uk
Feedback
📝 Mindary

📝 Mindary

Відкрити в Telegram

دانشجوی روان‌شناسی 🧠 جایی میان کتاب‌ها، فکرها، احساسات و روزمرگی. اینجا بخشی از دنیای منه. 🤍 https://t.me/HarfChatBot?start=16d5b6d075d3

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
709
Підписники
-34524 години
-1 1367 днів
+21730 днів
Архів дописів
🇫🇷 France × Spain 🇪🇸
🇫🇷 France × Spain 🇪🇸

«دوست ندارم با افرادی که همواره مرا در حالت دفاع قرار می‌دهند معاشرت کنم؛ دفاع از عقاید، دفاع از اندیشه‌ها، دفاع از خودم و دفاع از حقوق و آرزوهایم. 🕊️» — منسوب به احمد خالد توفیق ✍🏻

Ghased.m4a3.50 MB

Repost from _selenophile
صاحب این چنل اونیه که ظاهراً یه مشاور و درمانگرِ.

کاش می‌توانستم همه‌چیز را برایت شرح دهم؛ آن‌گاه تو نیز به من افتخار می‌کردی... - ناشناس

‘و باز روزمرگی در میان هیاهو ادامه می‌یافت و باز هیچ‌چیز آرام نمی‌گرفت. عباس معروفی’

چرا بعد از داغدیدگی، بدن هم عزادار می‌شود؟ وقتی از سوگ حرف می‌زنیم، معمولاً ذهنمان به سمت احساسات می‌رود؛ غم، اشک، دلتنگی... اما یکی از بزرگ‌ترین سوءبرداشت‌ها این است که سوگ فقط یک تجربه روانی است. واقعیت این است که سوگ، یک تجربه کاملاً جسمانی هم هست. خیلی از افراد داغدیده از علائمی مثل: ♦️تنگی نفس ♦️فشار روی قفسه سینه ♦️احساس خستگی شدید ♦️دردهای عضلانی ♦️تهوع ♦️کاهش یا افزایش اشتها ♦️تپش قلب ♦️یا حتی احساس سرما شکایت می‌کنند. گاهی آن‌قدر این علائم واقعی‌اند که فرد تصور می‌کند دچار یک بیماری جسمی شده است. 📚پژوهش‌ها نشان داده‌اند که بعد از فقدان یک عزیز، سیستم عصبی، سیستم ایمنی و حتی سیستم قلبی‌عروقی برای مدتی دچار تغییر می‌شوند. به همین دلیل پزشکان سال‌هاست سوگ را فقط یک تجربه هیجانی نمی‌دانند. جالب است بدانید که در بعضی از کشورها، حتی خطر سکته قلبی در هفته‌های اول پس از فوت همسر، بیشتر از زمان‌های دیگر گزارش شده است. بدن هم عزاداری می‌کند. 📖 داستان پیرمردی بعد از فوت همسرش هر روز به اورژانس مراجعه می‌کرد. می‌گفت: «قلبم درد می‌کنه.» تمام آزمایش‌ها طبیعی بود. چند ماه بعد، روانپزشکش جمله‌ای گفت که مسیر درمانش را عوض کرد: «شاید قلبت بیمار نشده؛ شاید دارد عزاداری می‌کند.» بعضی دردها را دستگاه نوار قلب ثبت نمی‌کند... #سوگ #فقدان #قسمت_یازدهم

‘اگر تو مرا نخواهی، محو و ناپیدا خواهم شد. گویی که هرگز نبوده‌ام و وجود نداشته‌ام. اگر تو مرا نخواهی، از تو آن‌قدر دور می‌شوم که حتی به خاطرم نیاوری و این تنها برای احترام به تو و دوست داشتنت است. از نامه‌های کافکا به فلیسه’

Plot twists & lattes. ☕️🩵
Plot twists & lattes. ☕️🩵

+1
Mansour Azize Delami.mp33.48 MB

غمگین نباشید؛ چرا که خوشبختی می‌تواند از درون تلخ‌ترین روزهای زندگی شما، زاده شود. - استیو جابز

‘عزیز دور من؛ در لابه‌لای نوشته‌هایم اندوه خانه کرده است، اما باز هم می‌توان امید را میان سطرهایم پیدا کرد. امید تنها چیزی‌ست که در نوشته‌هایم هنوز زندگی می‌کند. ارورا’

⋆。°☁️ 𝘈 𝘲𝘶𝘪𝘦𝘵 𝘤𝘰𝘳𝘯𝘦𝘳 𝘰𝘧 𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘺.
⋆。°☁️ 𝘈 𝘲𝘶𝘪𝘦𝘵 𝘤𝘰𝘳𝘯𝘦𝘳 𝘰𝘧 𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘺.

‘اگر از تو درباره من پرسيدند بگو اندكى شعر را دوست داشت و بسيار مرا.’

‘دارم رفته‌رفته تبدیل به آدمی می‌شوم که به فکرکردن فکر می‌کند. حالا فکرکردن برای من عادت شده، هدف شده. همه‌اش دلم می‌خواهد بنشینم و فکر کنم. مهم نیست که دست‌هام به چه کاری مشغولند. عباس معروفی’

☁️هی سر به راه تر، هی سر به زیر تر هی گوشه گیر تر، هر لحظه خسته تر هر لحظه تلخ تر، هر لحظه پیر تر...

چرا سالگردها این‌قدر دردناک‌اند؟ گاهی فرد فکر می‌کند حالش بهتر شده. اما با نزدیک شدن به تاریخ فوت، تولد، یا یک مناسبت مشترک، موج تازه‌ای از اندوه برمی‌گردد. این پدیده در روان‌شناسی به «واکنش سالگرد» معروف است. مغز ما حافظه هیجانی دارد. آمیگدالا و هیپوکامپ رویدادهای عاطفی را با نشانه‌های زمانی و محیطی پیوند می‌دهند. حتی اگر آگاهانه حواسمان نباشد، بدن تاریخ را به یاد دارد. 📖 داستان کوتاه: زنی هر سال در اواخر شهریور دچار بی‌خوابی و بی‌قراری می‌شد، بدون اینکه ابتدا دلیلش را بداند. بعد متوجه شد همان روزها سالگرد بستری شدن همسر مرحومش بوده است. بازگشت غم در سالگردها به معنای عقب‌گرد نیست. نشانه عمق پیوند است. سوگ خط مستقیم نیست. چرخه دارد. #سوگ #فقدان #قسمت_دهم

هیچکس مثل تو این طور توانایی کشتنم را نداشت. ✍️ علی کشاورز

‘6 ماه گذشت، ولى ذره اى از آتش غمتان در وجودمان خاموش نشد.’

سوگ در مردان؛ چرا اغلب ساکت‌تر است؟ فرهنگ به بسیاری از مردان آموخته: گریه نکن. محکم باش. تکیه‌گاه باش. به همین دلیل سوگ در مردان اغلب رفتاری‌تر از کلامی است: کار کردن افراطی بی‌قراری تحریک‌پذیری یا انزوا پژوهش‌ها نشان داده‌اند که مردان کمتر برای دریافت حمایت روان‌شناختی اقدام می‌کنند، اما این به معنی رنج کمتر نیست. 📖 داستان کوتاه: مردی بعد از فوت برادرش، تمام تمرکزش را روی کار گذاشت. اضافه‌کاری‌های طولانی، پروژه‌های جدید، بی‌وقفه. همه می‌گفتند: «خوبه که خودش رو مشغول کرده.» اما یک سال بعد، فرسودگی شدید و حملات اضطرابی ظاهر شد. سوگِ بیان‌نشده، ناپدید نمی‌شود. فقط شکلش عوض می‌شود. ادامه دارد… #سوگ #فقدان #قسمت_نهم