دومآن.
Відкрити в Telegram
حاشیهیِ نور/ داروساز؛ پناهگرفته در رنگ و واژه. ردّی از خودت به جا بگذار: http://t.me/HidenChat_Bot?start=8334943286
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
312
Підписники
-724 години
-407 днів
-4030 день
Архів дописів
310
او شبیه حاشیهی یک کتاب کهنه بود؛ تمام حرفهای اصلیاش را آنجا نوشته بود، جایی که هیچکس نگاه نمیکرد.
310
به گمانم دنیا در نهایت همه را به یک جا میرساند؛
به سکوت، به تماشا، به فاصلهای امن از هیاهوی آدمها.
310
در قضیه خودکشی پسر اروین یالوم، اکثراً از این متعجبند که پسر یک رواندرمانگر مشهور بوده. نکتهی مهمتر شاید این باشه که ویکتور یالوم، خودش دکتری روانشناسی بالینی داشت و نزدیک به ۴۰ سال به کار رواندرمانی مشغول بود.
310
بعضی آدمها آنقدر تنها میشوند که دیگر تنهایی برایشان یک انتخاب نیست؛ سرنوشت است. نه خانواده آنها را میفهمد، نه دوستان، نه جامعهای که هر روز از آنها توقع بیشتری دارد. همه طلبکارند، اما کمتر کسی میپرسد: «حالت چطور است؟»
هر بار که زیر بار بیانصافی خم میشوند، به جای دستی برای بلند شدن، انگشتی به سمتشان نشانه میرود. دردهایشان قضاوت میشود، سکوتشان بیتفاوتی تعبیر میشود و خستگیشان تنبلی. انگار هیچکس نمیبیند که آنها مدتهاست در حال جنگیدناند. و کمکم، آدم از جایی به بعد دیگر توضیح نمیدهد. دیگر از خودش دفاع نمیکند. فقط عقب مینشیند و در تنهاییِ خودش فرو میرود؛ نه چون تنهایی را دوست دارد، بلکه چون از درک نشدن خسته شده است.
310
دلم میخواست چیز محکمی به او بگویم که بداند چقدر دوستش دارم...
گفتم: تو مسیح منی.
_سمفونی مردگان / عباس معروفی
