ʙʟᴜᴇ sᴋʏ ...💙☁️
Відкрити в Telegram
Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
204
Підписники
-124 години
-57 днів
-4030 днів
Архів дописів
Repost from 𝑨𝑳𝑩𝑨𝑻𝑹𝑶𝑺𝑺 🕊
از چی نمیتونی مووآن کنی عزیزم؟ از محبتی که نمیکرد؟ از تلاشی که نکرد؟ از عرضه ای که نداشت؟ از آرامش و امنیتی که بهت نمیداد؟ از احساس کافی بودنی که بهت نمیداد؟ از چی؟
تو را با غِیر میبینم؛ صِدایَم دَر نِمی آیَد!
دِلَم می سوزَد و کاری زِ دَستَم، بَر نِمی آیَد...
شَبان آهِسته می گِریَم؛ که شایَد کَم شَوَد دَردَم
تَحَمُل می رَوَد؛ اما شَبِ غَم سَر نِمی آیَد
چه سود از شَرحِ این دیوانِگی ها بی قراری ها
تو مَهِ بی مِهری و حرفِ منت؛ باور نِمی آیَد!
زِ دست و پای دِل بَر گیر این زنجیرِ جور ای یار
که این دیوانه گَر عاقِل شَوَد؛ دیگر نِمی آید!
فراق از عُمر من می کاهَد...
۱۲:٠٠
Repost from 𝗖𝗵𝘂𝗺 𝗕𝘂𝗰𝗸𝗲𝘁 🪣
6 ماه گذشت...
به یاد هزاران جاویدنامی که دیگر در بین ما نیستند.
18-19 دی ماه 1404
Repost from شما در تئاتر هستید.
کسشر گفتی؟ بلند شو از اتاق و خونه و شهر و کشور و کهکشان من برو بیرون.
Repost from شما در تئاتر هستید.
کاش این رسم مدرسه که هر کسی کسشر میگفت باید از کلاس خارج میشد رو برای تمام زندگی میشد استفاده کرد.
