پژواك𓋜
Відкрити в Telegram
Iɴᴀʟʟᴀʜᴀ Mᴀᴀ`s Sᴀʙɪʀᴇᴇɴ.. 🦢 ㅤㅤ
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
214
Підписники
+224 години
+27 днів
+330 днів
Архів дописів
پرنسس دایانا میگفت:
مرا سفیدپوستان، سیاهپوستان، همجنسگرایان و یهودیان دوست داشتند، اما کسی که دوستش داشتم، نه.
و این، غمانگیزترین حقیقت زندگیام بود.
و کاش، وقتی ابر غم
به گلوی کوچکت میرسد، از یاد نبری شانهای در کار نیست.
و بهتر است بپذیری، همیشه قرار است در آغوش باد گریه کنی؛
زیرا رنج تنهاست،
و رنجور، تنهاتر.
داستانك_
دخترک گوشهای ایستاده بود و عروسیِ محبوبش را به تماشا نشسته بود؛
بیآنکه کسی بداند چه غوغایی در دلش برپاست.
نگاهش روی چهرهی مردی مانده بود که روزی تمامِ رؤیاهایش را با نامِ او ساخته بود.
اما امشب، همان چشمها برای دختر دیگری میدرخشیدند؛
همان لبخند، همان شوق، همان نگاهِ عاشقانه...
فقط یک قطره اشک از گوشهی چشمش لغزید و آرام روی گونهاش نشست؛
یک قطره، اما انگار تمامِ سالهای دلتنگی و تمامِ حسرتش در همان یک قطره جمع شده بود.
با خودش گفت:
«اگر من جای آن دختر بودم، باز هم همینقدر شوق در چشمانت مینشست؟
باز هم وقتی نگاهم میکردی، قلبت اینگونه بیقرار میشد؟
باز هم برای رسیدن به من اینهمه ذوق میکردی؟
شاید... شاید اگر من همان دختری بودم که امشب کنارت ایستاده، مرا هم همینقدر دوست میداشتی.»
لبخند تلخی روی لبش نشست.
نه...
او برای دخترک بلد نبود اینگونه عاشقانه نگاه کند؛
اما برای دختری که مادرش انتخاب کرده بود،
انگار عشق را بهتر از هر کسی بلد بود.
دخترک نگاهش را از آن دو گرفت؛
دلش میخواست برای تمامِ رؤیاهایی که هیچوقت به حقیقت نپیوستند،
فقط یک بار گریه کند؛
اما حتی اشکهایش هم انگار خستهتر از آن بودند که جاری شوند.
سرش را پایین انداخت و زیر لب گفت:
«پس تمامِ آن چیزهایی که من در خواب میدیدم،
قرار بود یک روز برای دیگری اتفاق بیفتد...»
و در میانِ صدای خندهها و تبریکها،
تنها چیزی که سهمِ او شد،
همان یک قطره اشکی بود
که هیچکس ندید.
#هیله
Repost from N/a
این پست را فور کنید؛
تا شما را به یکی از شخصیتهای یک رمان تشبیه کنم،
و در سه واژه،
حال و هوایتان را به تصویر بکشم... 📖✨
🎀🦦
بدونِ محدودیت 🌱
Repost from واژههایِ درمانگر🫀💙
ما آدمهای هستیم، که برای گریه کردن، دلیلهای بزرگتری از (عشق) داریم.
#ساره_مجددی
Repost from N/a
شوقِ گم شدنِ انگشتانم لابلای انبوهِ موهایت،
مانندِ چراغِ کوچکی در کورسوی تاریکی،
در دلم میسوزد....
✨🥀
#یاس_یوسفی
از ابن عباس روایت است
که پیامبر گرامی پیش از خواب «الم تنزیل» (سوره سجده) و «تبارک الذی بیده الملک» (سوره مُلک) را میخواندند.
سوره مُلک فضیلت بزرگی دارد؛ پیامبر ﷺ فرمودند سورهای سی آیهای برای صاحبش شفاعت میکند تا آمرزیده شود؛ و آن سوره، مُلک است.
همچنین در روایات، برای سوره مُلک حفاظت از عذاب قبر ذکر شده است.
