دومآن.
Відкрити в Telegram
داروساز/ از من، رو به هرکسی که میخواند.
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
264
Підписники
Немає даних24 години
-37 днів
-2330 днів
Архів дописів
264
Repost from هَسْتیـشِناسی
بسیاری از سؤالهایم،
حاصلِ زندگیِ نزیستهام بودند؛
آدم وقتی واقعاً زندگی میکند،
دیگر برای زیستن، اینهمه سؤال نمیپرسد...!
— هَسْتیـشِناسی
264
روحهای عمیق، همانهایی هستند که سختترین نبردها را سکوت کردند و حالا سادهترین زیبایی ها را میپرستند.
264
زندگی بیشتر از آنکه مجموعهای از انتخابها باشد،
مجموعهای از چیزهاییست که انتخاب نکردهای.
با آدمهایی که نماندی،
شهرهایی که نرفتی،
حرفهایی که نگفتی،
و زندگیهایی که میتوانستی داشته باشی؛
اما نداشتی.
_ف.
264
خاطرهها عجیباند؛
نه میشود نگهشان داشت، نه میشود دورشان ریخت.
یک بو، یک آهنگ، گوشهای از یک خیابان کافیست تا سالها را در چند ثانیه به یادت بیاورند.
شاید گذشته نمیخواهد برگردد؛
فقط گاهی میآید مطمئن شود هنوز جایی در تو زنده است.
_ف.
264
آنقدر وسیع بود که زمانی که دیگری اشتباه میکرد، به جای گناهکار دیدن او، در پی فهمیدن حالش میرفت.
264
Repost from هَسْتیـشِناسی
هرچه بیشتر نگاه میکنم، بیشتر به این فکر میکنم که شاید بعضی آدمها با مقدار بیشتری از احساس به دنیا میآیند؛
بیشتر میبینند، بیشتر لمس میکنند، بیشتر درگیر میشوند و شاید عمیقتر از آنچه ظرفیتشان اجازه میدهد، احساس میکنند.
به همین دلیل است که بعضی از آنها به هنر پناه میبرند؛نه لزوماً برای اینکه هنرمند بودن آنها را نجات میدهد،بلکه برای اینکه هنر راهیست برای بیرون ریختنِ چیزی که درونشان بیش از حد زیاد است.
— هَسْتیـشِناسی
264
میگردی، بین فلسفه میگردی، لابهلای ادبیات میگردی، درون سینما میگردی، میان موسیقی میگردی، بلکه فیلسوفی تو را یافته باشد، ادیبی تو را نوشته باشد، فیلمسازی تو را ساخته باشد و موسیقیدانی تو را نواخته باشد.
آدمی تشنه جرعهای درک شدن است؛
میخواهد خودش را بخواند و ببیند و بشنود.
