542
Підписники
+124 години
+17 днів
-330 днів
Архів дописів
539
بنبست
اوکی من از اون شروع انتظار اون پایان رو نداشتم. ولی انگار انتظاری جز این هم نباید میداشتم:))
کوتاه بود، اما نه ساده. گذشتن از این اون دو دیالوگ آخر خیلی هم راحت نیست:)
539
LIN
نمیدونم معنی این اسم چیه، ولی آواش هم مقل داستانش، نرمه:)
هیچوقت گفته نشد اون غم انتهای نگاه نانی که بهش اشاره شد، چطور اونجا نشسته، ولی لازم نبود وقتی توی تک تک کلمات، پاک شدنش به دست اسکای رو میشد حس کرد🥲✨
