uk
Feedback
Cypher's Bullshit🍀

Cypher's Bullshit🍀

Відкрити в Telegram

یقین دارم تمام اینها برای این رخ دادند تا ماجرای پژمان جمشیدی از یادمان برود GP : https://t.me/MONOsGP Uma channel : https://t.me/Horses_i_like_this

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
405
Підписники
+324 години
+417 днів
+10930 днів
Архів дописів
https://t.me/kharkous_fiction جوین شید برای ادامه چپتر 😭 بعدا اسمات هم داره انگار😭

رییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییدم

😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

Repost from N/a
مونو سمت راستیه اهورا سمت چپی مانی ام مهم نیست
+1
مونو سمت راستیه اهورا سمت چپی مانی ام مهم نیست

Repost from N/a
“ عاقبت دیسکورد یوزر بودن “ pt 1 . مونو، پسر ساکت، مهربون و بی دردسر دانشکده کامپیوتر. اما چیزی که هم‌دانشگاهی هاش ازش بی خبر بودن اکانت دیسکورد مونو بود… توی دانشگاه هیچکس اون رو به اسم مونو نمیشناخت، همه به اسم اصلیش که مهدی بود میشناختنش. مونو نیک نیمی بود که مهدی ازش توی اکانت دیسکوردش استفاده میکرد، اوایل وقتی با خیلیا حرف میزد کسی نمیتونست تشخیص بده که اون دختره یا پسر، پس اون هم از این موقعیت استفاده کرد و همه توی دیسکورد فکر میکردن مونو دختره، مونو توی دیسکورد فرد معروفی شده بود و همه میخواستن که از نزدیک ببیننش، یک روز عادی بود که سر کلاسش بود و خسته و کلافه منتظر بود کلاس تموم بشه که بره خونه، سراغ کامپیوترش. مونو هم از این بی خبر بود که امروز قراره چه اتفاقایی واسش بیفته… حتی سرگرم کننده تر از حرف زدن با آدمای مجازی. سرش گرم حرفای استاد بود که صدای نوتیفیکیشن های گوشیش حواسش رو پرت کرد، گوشیش رو در آورد و دید دیسکوردش از همیشه شلوغ تره، چشماش از تعجب باز شد و عرق سردی از استرس روی پیشونیش نشست، فهمید که کسی توی اکانتشه، خیلی سریع وسایلش رو جمع کرد و از کلاس بیرون رفت، قدم های تندش به سمت در خروجی دانشکده همه رو کنجکاو کرده بود، مونو فقط میخواست بره خونه و ببینه چه خبره، بی خبر از دو نفری که از یه گوشه بهش زل زده بودن و نقشه هایی که توی سرشون بود… “چند روز قبل” اهورا، دانشجوی رشته تجربی که یک شخصیت خیلی خیلی آروم، بی سر و صدا ولی مهربون و صمیمی ای داشت و کراش پنهانیش که مدت زیادی بود درگیرش بود، دختری که توی دیسکورد دیده بودتش ولی هیچوقت شانس صحبت کردن باهاش رو پیدا نکرده بود، “مونو” فقط توی سرور دیسکوردش بود و حرف زدنش با بقیه رو از دور تماشا میکرد، سروری که در رابطه با علایق جنسیش اونجا پست میذاشت… برای اهورا جدید بود، یا شاید حتی ترسناک یک‌چیزی درمورد مونو فرق داشت و اونو به خودش جذب میکرد، بیشتر از هر کس دیگه ای که توی زندگیش ملاقات کرده بود، برای همین دست به دامن مانی دوست صمیمیش، پسری که هرروز با مرغ و خروس هاش سکس میکرد شد، مانی ترم آخر کامپیوتر بود و کارش توی در آوردن اطلاعات بقیه بدک نبود بعد از تحقیقات و اطلاعاتی که مانی موفق شد به دست بیاره راز مونو رو فهمیدن، متوجه شدن که مونو در اصل پسره و اتفاقا اونم به همون دانشگاهی که مانی درس میخونه میره، اهورا وقتی متوجه اینا شده بود شوکه شد، چندین ساعت بی صدا توی اتاقش به دیوار خالی رو به روش خیره شده بود و نمیدونست که چیکار کنه، نمیدونست با احساساتش چیکار کنه، نمیدونست چرا ولی اینکه متوجه شد مونو پسره خیلی براش شوکه کننده بود ولی اصلا ناراحت نبود، هیچ اهمیتی به جنسیتش نمیداد و فقط میخواست که به دستش بیاره و همون طور که مونو دوست داشت تصاحبش کنه…

photo content

photo content

F(fucking)R

sticker.webp0.12 KB

اینو قبل عید ساختم
اینو قبل عید ساختم

photo content

کی، من و کی 🤭🤭
کی، من و کی 🤭🤭

sticker.webp0.42 KB

0:04 Umamusume reference https://t.me/c/3213077723/510