The last of us
Відкрити в Telegram
دانشجو مامایی.👼🏼 انلاین شاپم: @lumighazal ناشناس🌟 t.me/BluChtBot?start=67a5a009b1dfae808945
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
337
Підписники
-124 години
+367 днів
+3630 день
Архів дописів
الان من یه هفته شده این کار را شروع کردم ولی اینقدر هرجا میرم آدمها باهام مهربون رفتار میکنند اینقدر خالصانه راهنماییم میکنند که واقعا اکلیلی تمومه و امیدوارم این محبت و خوبیشون صدبرابر به زندگی خودشون برگرده.💞✨
هربار میرم برای شاپم خرید خانم بهم میکه یعنی عاشقتم با این رنگهای قشنگی که انتخاب میکنی.
Repost from N/a
+1
⭐️خوشگلهای امروزم⭐️
اگه مدل خاصی مدنظرتون هست با هرکدوم از این آیتمها بگید براتون درست کنم.🎀🌱
Repost from هیلان🌱
نمیدونم شما هم اینجوری هستید یا نه من یکی از فعالیتهای مورد علاقهام دیدن میز کار یا درس خوندن بقیهست. اصلا خیلی باهاش کیف میکنم. حالا اگر عکس از میزتون گرفتید این پیام رو بفرستید توچنلهاتون ما هم ببینیم.
اگر هم چنل ندارید عکس رو برام کامنت کنید.
https://t.me/bavancharity1
خیریه ستایش جانم که دیگه میدونید مثل چشمام بهش اعتماد دارم.ممنون میشم بیاین و حداقل روزنه نوری برای ادامه زندگی دیگران بشیم.💕🪞
کف اتاقم با منجوق یکی شده و میدونید دلم میخواد جارو را بکشم انگار نه انگار ولی متاسفانه بابتشون پول دادم و باید کمرهمت ببندم یکی یکی جمعشون کنم.😓😒
دیشب چهار ساعت بیشتر نخوابیدم بخاطر اینکه فکر نمیکردم قهوه جدید اینقدر رو بدنم تاثیر بزاره. از یک تاحالا داشتم گردنبد درست میکردم و بعدم عکسشون را گرفتم و جدی کمرم را حس نمیکنم.متاسفانه باید بلندشم درس بخوانم چون میلیمتری با بدبخت شدن فاصله دارم.💕😓
Repost from N/a
+2
💕مروارید صورتی💕
انگار تکهای از غروب صورتی دریا را دور گردنت انداختهای.
منجوقهای صورتی در کنار صدف مرواریدی، ترکیبی از لطافت و درخششی هستند که هر استایلی را خاصتر میکنند. ظریف، دلنشین و پر از حس آرامش؛ درست مثل موجی که آرام روی ساحل مینشیند.💕🪞
💕منجوق شکوفهایی
💕منجوق نقرهایی
💕مروارید صورتی
💕اتصالات استیل
💕متریال رنگ ثابت
«بهای تکهایی از غروب صورتی: ۱۹۹»
«بهاری غروب صورتی بدون مروارید: ۱۵۵»
ایدی سفارش: @lumighazall
یه خانمی اتباع بود و ایشون روز قبل که رفتیم بستری بود.یکی از بچههای ترم بالاییمون هم میخواست ازمون فاینال بده(ازمون اخری که هر دانشجو مامایی میده).خلاصه اینقدر از ایشون مراقبت کرد و ورزش بهش داد و خیلی حواسش بود.هر یه ربع یه ربع قلب جنین و حرکات جنین چک میکرد و شرایطش جوری بود که برای زایمان طبیعی اماده بود.تا زمانی که دید ضربان قلب جنین داره افت میکنه.اومد به استاد گفت استادم به بخش و رزیدنت گفتن.رزیدنت اومد دوباره قلب چک کرد و خانم هم اینقدر کلی بازی در میاورد قشنگ همه را روانی کرده بود و رزیدنت مجبور شد یه ذره باهاش بداخلاقی کنه.دید ضربان قلب از ۱۸۰ شد ۱۰۰.استاد ما هم بهش گفت باید بره اتاق عمل ولی گوش نکردن.یهو یه خانم رزیدنت دیگه اومد و با اون رزیدنت بحثش شد که چرا اینجوری میکنی و بنظرتون چیکار کرد؟😂
در صدم ثانیه اومد معاینه کنه و گفت بهم هوک(وسیلهایی که کیسه اب دستی پاره میکنند)بدین و کیسه اب خانم را پاره کرد.در صورتی که وقتی ضربان قلب میاد پایین باید سریع بره سزارین بشه.یه دفعه دستش دراورد دید جفت و بندناف اومد بیرون و استاد بهش گفت دستت ببر تو که بندناف و جفت نیاد بیرون چون ضربان قلب داشت کم میشد و ایشون خودش با خودش تصمیم گرفته بود کیسه اب پاره کنه زایمان تسریع پیدا کنه.با همون دست همون پوزیشن رفتن اتاق عمل.تا اون لحظه که ما بیمارستان بودیم بچه ضربان قلب نداشت گفتن بردنش احیا دیگه نمیدونم چه بلایی سرش اومد.😭😭
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
