452
Підписники
-124 години
-47 днів
+3430 днів
Архів дописів
+1
این قانومی هونگ و دیده...
نوشته :
داستان از این قراره که داشتم میرفتم آسانسور بگیرم و یهو دیدم هونگ داره میاد سمتِ همون آسانسور! دیگه موقعیتی بود که نه میشد برگشت و نه میشد فرار کرد، خلاصه صاف رفتیم تو بغل هم/رو در رو شدیم! 🥹😂
#Hong
