💐جَهِشِ دِل _ آوَاِیِ گُمنَام💐
Закритий канал
جَهِشِ دِل / آوَاِیِ گُمنَام اینجا دل میجهد تا خاموش نماند؛ آوا اگرچه گمنام است، اما حقیقتِ جان را نجوا میکند. مالک _ کانال.. آوَاِیِ گُمنَام.. آغاز فعالیت.. 1404 / 8 / 19..
Показати більшеІран140 039Категорія не вказана
278
Підписники
Немає даних24 години
-57 днів
+1130 днів
Архів дописів
انسان، پیچیدهترین معماییست که در تمامِ عمر، در جستجویِ حلِ آن سرگردان میماند؛موجودی که هرچه بیشتر در آینهی خویش خیره میشود، بیشتر درمییابد که هنوز خود را نمیشناسد.
گاه در مسیرِ شناختِ خویشتن، به تاریکیهایی میرسد که هرگز گمانِ وجودشان را نداشت؛به درههایی خاموش در اعماقِ روح، جایی که روشنایی دیگر یک حقیقتِ بدیهی نیست، بلکه آرزویی دوردست است.
آنجاست که انسان میانِ دانستن و ندانستن معلق میماند؛نه آنقدر آگاه که آرام بگیرد، و نه آنقدر ناآگاه که آسوده بماند.
دانستن، دریایی بیکران است؛هر موجش، پرسشی تازه میآورد و هر ساحلش، افقی ناشناخته را نشان میدهد.و ندانستن نیز دریایی دیگر است؛دریایی که در آن، بسیاری با توهمِ آرامش زندگی میکنند، بیآنکه بدانند زیرِ پایشان چه ژرفای هولناکی نهفته است.
بزرگترین رنجِ انسان شاید همین باشد؛اینکه هرچه بیشتر میفهمد، بیشتر به وسعتِ نادانستههایش پی میبرد.و هرچه بیشتر به عمقِ وجودِ خویش نزدیک میشود، زخمهایی را میبیند که سالها زیرِ لبخندها پنهان کرده بود.
اما نجات، در فرار کردن از این تاریکیها نیست؛نجات، در عبور کردن از میانِ آنهاست.زیرا هیچ انسانی با بستنِ چشمهایش به روشنایی نرسیده است.
اگر اراده کنی، اگر با تمامِ شکستها و فرسودگیها باز هم پارو بزنی، روزی به کشتیِ نجات خواهی رسید؛اما اگر تنها به تماشایِ طوفان بنشینی، اقیانوس تو را از آنِ خود خواهد کرد.
و حقیقتی تلختر از این وجود ندارد که بسیاری از انسانها را نه دشمنانشان، بلکه تسلیم شدنِ خودشان غرق کرده است.
پس نجاتِ خویش را به دستِ دیگران مسپار؛زیرا بیشترِ آدمها خود نیز در میانهی امواج، دستوپا میزنند.از آنان که هنوز راهِ خویش را نیافتهاند، انتظارِ راهبری نداشته باش.
به خالق تکیه کن؛او که چراغ را آفرید، راهِ رسیدن به روشنایی را نیز میداند.اما قدم برداشتن، انتخاب کردن و برخاستن از زمین، وظیفهی خودِ توست.
و به یاد داشته باش؛گاهی بزرگترین پیروزیِ زندگی، فتحِ جهان نیست؛بلکه نجات دادنِ خویشتن از تاریکیهاییست که سالها در درونِ خود حمل کردهای..
#آوای_گمنام..🍃
#کتاب_چای...☕️📚
یکی از جملات مورد علاقهام...
قدردان آن زخمی باش، که تو را به خدا نزدیکتر میکند..🥀
در قانونِ غرور من، زنده گی برای هیچ کس متوقف نمی شود..
روح آزاد است، و شرافت بالاتر از هر چیز است...🖤
در قانون غرور من، زنده گی برای هیچ کس متوقف نمی شود..
روح آزاد است، و شرافت بالاتر از هر چیز است...🖤
گزارشم موردِ تحسین قرار گرفت…و آنقدر بازتاب پیدا کرد که درونم، میان خستگی و خوشحالی، آرام میلرزید.
ساعتها برایش وقت گذاشته بودم؛ از یازده شب تا حوالی یک، در سکوتی که فقط ذهنِ درگیر و دلِ خسته آن را میفهمد، واژه به واژهاش را از نو ساختم.
گزارشی دربارهی "آنارِ قندهار" بود…که با صدای خودم خواندم، با تمامِ توان، با تمامِ حضور.
و امروز برایم روشنتر شد: هیچ تلاشی صادقانه، در تاریکی گم نمیشود؛شاید دیر دیده شود، اما بیاثر هرگز نمیماند.
آدم گاهی خسته میشود، گاهی از ادامه دادن میلرزد، اما در نهایت همین لحظههای کوچکِ دیده شدن است که به تمامِ شبهای بیداری معنا میدهد...
#لحظه_های_آوا..🍃
گفت: کتابخانه میخواهی بسازی…؟
بیآنکه نگاه کنم، گفتم: بلی…اما نه در چهار دیوارِ خانه…من کتابخانهام را در افکارم بنا میکنم…
جایی که هر واژه، در ذهنم زنده میماند،
نه در قفسِ خاموشِ یک الماری…کتابی که خوانده نشود، تنها باریست بر چوبِ سردِ قفسهها…و دانشی که در جان ننشیند،
هیچ ارزشی ندارد…من میخواهم کتابها را با خود حمل کنم، نه در دست،
بلکه در اندیشه…
که افکارِ انسان، اگر بیدار شود،
خود، بزرگترین کتابخانهی جهان میگردد… 🌿🖤
#آوای_گمنام..🍃
#کتاب_چای...☕️📚
سپاس...
اگر چشمانم را زیبا میبینید، از زیباییِ نگاهِ شماست.
زیبایی را، زیبایی میبیند؛ و گمان میکنم دلِ شما از آن دلهاییست که هنوز روشنی را میشناسد...❤️
