741
Підписники
-224 години
+97 днів
-11330 днів
Архів дописів
+4
یعنی همش نقشه بود رزی؟🥹
اگه این تئوری واقعی بشه چی میشه به نظرتون ؟#Lilith #Sarah #Rosie ~@PentagonSociety~
+3
یعنی همش نقشه بود رزی ؟🥹
اگه این تئوری واقعی بشه چی میشه به نظرتون ؟#Lilith #Sarah #Rosie ~@PentagonSociety~
قبول دارم بغلش واقعا نرم به نظر میاد
لوسیفر اول صبحا شبیه بچه ها میشه#Alastor #Lucifer ~@PentagonSociety~
+3
آدام صدات نمیاد بلند تر بگو
البته که نمیخوایم گوش کنیم هم دلیل هست#Adam #Charlie #Lucifer #Husk ~@PentagonSociety~
+3
بهبه چه پسرای جذابی~
شما میتونید به هر سناریویی بعد از جشن فکر کنید#Leliel #Joel ~@PentagonSociety~
+3
لوسیفر انقدر خودتو سرزنش نکن
همیشه کسایی هستن که کمکت کنن
ادیتور :#Lucifer #Beelzebub ~@PentagonSociety~
+3
🌟 Satna Morningstar
لقب:
The Fallen Seraph / فرشتهی سقوطکرده
نقش:
فرشتهی سقوطکرده و محافظ خانوادهی Morningstar
جایگاه:
یکی از موجودات قدرتمند و بانفوذ جهنم
سن ظاهری:
حدود 23 سال
سن واقعی:
نامشخص؛ بسیار قدیمیتر از چیزی که ظاهرش نشان میدهد
💫 تیپ شخصیتی (MBTI): ENTJ«فرمانده» ساتنا شخصیتی مقتدر، مستقل، بااعتمادبهنفس و کنترلگر داره. دوست داره خودش تصمیم بگیره و از اینکه دیگران براش تعیین تکلیف کنن متنفره. رهبر ذاتیه و حتی وقتی رسماً مسئول نیست، ناخودآگاه سعی میکند جهت اتفاقات رو در دست بگیره. رک، مستقیم، رقابتجو و کمالگراست و معمولاً هنگام تصمیمگیری سعی میکنه احساساتش رو کنار بگذاره؛ بااینحال احساسات عمیقش میتونه تصمیمهاش رو بهشدت تحت تأثیر قرار بده. بهراحتی به کسی اعتماد نمیکنه، اما وقتی فردی وارد دایرهی نزدیکش بشه، ساتنا فوقالعاده وفادار و محافظ میشه. محبتش رو بیشتر با عمل نشان میده تا حرف. غرورش باعث میشود اعتراف به اشتباه یا درخواست کمک برایش دشوار باشد.
🩸 قدرتها:• کنترل نور الهی و انرژی آسمانی • کنترل و شکلدهی سایهها • احضار و استفاده از تاریکی • پرواز با بالهای سیاه • قدرت بدنی و سرعت بالا • مقاومت و بازسازی فوقالعاده • ترکیب نور و تاریکی برای حملات قدرتمند
💀 ضعفها:• غرور بیش از حد • اعتماد کردن برایش دشوار است • کنترل احساسات شدید برایش سخت است • استفادهی بیش از حد از قدرتها تعادل نور و تاریکی درونش را مختل میکند • نسبت به افراد مورد علاقهاش بیش از حد محافظ است • کمک خواستن یا پذیرفتن اشتباه برایش سخت است • وقتی احساس ترس یا آسیبپذیری کند، ممکن است بهجای نشان دادن آن، عصبانی یا سرد شود
✨ علایق:• شب و آسمان تاریک • موسیقی • مکانهای آرام و خلوت • طلا و اکسسوریهای ظریف • پرواز • شوخیهای نیشدار • آدمهای صادق و بیپروا • کسانی که از قدرتش نمیترسند • رقابت و چالش • داشتن کنترل روی شرایط
☠️ تنفر دارد از:• دستور گرفتن • دروغ و دورویی • قضاوت شدن • کسانی که او را ضعیف فرض میکنند • بیعدالتی • دخالت در مسائل شخصیاش • لمس کردن بالهایش بدون اجازه • از دست دادن کنترل • اعتراف به ضعف در مقابل دیگران • جملهی «آروم باش!»
✨ شخصیت کلی:ساتنا دختری مغرور، خونسرد، باهوش، مستقل، مرموز و بسیار قدرتمنده که همیشه سعی میکنه کنترل اوضاع را در دست داشته باشه. در نگاه اول سرد و ترسناک به نظر میرسه، اما در واقع قلبی بسیار وفادار و محافظ داره. او احساسات واقعیاش را بهسادگی نشون نمیده و ترجیح میده آسیبپذیریش رو پشت طعنه، شوخی، غرور و اعتمادبهنفس پنهان کنه. ساتنا نه کاملاً فرشته است و نه کاملاً موجودی از جنس جهنم؛ موجودی میان نور و تاریکی و خودش نیز هنوز نمیدونه کدام طرف واقعاً به اون تعلق داره. اون احساساتش را پنهان میکنه، نه اینکه احساس نداشته باشه.
💬 نحوه رفتار در رول:در برخورد اول : سرد، رسمی، محتاط و باوقار ، معمولاً زیاد حرف نمیزنه و قبل از واکنش، طرف مقابل را با دقت بررسی میکنه. نگاهش میتونه بهاندازهی حرفهاش تهدیدکننده باشن. با غریبهها رسمی و محتاطِ و بهراحتی اطلاعات شخصی یا احساساتش را آشکار نمیکنه. اگر کسی به او دستور بده، معمولاً ابتدا با یک نگاه سرد یا لبخند ملیح پاسخ میده و با لحنی آرام اما نیشدار مرزش رو مشخص میکنه. وقتی با کسی صمیمی شود، شوخطبعی، شیطنت و روی مهربونش بیشتر نمایان میشه. با کسی که دوستش داره. رفتارش بهتدریج نرمتر میشه؛ اما همچنان سعی میکنه احساساتش را پنهان کنه. محبت و نگرانیاش را بیشتر با محافظت، توجه و عمل نشان میده تا اعتراف مستقیم. وقتی حسادت میکنه، معمولاً مستقیم اعتراف نمیکنه؛ ساکتتر، سردتر و کنایهآمیزتر میشه. وقتی ناراحت است، معمولاً گریه یا عصبانیت آشکار نمیکنه؛ بیشتر ساکت میشه و فاصله میگیره. اگر کسی بیش از حد به احساساتش نزدیک شود، ممکن است حالت دفاعی بگیرد و موضوع را با طعنه عوض کند. وقتی عصبانی میشه، برخلاف انتظار داد نمیزنه صداش پایینتر، حرفهاش کوتاهتر و رفتارش کنترلشدهتر میشه. هرچه آرامتر به نظر برسه، احتمالاً وضعیت خطرناکتر . اگر واقعاً خشمگین شود، شوخی و طعنه کاملاً کنار میروند. نگاه کردنش جدی میشه، قدرت سایههاش شروع به واکنش میکنن و دیگه به کسی فرصت زیادی برای بازی با صبرش نمیده. وقتی میترسه، تقریباً هیچوقت نمیگه «میترسم». ترسش بیشتر به شکل عصبانیت، کنترلگری یا فاصله گرفتن ظاهر میشود. در برابر کسی که از خودش قویتر است، کورکورانه عقبنشینی نمیکند؛ ابتدا قدرت و ضعف طرف مقابل را بررسی میکند و اگر لازم باشد موقتاً عقب میکشد، اما بعداً دنبال راهی برای برتری پیدا کردن میگردد.
#Satna ~@PentagonSociety~
🌟 Cain
لقب: The First Sinner • The Marked Shepherd
نقش: اولین گناهکار تاریخ بشریت و دارندهٔ نفرین ابدی
جایگاه: گناهکار راندهشده و مطرود، حامل علامت الهی
وابستگی: فرزند آدام (Adam) • برادر هابیل (Abel)
💫 تیپ شخصیتی (MBTI): ISTPسرسخت، خوددار، عملگرا و متکی به خود بیاعتماد به ساختارها و قدرتهای بالا دست (بهویژه بهشت) خشم، عذاب وجدان و کینههای انباشتهشدهاش را پشت ظاهری سرد و تهدیدآمیز پنهان میکند ترجیح میدهد بهجای بحث یا صحبت، مستقیماً و با عمل حرفش را بزند از وابستگی به دیگران اجتناب میکند و تنهایی را به بودن در جمع ترجیح میدهد
🩸 قدرتها:استقامت و قدرت فیزیکی فرابشری: پایداری شگفتانگیز در برابر آسیبها به لطف نفرین ابدی مهارت سنگین در نبرد تنبهتن: تسلط کامل بر استفاده از سلاحهای سنگین و سنتی (بهویژه پتک سنگی) استفاده از تجهیزات غنیمتی: استفاده از ماسکِ فرشتههای پاکسازیکننده (Exorcist) برای ایجاد رعب و مبارزه حواس تقویتشده و غریزهٔ بقا: هوشیاری بالا در شرایط بحرانی و جنگی مقاومت در برابر مرگ عادی: به دلیل علامت و نفرین الهی، کشته شدنش ساده نیست
💀 ضعفها:کوری چشم راست: محدودیت در زاویهٔ دید آسیبدیده (یادگار لحظهٔ مرگش به دست لمک) تردید و کشمکشهای درونی: صدمات روحی عمیق ناشی از قتل برادر و طرد شدن توسط خانواده و بهشت نفرین ظاهری (Shepard's Flock): تغییر شکل اجباری به ظاهر گله و گوسفندان که مدام گناهش را به او یادآوری میکند خشم ناگهانی و انتقامجویی: تصمیمگیریهای خشن هنگام تحریک شدن حس کینه عدم انعطاف در تاکتیک: اصرار بر استفاده از روشها و سلاحهای کاملاً سنتی و قدیمی
✨ علایق:تنهایی و دوری از شلوغی بهشت یا جهنم نگهداری و استفاده از سلاحهای سنگین و سنتی شکار یا از بین بردن فرشتگان پاکسازیکننده (Exorcists) و گرفتن تجهیزاتشان پرسه زدن در قلمروهای تاریک و متروکه یادآوری و حفظ کینه از آدام و قوانین بهشت
☠️ تنفر دارد از:آدام (پدرش) و ادعاهای خودشیفتگانهاش دربارهٔ پاکی و برتری قوانین و خودبرتربینی بهشت و فرشتگان پاکسازیکننده مقایسه شدن با برادرش (هابیل) یا گلهٔ چوپانها کسانی که او را تحقیر کنند یا به چشم یک موجود ضعیف به او نگاه کنند ابراز ضعف، ترحم یا دلسوزی از سوی دیگران
✨ شخصیت کلی:قابیل نخستین گناهکار تاریخ بشر و فرزند آدام است؛ شخصیتی که تمام حیات و وجودش زیر سایهٔ جرم بزرگش، قتل برادر و نفرین ابدی خدا شکل گرفته است. او بر خلاف پدرش که به مقام رهبری Exorcistها رسیده، به عنوان اولین گناهکار زمین رانده شد و چهرهاش به شکلی شبیه به گلهٔ چوپانها (نماد هابیل) تغییر یافت تا گناهش هرگز فراموش نشود. او شخصیتی انتقامجو، سرد و سرسخت دارد که با کشتن فرشتگان پاکسازیکننده و سرقت ماسکهایشان، کینهٔ عمیق خود را نسبت به بهشت و پدرش نشان میدهد. پشت ظاهر خشن، سنگین و ماسکزدهاش، مردی قرار دارد که سنگینی اولین گناه تاریخ و کوری چشم راستش را به عنوان یادگاری از شکستها و نفرینهایش به دوش میکشد.
💬 نحوه رفتار در رول:بسیار کمحرف، گستاخ، مستقیم و بیحاشیه صحبت میکند لحن صدایش بم، تهدیدآمیز و خالی از هرگونه صمیمیت است معمولاً ماسک شکستهٔ Exorcist را بر چهره دارد تا خشم و هویتش را بپوشاند در نبردها بیپرحوا، سنگین و با ضربات ویرانگر پتک سنگیاش عمل میکند حضورش حس تهدید، کینهٔ قدیمی و سنگینی یک نفرین باستانی را منتقل میکند
#Cain ~@PentagonSociety~
🌟 Leriel
لقب: The Silent Violinist • Heaven’s Hidden Melody
نقش: فرشته خلقکننده موسیقی آسمانی، ایجاد نظم الهی در خلا
جایگاه: ملودی زنده
سن ظاهری: حدود ۲۴ سال
سن واقعی: ...
💫 تیپ شخصیتی (MBTI): INTPبین فکر کردن و عمل کردن تعادل شکننده داره ظاهر و رفتار آرام و خونسرد خلاق، منطقی و گاهی سادهلوح داخل ایدههاش به خودش اطمینان خیلی زیادی داره
🩸 قدرتها:ویولن جادویی نواختن نت های خاص که هر کدوم کاری رو انجام میدن مهارت مبارزه که از Michael یاد گرفته متصل بودن بال هاش به ویولن
💀 ضعفها:وابستگی شدید به ویولن، بدون ویولن احساس «تهی» و بیقدرتی میکنه پنهان کردن افکار عجیب و غریب پشت لبخند و خونسردیش فشار روانی از این جهت که چیزایی رو میدونه که نباید بدونه یا حداقل فکر میکنه که میدونه تقلید ناخواسته عدم اعتماد کامل به بقیه در کوتاهمدت، بعد از نوازندگی زیاد خسته میشه یا بالاش درد میگیره اعتماد بیش از حد به خودش داره
✨ علایق:موسیقی و خلق ملودیهای الهی حرف زدن با موجودات تازه خلقشده تحریک کردن دیگران برای دیدن واکنش واقعی (نه به خاطر نفرت) جستجو و تقلید رفتارهای دیگران برای درک احساسات یاد گرفتن ملودی ها و ریتم های جدید
☠️ تنفر دارد از:فشار روانی روی کسایی که دوست داره کسی که بخواد از قدرت هاش سوءاستفاده کنه اذیت شدن نزدیکانش اینکه نتونه بفهمه این احساس که بقیه دارن چیه یا چه اتفاقی داره میفته گمشدن ویولنش کسی که برای توهین بقیه رو مسخره میکنه دروغ شنیدن
✨ شخصیت کلی:زمانی که Michael به صورت مستقیم فرمانده فرشته ها توی روز پاکسازی بود، توی یکی از روز های پاکسازی Michael به یه خانواده سه نفره بر میخوره که طبیعتاً باید میکشتشون، اما Michael پسر بچه ۳ ساله این خانواده رو برمیداره و پدر و مادر بچه توسط فرشته ها کشته میشن. اون تایم طی یه اتفاق Leriel زخمی میشه و Michael مستقیم به درمانگاه Gabriel میره و Leroy هم بنا به دلایلی حضور داشته اون لحظه و اونجا بچه رو درمان میکنن. مدتی بعد هم جریان رو به God اطلاع میدن و درخواست میکنن که این بچه با مسئولیتشون توی بهشت کنارشون بمونه و God قبول میکنه. بعد از تحقیق فراوان به این نتیجه رسیدن که نمیتونن فعلا یه بچه که مشخصه از جهنمه رو با خودشون اینطرف و اونطرف ببرن، پس تا وقتی که یکم سنش بیشتر بشه، جسمش رو شبیه مرغ عشق میکنن و ازش مراقبت میکنن وقتی سن Leriel بیشتر شد، Michael و Gabriel از قدرت فرشته ای خودشون بهش تزریق کردن تا شکل فرشته هارو بگیره، هرچند بعضی وقت ها که Leriel کنترل هیجاناتش رو از دست میده، چشماش سیاه میشه شبیه نسخه جهنمیش. بال ها و ویولنش هدیه ای از طرف God هستش که ۹۰ درصد قدرت بهشتیش رو تشکیل میده، حلقه ستاره ای بالا سرش و گوشواره هاش هم هدیه ای از طرف Leroy هستن. این چهار نفر برای Leriel افراد مهمی هستن و منبع احساساتش محسوب میشن. توی صدم ثانیه میتونه از بحث اینکه رنگین کمون باید سفید باشه تغییر موضوع بده و سرد و خشک بشه. ملودی هایی رو همیشه میشنوه که هیچکس دیگه ای نمیشنوه، هر شخصی ملودی خودش رو داره و از این راه Leriel متوجه میشه که اون شخص چجور فردیه یا قدرتش چطور کار میکنه، هرچند این قابلیت بعضی وقت ها رومخش میره چون ملودی ها هیچوقت تموم نمیشن.
💬 نحوه رفتار در رول:آروم، متین و خونسرد صحبت میکنه معمولا، هرچند که زبونش تیزه در لحظههای جدی لحنش کاملاً تغییر میکنه؛ صدای نرمش سنگین و خشن میشه بعضی وقتا یهویی یه حرکت یا صدای جدید میبینه/میشنوه و از روی کنجکاوی شروع به تقلیدش میکنه، این کنجکاویش میتونه باعث بشه توی دردسر بیفته جملاتش کوتاه و دقیقن، اما تو فکرش همیشه یه لایه هم هست که کسی نمیفهمه و ازش خبر نداره تیکه کلام ها یا عادت رفتاری دیگران رو اگه خوشش بیاد ممکنه یه مدت دائما تکرار کنه گاهی اوقات رفتاری که از روی کنجکاوی انجام میده، ممکنه اشتباه برداشت بشه برای بقیه. با Gabriel رابطه خیلی نزدیک و آرومی دارن، نسبت به اینکه گابریل ناراحت بشه خیلی حساسه و از روی تقلید، مامان صداش میکنه با Michael یه حس رقابتی داره، خیلی تایما سعی میکنه از روش های مختلف واکنش های مختلف از Michael بگیره اما کم پیش میاد که موفق بشه. دلبری هاشو ازش تقلید میکنه. اگه صحبت خیلی جدی باشه یا بخواد حرفش روی Michael تاثیر داشته باشه، پدر صداش میکنه ولی توی حالت معمولی بهش میگه میک با Leroy بیشتر شیطنت میکنن و کارای مختلف رو امتحان میکنه، Leroy براش یه منبع بزرگ تجربهس، مدام لقب های مختلف رو براش امتحان میکنه تا ببینه با کدوم واکنش بیشتری میگیره تا از همون استفاده کنه
#Leriel ~@PentagonSociety~
