یا الان یا هیچوقت .
Відкрити в Telegram
اینجا پناهگاه روزهای سخته! جایی که یاد میگیریم تحت هر شرایطی ادامه دهنده باشیم:) . کبوترِ نامه رسانِ من @Grayoxbot پیاماتو به دستم میرسونه✨ . چنل های بالای 1k برای تبادل پیام بدید
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
1 431
Підписники
Немає даних24 години
+1397 днів
+22630 днів
Архів дописів
1 446
چگونه از دست خواهرزاده های خویش فرار کنیم؟
هیچگونه، مثل چسبنده ای به من چسبیده اند✅
1 446
پلن عوض شد داریم میریم یه جنگل دیگه که به اندازه مهربان رود قشنگ نیست
یعنی هست ها، ولی مهربان رود یجور دیگه قشنگ بود
1 446
خدا دید من میخوام بعد سال ها برم رودخونه گفت بزار سیل بندازم نتونی بری هیجانت بخوابه☺️
1 446
فردا میریم جنگل
اگه بتونم یه ولاگ کوچول موچول حاضر میکنم که بفرستم شماهم لذت ببرید
1 446
همون جمله معروفه که میگه : چیزی که میتونی تغییر بدی رو تغییر بده، چیزی که نمیتونی تغییر بدی رو رها کن!
1 446
حسابی از این 2 روزی که در اختیار دارید استفاده کنید
هرچیزی که توی این مدت نمیتونستید انجام بدید رو انجام بدید
قشنگ انرژی انباشته شده اتون رو تخلیه کنید
و از پایانِ روزِ فردا شروع کنید به برنامه ریزی کردن
حتما یه برگه بردارید و توش برای خودتون بنویسید که چرا این مسیر رو شروع کردید تا حواستون باشه چرا الان بیشتر از هر لحظه ی دیگه باید بجنگید
چک لیست تهیه کنید، هرچیزی که باید توی این 20 روز انجام بدید رو بنویسید و تیک بزنید، این کار انگیزه اتون رو دو چندان میکنه
و اعتیادتون رو به انجام سریع تر کارها بالا میبره
از زمانتون نهایت استفاده کنید
استفاده از گوشی و دنال کردن اخبار و حپاشی رو به حداقل خودتون برسونید
و طبق روالِ همیشه صدتون رو بزارید
و تبریک میگم.
تهِ این مسیر شما برنده ی این بازی میشید!
1 446
#حمایتی
این پیام روی توی چنلت فوروارد کن تا فولدر درست کنم و از چنلاتون حمایت کنم .
- ریپلای کنی توی فولدر قرار نمیگیری
- حتما توی چنل عضو باش
Limit : تا هروقت که خط بخوره
1 446
شبش هم باید برنامه ریزی کنم برای این 20 روز
عملا هیچ ذهنیتی ندارن که باید چیکار کنم ولی خب
1 446
امروز احتمالا خونه ام
خواهرزاده هام دارن میان
شاید فردا برم جنگل شایدم دریا شایدم برن خرید
1 446
الانم میخوام پیاده برگردم خونه
عمیقا دلم برای این حوزه و مراقبا و بچه هاش تنگ میشه(ایشالا که پام دیگه باز نمیشه ولی خب)
چندتا دوست از همین حوزه پیدا کردم و بهم پیشنهاد دادن بعد کنکور برم باهاشون بیرون
مراقباشم که اگوری پگوری، یکی ازین مراقبا دبیر عربی کلاس هفتمم بود امروز هم خدافظی کرد باهام هم بغلم کرد
در کل خاطره بدی ازین مکان و آدماش ندارم :)
