The last rain
Закритий канал
Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
204
Підписники
Немає даних24 години
+27 днів
-530 днів
Архів дописів
اشک میریزی و میگویی: پس رویاهایمان چه؟
میبوسمت و میگویم: بخواب،
در خاورمیانه رویا داشتن، خودش رویاست.
کاش یکی بغلم کنه، بگه حق با توعه اگه حالت خوب نیست، حق با توعه اگه خسته ای از همه چیز، اگه دیگه به هیچ آدمی اعتماد نداری، اگه حرفای هیچکس رو دیگه باور نمی کنی، اگه میترسی از دل بستن، اگه فراری شدی از جمع، اگه حال بدیات بیشتر از خندیدنت کش میاد،اگه حوصله کار کردن نداری، حوصله هدف ساختن، کاش یکی بغلم کنه؛ یه بغل امنِ بی قضاوت، بگه درکت می کنم، بگه میفهممت بگه هیچی نمیخواد بگی، آروم باش، حق با توعه.🤎
حرف ها تا اون حد ميتونن قوی باشن كه با يكيشون از ذوق تا صبح بيدار بمونی و با يكی ديگهش تا صبح گريه كنی...
حالا دیگر آن را به یاد نمیآوری؛
اما همیشه بخشی از قلبت غمگین است
بدونِ اینکه دلیلش را بدانی.
