Meeras
Відкрити в Telegram
میراث بلوچ آرشیوی از تاریخ، فرهنگ، هنر، زبان، موسیقی و زندگی مردم بلوچستان روایتهایی مستند از میراثی که باید دیده، شناخته و حفظ شود. Balouch art, culture and language 📍بلوچستان https://t.me/meeras_balouch ارتباط با مدیر کانال : @Cyrusdavoudiart
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
303
Підписники
-124 години
+17 днів
+830 днів
Архів дописів
303
قطعه موسیقی ساخته شده برای کودکان بلوچ در سال های بسیار دور توسط روان شاد استاد عبدالستار بلوچ و استاد شفیع بلوچ
#کودکان_بلوچ
#حق_تحصیل
#شناسنامه
#کودک
#کودکان
#بلوچ
#بلوچستان
#موسیقی_بلوچی
#موسیقی_کودک
#زیمل
#زیمر
#ادبیات_کودک
@meeras_balouch
303
قطعه موسیقی ساخته شده برای کودکان بلوچ در سال های بسیار دور توسط روان شاد استاد عبدالستار بلوچ و استاد شفیع بلوچ
#کودکان_بلوچ
#حق_تحصیل
#شناسنامه
#کودک
#کودکان
#بلوچ
#بلوچستان
#موسیقی_بلوچی
#موسیقی_کودک
#زیمل
#زیمر
#ادبیات_کودک
@meeras_balouch
303
+6
شادی ، رفاه ، خدمات اجتماعی ، تحصیل و شناسنامه حق این کودکان است
#کودکان_بلوچ
#حق_تحصیل
#شناسنامه
#کودک
#کودکان
#بلوچ
#بلوچستان
@meeras_balouch
303
@meeras_balouch
دوازدهم ژوئن روز جهانی مبارزه با کارِ کودک
این روز بزرگ و مهم هر ساله در این تاریخ گرامی داشته می شود تا توجه جهانیان به پدیده کارِ کودکان و پیامدهای آن جلب شود.
این روز بر ضرورت حمایت از حقوق کودکان ، دسترسی آنان به آموزش و پایان دادن به بهره کشی اقتصادی از کودکان تاکید دارد .
در این میان کودکان فاقد شناسنامه با محرومیت های بیشتری مواجه هستند ، نداشتن مدارک هویتی ، آنها را از بسیاری حقوق اساسی مانند آموزش ، خدمات اجتماعی و حمایت های قانونی محروم کرده و زمینه سواستفاده را فراهم میکند .
بسیاری کارفرمایان از آسیب پذیری این کودکان بهره می برند و ممکن است دستمزدهای ناچیز به آنها بپردازند و در مواردی حتی دستمزدی هم پرداخت نمیشود ، و به دلیل نداشتن هویت قانونی پاسخگوی حقوق پایمال شده ی آنها نیستند .
در بلوچستان نیز بسیاری از کودکان کار فقط قربانی فقر نیستند بلکه قربانی از دست دادن نان آور خانواده هستند .
شمار بسیاری از این کودکان، پدران خود را در حوادث مرتبط با سوخت بری از دست داده اند و برای تأمین معاش خانواده ناچار به کار در سنین بسیار پایین شده اند.
کودکان بلوچ از حق تحصیل محروم شده اند و مجبورند از همان ابتدا در شرایطی سخت قرار بگیرند و در اصطلاح زود بزرگ شوند ، این در حالی است که در هر جامعه ای باید بستر مناسب رشد و آموزش برای کودکان فراهم باشد و آنها در سن پایین خود به مواردی همچون بازی و سرگرمی ، تحصیل، رفاه و هر آنچه که مربوط به سن و سال آنهاست مشغول باشند .
کودکان بلوچ کنار خیابان بنزین می فروشند ، و یا در جاده ها مشغول سوخت بری هستند و یا در کارهای سخت و بی نتیجه بهترین سال های خود را از دست میدهند ، در حالی که آنها نیز حق دارند تحصیل بکنند با هم سن و سال های خود زمان را به بهترین شکل سپری نمایند ،از خدمات اجتماعی و رفاهی بهرمند باشند و رشد کنند .
#کودکان_بلوچ
#حق_تحصیل
#شناسنامه
#کودک
#کودکان
#بلوچ
#بلوچستان
@meeras_balouch
303
۱۲ ژوئن روز جهانی مبارزه با کارِ کودک
#کودکان_بلوچ
#حق_تحصیل
#شناسنامه
#کودک
#کودکان
#بلوچ
#بلوچستان
@meeras_balouch
303
+7
نمونه ای از سوزن دوزی های بلوچستان
اسامی برخی از سوزن دوزی ها :
جالر، دَمِن دوچ ، دِلکش ، کپءُ نال، ،سوک، سَمبو، سبزو
چَم چموک، زَربوک، پلیوار ، مرچوک ، دُر کَشوک ،
شیرازہ ، چوٹل ، ....
#صنایع_دستی
#هنر
#بلوچ
#بلوچستان
#سوزن_دوزی
#سفالگری
#حصیر_بافی
@meeras_balouch
303
روز جهانی صنایع دستی، رویدادی جهانی است که هر ساله در ۱۰ ژوئن (۲۰ خرداد) برگزار میشود؛ روزی برای گرامیداشت دستان خلاق صنعتگران و هنرمندانی که با عشق، فرهنگ و تاریخ را در قالب آثار ماندگار خلق می کنند.
صنایع دستی، محصول پیوند انسان با طبیعت و سنت است؛ آثاری که با مواد اولیه بومی و با دستان هنرمند خلق میشوند و هر کدام روایتگر داستانی از زندگی، باورها و زیبایی هستند.
صنایع دستی بلوچستان ، جلوهای از روح و ریشه
در میان این گنجینههای ارزشمند، صنایع دستی بلوچستان جایگاهی ویژه و الهامبخش دارد. هنرهایی که از دل طبیعت بکر و ناب ، و از دل تاریخ کهن این سرزمین برخاستهاند و از قرن ها پیش به دست ما رسیده است .
سوزندوزی بلوچ، با نقشمایههای هندسی و رنگهای زنده، نه تنها یک هنر بلکه زبانی برای بیان هویت و احساس است. هر دوخت، داستانی از زنان هنرمندی است که با دستان خود فرهنگ را زنده نگه میدارند. یکی از نام آشناترین سوزن دوزهای بلوچ روان شاد استاد مهتاب نوروزی بودند که با تفکر و دستان هنرمندش نقش های سوزن دوزی را ماندگار کردند و به جهان ارائه دادند .
حصیربافی، سفالگری، ( سفال کلپورگان و سفال هلونچکان )، ساخت زیورآلات سنتی، بافت پارچههای بومی، همگی جلوههایی از هماهنگی انسان بلوچ با طبیعت پیرامونش هستند. در این هنرها، سادگی و زیبایی در کنار هم معنا پیدا میکنند و زندگی را به هنر پیوند میزنند.
صنایع دستی بلوچستان تنها اشیاء نیستند؛ آنها روح زنده یک فرهنگاند. میراثی که باید دیده شود، شناخته شود و به آیندگان منتقل گردد.
#صنایع_دستی
#هنر
#بلوچ
#بلوچستان
#سوزن_دوزی
#سفالگری
#حصیر_بافی
@meeras_balouch
303
https://youtu.be/a56oEfGExYs?si=FwLBoeD52WGT2kiC
فیلم بیتوارین بیگاہ
کارگردان : کمالان بیبگر
@meeras_balouch
303
میرکمبر
خواننده : روان شاد استاد لال بخش پیک
#داستان
#قصه
#قصه_گویی
#بلوچ
#بلوچستان
@meeras_balouch
303
داستان مهرک (میرک) و میر کمبر قهر مان بلوچ
حدود دویست سال پیش در شهر بنت به فاصله 80 کیلومتری نیك شهر در جنوب استان سیستان و بلوچستان بزرگ مردی به نام سلیمان زندگی میكرد. او ....
فرزندی به نام میرکمبر داشت، کمبر از همان زمان كودكی روحیه ای دلیرانه و مهربان داشت و چون پا به سن جوانی گذاشت، خصلت انسان دوستی و مردانگی او زبانزد خاص و عام قرار گرفت. مردم به این بزرگ مرد دلبستگی و ایمان پیدا كردند. کمبر همیشه طرفدار و حامی فقرا و افراد بی بضاعت بود و در غم و شادی آنان شریك بود. در این زمان منطقه بلوچستان تحت نظر انگلیس بود و برده گیری و فروش بردهها به نواحی همجوار و كشورهای همسایه رواج فراوان داشت. افراد زورگو و قدرتمند با حمله به روستاییهای فقیر، دختران و زنان را به اسارت میبردند. در این زمان سردار «سراوان» شخصی به نام مهراب بود؛ او اوامر و دستورات خود را مستقیماً از طرف دولت انگلیس دریافت میكرد. وقتی مهراب و تفنگدارانش به حوالی بنت آمدند و روستای «ملوران» را غارت كردند، بسیاری از زنان و دختران آنجا را به عنوان اسیر با خود بردند. اهالی روستا نزد میر کمبر رفته و از او كمك خواستند. کمبر تصمیم گرفت تا به جنگ مهراب برود، بنابراین بسیاری از نزدیكان خود را جمع كرد و به جنگ با مهراب شتافت. این بزرگ مرد كه فقط یک روز از ازدواج او گذشته بود، از مادر و پدر و نزدیكان خود حلالیت طلبید. مادرش كه حس غیرت در روح او موج میزد، نه تنها مانع رفتن پسرش به جنگ نشد بلكه او را تشویق کرد تا به جنگ خائنی مثل مهراب برود. او با یاران وفادارش به تعقیب سپاه مهراب رفت و چون آنها به سپاه مهراب رسیدند، مهراب با لحن غرور آمیزی از او میپرسد
ِی كی اِنت منی راهی سرا گوشتی اِی كمبر اِنت و بَزّكار
كه ترجمه فارسی آن چنین است «این چه كسی است كه بر سر راه من است و کمبر جواب میدهد كه این کمبر مظلوم و ضعیف است». مهراب كه از دلاوریهای کمبر آگاه است دوباره میگوید:
گوشتی كَمبر، بَزكارء نهن بنت و دهانی واجهن
ترجمه فارسی آن چنین است «گفت: کمبر فردی مظلوم و ضعیف نیست، بلكه او سردار مردم دهان و بنت است.» میرکمبر به او میگوید كه تمام اسرا را زود پس دهد، اما مهراب از این كار امتناع میورزد و به میرکمبر پیشنهاد میكند كه اسرا را نصف کنند و نیمی از اسرا از آن او و بقیه مال میرکمبر باشد. میر کمبر با شنیدن این حرف به جوش میآید و میگوید:
زانان كه بندیگنت تئی مات و گهارن كُل منی
ترجمه آن چنین است كه «من میدانم كه این افراد در دست تو اسیر هستند ولی همه آنها مادران و خواهران من هستند». کمبر و افراد جنگجویش بر افراد مهراب یورش بردند، دلیرانه جنگیدند و به قوای مهراب تلفات سنگینی وارد كردند و موفق شدند كه زنان و دختران اسیر را از صحنه نبرد خارج كرده و به همراهی یكی از جنگجوان به «ملوران» باز گردانند. نبرد همچنان ادامه داشت كه باران شدیدی شروع به باریدن كرد و به علت مرطوب شدن سلاحهای باروتی کمبر و یارانش مبارزه را با شمشیر ادامه دادند. میرکمبر به تنهایی سی و نه شمشیرزن دشمنان را به هلاکت رساند. سپاه میرکمبر پیروز شد و بیشتر غارتگران کشته شدند و بعضی نیز پا به فرار گذاشتند. میرکمبر با سپاهش می خواست برگردد که در این هنگام یك نفر از سربازان مهراب به غاری پناه برده بود و چون باران بند آمد، سرباز مذكور از غار خارج شد و میرکمبر را مورد هدف سلاح خود قرار داد و میرکمبر شربت شهادت را در این هنگام نوشید. اما این فتنه هولناك را مهو ساخت. این بود شمهای از زندگی این بزرگ مرد كه توانست با نیروی جوانی و غیرت دینی خود، فردی ظالم همچون مهراب را از پای در آورد و نام خود را تا ابد جاودانه سازد.
مقبره میركمبر در ابتدای ورودی شهر بنت از طرف فنوج نرسیده به پمپ بنزین واقع شده است.
#داستان
#قصه
#قصه_گویی
#بلوچ
#بلوچستان
@meeras_balouch
