💐جَهِشِ دِل _ آوَاِیِ گُمنَام💐
Відкрити в Telegram
جَهِشِ دِل / آوَاِیِ گُمنَام اینجا دل میجهد تا خاموش نماند؛ آوا اگرچه گمنام است، اما حقیقتِ جان را نجوا میکند. مالک _ کانال.. آوَاِیِ گُمنَام.. آغاز فعالیت.. 1404 / 8 / 19..
Показати більшеІран171 940Категорія не вказана
280
Підписники
Немає даних24 години
+37 днів
+130 днів
Архів дописів
خوشا آن چشم که افتخارِ دیدنِ نگاهِ تو را داشته باشد....🖤
#آوای_گمنام..🍃
+1
عیدِ قربان…نزدیک هست....
حنا و چوری و رنگِ پنجابی،
اما وقارِ زنانگیام در میانِ این همه نقش، خاموش و استوار نفس میکشد....🍃
من و تو همسن هستیم، ولی....
تو باید بزرگتر شوی، تا من را بفهمی.....🖤
از قدرتِ یک زن سخن میگوید…
اما خودش، نه بویِ مردانگی برده و نه معنای غیرت را فهمیده است؛
فقط قامتِ مردانه دارد، وگرنه بعضی روحها، پشتِ ظاهرِ مرد بودن هم خالیاند....🥀
این را فهمیدهام؛
هر وقت غمگین و خسته میشوم، بیشتر به خواب پناه میبرم…
فرقی نمیکند چه ساعتی باشد، فقط دلم میخواهد بخوابم و برای چند ساعت، از سنگینیِ این ذهن فاصله بگیرم.
و این روزها، بیشتر از همیشه.....🖤
مگر یک خواب دربارهی او چقدر میتواند جان بگیرد،
که با بیداری، دلم هنوز در آن گرفتار است و بیصبر و بیقرار میتپد....🖤
شب، آرامشِ روح و پناهِ خستهگیهای خاموشِ انسان است....🤲🏻🫀
برای من هم دعا کنید...🥀
+2
آنها مرا زیبا خطاب میکردند،
در حالیکه خودشان، در توصیفِ واژهها کمیابتر از هر زیبایی بودند....🫀
هوا، هوایِ رفتن است… 🖤
و من با تمامِ خستگیِ این روح، هنوز برای ماندن تقلا میکنم؛
چون خوب میدانم اینبار اگر رفتن را انتخاب کنم، دیگر نه صدایی از من میماند، نه ردِّ روشنی از حضورم...
فقط سکوتی طولانی، شبیهِ آدمی که آرامآرام خودش را از جهانِ اطرافش حذف کرده باشد...
🖤🥀
هر بار که خواستم طعمِ آرامِ خوشحالی را باور کنم،
غمی عظمی آمد و مرا دوباره در پناهِ سردِ خودش پنهان کرد....🥀
گفت: یادِ چشمان شما اُفتادم !🙂🫂...
بیت...👇🏻
جانا چی محشر میکند دو چشمان سحر خیزد...
ط مولانای ما گشتی ما هم شمس تبریزت....🤎
پرسیدن: حاضر بودی، با کسی مثل خودت باشی.؟
گفتم: من برای آدمی مثل خودم، حاضرم جنگ بر پا کنم...🥀🖤
نشستوبرخاستم، بیشتر با حسادتها گذشته است؛
در روزگاری که آدمها تحملِ دیدنِ رشدِ یکدیگر را ندارند....🖤
