؟
چرا اگر یک دختر در بیستسالگی ازدواج کند، همه میگویند خدا خوشبختت کنه اما اگر همان دختر در بیستسالگی یک رویای بزرگ را دنبال کند، کمتر کسی برایش ارزوی خیر میکند؟
من دلم میخواهد آرزوهایمان برای دخترها را عوض کنیم.
به جای عروسیتو ببینیم بگیم
روزی رو ببینم که به چیزی که همیشه میخواستی رسیدی.
روزی رو ببینم که اسمت رو با افتخار پای کاری که خودت ساختی مینویسی.
روزی رو ببینم که آزادی و استقلالی که میخواستی رو به دست آوردی.
روزی رو ببینم که آنقدر زندگی کردی که دیگر لازم نباشد برای ارزشمند بودنت، انتخاب شدن توسط یک نفر را ثابت کنی.
و اگر روزی ازدواج کرد، خیلی هم خوب
آن روز هم میتوانیم برایش آرزوی خوشبختی کنیم.
اما ازدواج را نباید بزرگترین دستاورد یک زن کنیم.
یک دختر فقط عروس آیندهی یک خانواده نیست.
او یک انسان است، با ذهنی که میخواهد کشف کند، قلبی که میخواهد تجربه کند، و رویاهایی که هیچ ربطی به حلقهای دور انگشتش ندارند.
به شخصه بنظرم زیباترین جملهای که میشود به یک دختر گفت این است که
دلم میخواد ببینم خودت رو کجا میرسونی.
چون آخرش، قرار نیست همهی دخترها به یک مقصد برسند.
و همین خوب است.
قرار نیست همهی ما یک زندگی شبیه هم داشته باشیم تا زندگیمان ارزشمند باشد.
2 350
⠀ ꒰ کانسـپت تـلگرامم ׅ 🍒 𝅄 𝆬⠀🤩⠀꒱ ׂ
حالا که چنلهای موردعلاقهشون همش چای، ماچا، گاثوایب، دیوا و اسلیه، چنلهای موردعلاقهی من وایب جنگل آروم و بارونی میدن. ﹙عاشقشونم☹️﹚
2 350
Some lovely media from this week✨️
just one more drink_jazz noir:
https://youtu.be/7gtIh5dF9Xk?si=HCbkN7KYgT5lwf_P
the last waltz of summer:
https://youtu.be/6alXFT-5dnc?si=BwNGmO39EJKL0qUS
persian jazz:
https://open.spotify.com/playlist/6s2A1lsP2yXfHg38YpLNHJ?si=hGb-m5eVSZ6HECoye5Nusw&utm_source=copy-link
داستان آلمان شرقی:
https://open.spotify.com/episode/5jhTVBXxaWsMTS9IIE562Q?si=2vICCn2rSPaA6wD7NfYdsg&utm_source=copy-link
انسان نئاندرتال:
https://open.spotify.com/episode/1nhBWYK4XrECkD5w2ojDfK?si=qsEO4zs-Qh2kvg_IGGTJuQ&utm_source=copy-link
ملکه کلئوپاترا:سیاست زنانه در بازی قدرت
https://youtu.be/WlmCPCzWmoY?si=sNglk76JYrFQjp6W
چگونه آمریکا قدرت جهانی را از بریتانیا دزدید؟
https://youtu.be/MKnguYrCXU8?si=tjnaYfOnJGNLAbbr
دلبستگی:
https://open.spotify.com/episode/6qhzdaHUdKBXhzGw4gJ1qC?si=3rg8SvEoQQmBUdLD7heFjQ&utm_source=copy-link
2 350
من به یک خالق باور دارم نه انطور که اگر باور نداشته باشم، دنیا برایم بیمعنا میشود؛ بیشتر به این دلیل که در ذهن من وجود این جهان، این همه پیچیدگی بدون یک آغازکننده برایم قابل تصور نیست.
اما یک چیز را نمیفهمم؛ چرا به محض اینکه میگوییم خدا باید تمام مسئولیت زندگیمان را هم به او بدهیم؟
چرا اگر کاری شد، میگوییم خدا خواست و اگر نشد میگوییم قسمت نبود؟
انسان عقل دارد، انتخاب دارد، اراده دارد، پس اگر قرار بود همه چیز از پیش تعیین شود این همه اختیار دقیقا برای چیست؟
اگر پزشکی سالها درس میخواند، شبها بیدار میماند هزاران بیمار میبیند و در جان یک نفر را نجات میدهد، چرا باید تمام زحمتش را نادیده بگیریم و بگوییم خدا خواست زنده بماند
نه عزیز من.
آن آدم خودش درس خوانده، خودش زحمت کشیده، خودش تصمیم گرفته و خودش مسئولیت یک جان را پذیرفته.
و اگر همان پزشک اشتباهی کرد نمیشود فقط شانه بالا انداخت و گفت قسمت بود.
اصلا قسمتی نیست اشتباه ماست.
گاهی کمکاری کردهایم.
گاهی انتخاب بدی کردهایم.
گاهی دیر جنبیدهایم.
گاهی آدم اشتباهی را انتخاب کردهایم.
گاهی آنقدر از شکست میترسیم که ترجیح میدهیم شکستمان را به گردن تقدیر بیندازیم تا مجبور نباشیم به خودمان اعتراف کنیم که شاید اشتباه کردهایم.
و همین آدمها وقتی موفق میشوند، ناگهان قسمت را فراموش میکنند میگویند دیدی؟من تونستم.
پس بالاخره کدام است؟
خودت ساختی یا خدا خواست؟
اگر قرار است همهچیز را به خدا نسبت بدهیم، سهم ما از زندگی چیست؟
برای من عجیب است که موجودی را که قرار است فراتر از انسان باشد، با محدودیتهای انسانیمان تصور کنیم.
میگوییم خدا مهربان است، عصبانی میشود، ناامید میشود، ناراحت میشود، مجازات میکند
اما چرا؟
مگر خدا انسان است که احساسات انسانی داشته باشد؟
مهربانی، خشم، ناامیدی صفت های انسانیاند؛
ما احساس داریم چون انسانیم.
پس یکی از بزرگترین اشتباهاتمان این است که چیزی را که نمیتوانیم بفهمیم را شبیه خودمان کنیم تا فهمیدنش برایمان راحتتر شود.
ما خدایی ساختهایم که شبیه خودمان خشمگین میشود، شبیه خودمان مجازات میکند و حتی شبیه خودمان دنبال اطاعت است.
چون تحمل خدایی که نمیدانیم چیست، برایمان سختتر از خدایی است که بتوانیم مثل یک انسان تصورش کنیم.
من نمیدانم خدا سرنوشت تعیین میکند یا نه.
نمیدانم برای تکتک اتفاقهای زندگی ما از قبل داستانی نوشته شده یا نه.
اما چیزی که میدانم این است که نمیخواهم از خدا به عنوان چیزی برای زندگی نکردن استفاده کنم.
نمیخواهم وقتی چیزی را میخواهم، تلاش نکنم و فقط بگویم اگر خدا بخواهد میشود.
نه.
اگر میخواهم، تلاش میکنم.
اگر نشد، بررسی میکنم چرا نشد.
اگر اشتباه کردم، میپذیرم.
اگر کسی را از دست دادم، به جای اینکه تمام ماجرا را در یک کلمهی قسمت دفن کنم، سعی میکنم بفهمم چه چیزی از آن اتفاق باید یاد بگیرم.
کل ایمان برای من همین است؛
اینکه وجود یک خالق را بپذیری، بدون اینکه مغز و ارادهات را تعطیل کنی.
چون اگر قرار بود ما هیچ اختیاری نداشته باشیم پس عقلمان برای چیست؟
تفاوت ما با حیوان دقیقا همینجاست.
حیوان غریزه دارد.
ما هم غریزه داریم، اما علاوه بر آن قدرت فکر کردن داریم.
میتوانیم انتخاب کنیم.
میتوانیم بفهمیم کاری درست بوده یا غلط.
میتوانیم جلوی یک میل را بگیریم.
میتوانیم برخلاف چیزی که میخواهیم، کاری را انجام بدهیم چون میدانیم درستتر است.
پس چرا وقتی نتیجه خوب است، اراده داریم و وقتی نتیجه بد است، قسمت؟
مشکل ما خدا نیست.
شاید مشکل ما ترس از مسئولیت است.
چون انسان ترجیح میدهد فکر کند زندگیاش از قبل نوشته شده، چون اگر همهچیز از قبل نوشته شده باشد، دیگر لازم نیست بابت اشتباهاتش خودش را سرزنش کند.
میتواند بگوید قرار بود اینطور شود.
و تمام.
اما من ترجیح میدهم اگر قرار است خدایی وجود داشته باشد، وجودش بهانهای برای کمتر فکر کردن من نباشد؛ برعکس، دلیلی باشد برای اینکه بیشتر فکر کنم.
من نمیخواهم انسانی باشم که تمام عمرش دست روی دست میگذارد و منتظر میماند تا چیزی که اسمش را سرنوشت گذاشته، برایش تصمیم بگیرد.
اگر خدایی هست، ترجیح میدهم او را پشت تمام شکستهایم پنهان نکنم.
نه خدا خواسته نه قسمت بوده.
گاهی فقط یک انسان تصمیم گرفته.
و باید جرئت داشته باشیم مسئولیت همان تصمیم را هم به عهده بگیریم.
