uk
Feedback
UNGEONS

UNGEONS

Відкрити в Telegram

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
227
Підписники
-224 години
-817 днів
-6830 день

Триває завантаження даних...

Схожі канали
Немає даних
Виникли проблеми? Будь ласка, оновіть сторінку або зверніться до нашого support-менеджера.
Хмара тегів
Немає даних
Виникли проблеми? Будь ласка, оновіть сторінку або зверніться до нашого support-менеджера.
Вхідні та вихідні згадування
---
---
---
---
---
---
Залучення підписників
серпень '26
серпень '260
в 0 каналах
липень '26
+324
в 0 каналах
Дата
Залучення підписників
Згадування
Канали
01 серпня0
Дописи каналу
اسمش هرچیزی که هست ولی من این مدل دوست داشتن و میخوام🤍

2
Немає тексту...
15
3
‏اونی که برمیگرده عاشق نیست، پشیمونه.
17
4
به نام خداوند رنگین کمال خداوند بخشنده «نامهربان» در امتداد جریان خون‌آلود خیالش قدم می‌زد؛ گاهی ساعت های طولانی را در افکارش می‌گذراند و هر روز تشخیص دنیای وهم انگیز ذهنش از دنیای سرد بیرون برایش دشوار تر میشد. احساس می‌کرد دنیای بیرون نیاز به پیوند روح و جسم دارد. اما ذهنش همواره او را به درون می‌بلعید، زیرا امید، وصله ی این پیوند نامرئی، مدتی بود که به جای رنگ بخشیدن به جهان هستی خودش همرنگ جماعت شده بود... دیگر نه پروانه ها رنگین بودند، نه خورشید و ماه می‌درخشیدند و نه حتی رنگین کمان آمیخته به هفت رنگ بود. کسی چه می‌داند آن دو شب چه اتفاقی افتاد. شاید در میان رگبار تیر های هوایی یکی از گلوله ها هم به خداوند رنگین کمان اصابت کرده باشد، همان خداوند بخشنده نامهربان. کنون بانگ بر آرید و بر سرتیتر روزنامه ها این خبر را درج کنید «خداوند، شامگاه شب هجدهم دی به دست نیرو های خودی به قتل رسید». اما حال که نوچه های خودی ارباب را سر به نیست کرده اند چه کسی حافظ آسمان ها و زمین است؟ حال چه کسی مقابل دروازه ی جیب های خالی فقرا نگهبانی میدهد تا به اندازه اسکناسی وارد آن نشود؟ حال کیست که باید مراقب باشد که عدالت میان ستم دیدگان برقرار شود تا هرکدام به تعداد مساوی مورد اصابت گلوله قرار بگیرند؟ گویی چاره ای نیست؛ اینک باید نظاره گر بود تا اهریمن زمام کار ها را به دست گیرد. زین پس باید شاهد طناب های دار بر گردن واسطه هایی باشیم که از جانب پروردگار سخن می‌گفتند. باید شاهد آن بود که دنیا به عدالت و آزادی که تا آن لحظه حرام خوانده میشد آراسته شود. عجب دنیای کفرآمیز زیبایی! اینک دوباره چیزی بر دل آدمیان نازل خواهد شد ولی این بار دیگر خبری از وحی یا شهود نیست، جبرئیل دیگر جرعت نزدیک شدن به آدمیان را ندارد. این، آوای امید است که زیر لب نوید بازگشتش به کلبه ی زندگی را از دوردست زمزمه میکند... به اطرافش نگریست. خورشید همچنان بی اثر بود. پی برد که این بار هم رویای امید را فقط در افکارش مرور کرده بود اما گمان می‌برد که این بار دست خالی از دنیای ذهنش برنگشته است این بار روزنه ای نور یافته بود و با تمام وجود می‌خواست به دنبال آن برود. با پاهایی خسته و تنی زخمی به دنبال کورسوی نور حرکت کرد؛ وجدانش، اجازه ی تسلیم شدن در میانه راهی که در آن عزیزان بسیاری را از دست داده بود نمیداد. _روایت شب هجدهم_
21
5
طلوع آفتاب ایران طعم خون میدهد.
25
6
ما بد بودیم درست ششما از خوبیات بگو ما شرمنده بشیم🫪
14
7
Ginza J Balvin.m4a
96
8
اصلا کسخار عشق، کسخارِ غم همه‌چیو یادت میره دوسه سالِ بعد.
10
9
Немає тексту...
46
10
https://t.me/+OJXuO1KOUhhkMTQ0
29
11
من عزیزم لطفاً به خودت انقدر سخت نگیر دیگه نه معده‌ای واست مونده نه قلبی، نه روحی، نه لبی، نه مویی؛
59
12
آدما فقط لبخندتو میبینن شادی تو میبینن میگن وای یارو چقد شاده چه خوشحاله کاش جاش بودم ولی شما از درون اون آدم از روح متلاشی شده‌‌ی اون آدم از فشارای خانوادگی رو آون آدم از چیزای که اون آدم داره دست پنجه نرم میکنه تا زنده بمونه از افکارش از هیچیش خبر ندارید شما فقط به خنده های فیک حسودی میکنید
63
13
پشت نقاب ِبزرگسالی همه ی ما، کودکی است نیازمند عاطفه، گذشت، عشق و ترسیده از تنهایی .
67
14
خاطرات ؟ نامش را زنده زنده کشتن بگذارید .
71
15
👁️✨+1
👁️✨
79
16
جنوب شبیه آدمی‌ست؛ که همیشه میان آتش دیگران ایستاده... نه آغازگر هیچ جنگی بوده، نه انتخاب کننده‌ی میدان؛ فقط سهم بیشتری از زخم ها نصیبش شده، و با تمام دردها،باز هم به احترام این وطن،ایستاده است
77
17
خیلی دوست داشتم بگم مشکل از منه ولی من همیشه فوق العاده‌م💅
73
18
اگه تا الان با پشت دست نزدم دهنتون بخاطر این نیست شما عن خاصی هستی بخاطر اینه حیوان آزاری کار بدیه🎀
81
19
Немає тексту...
98
20
+1
Немає тексту...
101