💐جَهِشِ دِل _ آوَاِیِ گُمنَام💐
Закритий канал
جَهِشِ دِل / آوَاِیِ گُمنَام اینجا دل میجهد تا خاموش نماند؛ آوا اگرچه گمنام است، اما حقیقتِ جان را نجوا میکند. مالک _ کانال.. آوَاِیِ گُمنَام.. آغاز فعالیت.. 1404 / 8 / 19..
Показати більшеІран139 957Категорія не вказана
278
Підписники
-224 години
-57 днів
+1130 днів
Архів дописів
امروز در میانِ هیاهوی آدمها بودم؛
هر طرف، سخنی بود و صدایی...
هر کس از فردا میگفت، از آرزوهایش، از ادامهی راهش...
و من، بیاختیار با خود اندیشیدم؛
اگر فردا باشد و من نباشم...
شاید تنها چیزی که از من بماند، همین چند واژه باشد؛
چند جمله که روزی از دلِ خستهای برخاست و در گوشهای از این جهان آرام گرفت.
آدمی، بیش از آنکه با نامش ماندگار شود، با اثری که بر دلها میگذارد زنده میماند.
اگر فردایی بود و من در آن سهمی نداشتم،
امیدوارم هرکس از کنارِ واژههایم گذشت، بداند که نویسندهی این سطرها، بیش از آنکه به دیده شدن بیندیشد، به راست نوشتن ایمان داشت...🖤
#آوای_گمنام..🍃
عشق آنگونه قشنگ است که خوارت نکند
به تمنای حقیرانه دچارت نکند.
عشق آنگونه قشنگ است که با سنگِ محکَ
هر کسی سر برسد کسرِ عَیارت نکند.
ماه، معشوق پلنگ است حواست باشد.
گربه وحشی ولگرد ، شکارت نکند.
سخن عشق ، نه آن است که آید به زبان
لب فروبند که دِل ، حاشیه دارت نکند.
منزل و منزلتِ عشق بلند است بلند
" بر حذر باش" کسی بر سرِ دارت نکند
🖤
میفهمی که زندگی، هنرِ دلبستن نیست، هنرِ دوام آوردن پس از دلبستن است.🥀
زندگی پر از عمقهای ناشناخته است؛و حقیقت، از نخستین روزِ آفرینش تا امروز، تلخترین مهمانی بوده که بر سفرهی انسان نشسته است.
بعضی حقیقتها، شبیهِ سیلیِ محکمی بر صورتِ غرورند؛نه هر کسی تابِ شنیدنشان را دارد و نه هر کسی جرأتِ پذیرفتنشان را.
سخت است روزی روبهرویِ خویشتن بایستی و هیچ راهِ گریزی برای فرار از خودت پیدا نکنی؛سختتر از آن، تحملِ نسخهای از خودت است که سالها از دیدنش طفره رفتهای.
بسیاری از آدمها از تنهایی نمیترسند؛از روبهرو شدن با حقیقتِ درونِ خویش هراس دارند.
و سرانجام انسان میفهمد که در طولِ این راهِ بلند، تکیهگاهی استوارتر از خودش ندارد؛زیرا در تاریکترین شبها، بسیاری از دستها رها میشوند، بسیاری از صداها خاموش میگردند، اما انسان ناگزیر است بارِ خویش را بر شانههای خودش حمل کند.
زندگی، میدانِ آسایش نیست؛امتحانگاهیست که هر روز، بخشی از تو را میشکند تا بخشِ دیگری را بسازد.
و چه تلخ است آن لحظه که میفهمی بزرگترین نبردِ زندگی، نه با دیگران، بلکه با خودت بوده است؛با ترسهایت، با ضعفهایت، با زخمهایت و با حقیقتهایی که سالها از نگاه کردن به آنها گریخته بودی.
گاه انسان آنقدر از دیگران زخم میخورد که میآموزد هیچ پناهی ابدی نیست؛نه دستها همیشه میمانند، نه وعدهها، نه دوستداشتنها.زمان، بیرحمانه نقابها را از چهرهها برمیدارد و حقیقتِ آدمها را عریان میکند.
در این مسیر، بسیاری را از دست خواهی داد؛نه به این دلیل که بد بودهاند، بلکه چون هر کسی ظرفیتِ ماندن در عمقِ تو را ندارد.بعضی آدمها برای عبور کردن میآیند، نه برای ماندن.
و روزی میرسد که دیگر از رفتنِ آدمها نمیشکنی؛تنها لبخندی تلخ میزنی و میفهمی که زندگی، هنرِ دلبستن نیست، هنرِ دوام آوردن پس از دلبستن است.
حقیقت این است که انسان، در پایانِ تمامِ جنگها، تمامِ عشقها، تمامِ دلتنگیها و تمامِ شکستها، تنها با یک نفر باقی میماند؛با خویشتنِ خویش.
و اگر نتواند با خودش صلح کند، تمامِ جهان نیز برایش زندانی بزرگ خواهد بود...
#آوای_گمنام..🍃
#حقیقت_تلخ..🖤
عاشورا را در مرزهای مذهب زندانی نکنید. خون، آنگاه که بر خاک میریزد، دیگر شیعه و سنی نمیشناسد؛ رنگش یکی است و فریادش نیز یکی. کربلا میدانِ تقسیمِ مسلمانان نبود؛ میدانِ سنجشِ وجدانِ انسان بود. آن روز، حق در برابر باطل ایستاد و برای ماندنِ حقیقت، بهای خویش را با خون پرداخت.
امام حسین (ع) برای یک فرقه قیام نکرد؛ برای زنده ماندنِ حق، عدالت، کرامت و آزادگی قیام کرد. اگر پس از قرنها هنوز نام او بر زبانها و محبتش در دلها جاری است، از آن روست که پیامِ کربلا، محدود به زمان، جغرافیا یا مذهب نیست؛ پیامِ او، ندای جاودانهٔ عزت در برابر ذلت است.
شیعه و سنی، هر یک با شیوهٔ خود، به مقامِ امام حسین (ع) احترام میگذارند و پیامِ کربلا را ارج مینهند. اختلافِ دیدگاهها هرچه باشد، در برابر عظمتِ عاشورا رنگ میبازد. عاشورا روزی نیست که میانِ مسلمانان دیوار بکشد؛ روزی است که باید دلها را به یکدیگر نزدیکتر سازد و امت را به یادِ برادری، عدالت و همدلی بیندازد.
تلخترین حقیقت آن است که گاهی ما، بیش از دشمنانِ دیروز، حسین (ع) را به نامِ خود مصادره میکنیم و از یکدیگر فاصله میگیریم؛ در حالی که او جانِ خویش را فدای آن کرد که حق زنده بماند، نه آنکه امتِ اسلام در گردابِ تفرقه گرفتار شود.
حسین (ع) تنها نامی در تاریخ نیست؛ وجدانی بیدار است که هر زمان ظلم قد برافرازد، در دلهای آزاده دوباره زنده میشود. عاشورا، روضهٔ اختلاف نیست؛ فریادِ بیداری است. اگر از حسین (ع) سخن میگوییم، باید پیش از هر چیز از عدالت، کرامت، برادری، آزادگی و ایستادگی در برابر ستم سخن بگوییم؛ زیرا این همان پیامی است که از کربلا تا امروز، در رگهای تاریخ و در وجدانِ انسانهای آزاده جاری مانده است...
#آوای_گمنام..🍃
