butterfly
Відкрити в Telegram
407
Підписники
Немає даних24 години
-457 днів
+4130 днів
Архів дописів
407
حمید و طاها چند روز پیش بیرون بودن گفتن زدن ولی ما صدایی نشنیدیم الانم فک نکنم درجریان نیستم
407
از حسادت کونت داره پاره میشه راهی نداری جز گوه خوری همونجوری که خبر کصشرایی که میگی دراومده خبر اینکه کدوم عن خوریم هستی درمیاد
407
چه گناهی کردهام که در خوابم هستی، در بیداریام نه؟ در قلبم هستی، در چشمم نه. در سرم هستی، در آغوشم نه...
407
بچه که بودم مامانم میگفت تو قبرستون رو قبر کسی پا نذار به نشونه احترام به شخصی که اونجا خوابیده، این عادت برای من موند.
حالا تو این خیابونا چجوری قدم بزنم؟
407
فکر نمیکنی اگه دوست داشت تا الان این وضعیتو بهانه کرده بود بهت یه زنگ زده بود؟ مووان کن.
407
هروقت فکر کردی موفق شدی به من ضربه بزنی، دقیقا تو یکی از مراحل بازی ای هستی که خودم ساختمش عزیزم.
موفق باشی🙂↔️
