uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

. شعر .

. شعر .

Відкрити в Telegram

هر شعر آینه‌ای‌ست برای یک دل ... poems.a.4 :اینستا

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
368
Підписники
+2024 години
+167 днів
+2230 днів
Архів дописів
شهریارا ، گو دل از ما مهربانان مشکنید ورنه قاضی در قضا نامهربانے مےکند ...🥲 https://t.me/A_poems1

حل‌ شدن در دل معشوقه که ایرادی نیست ، چای هم آب کند در دلِ خود قندش را . . https://t.me/A_poems1

محرم به دلت بودم و محروم ز دیدار ؛ یک "واو" میان من و تو فاصله انداخت . . https://t.me/A_poems1

یک طرف ماه رمضان و یک طرف زلفان یار ای خدایا رحم کن بر عاشقان روزه دار. https://t.me/A_poems1

مثل معلم ها به ذوقم آفرین گفت مانند یک طفل دبستانی دلم رفت((: https://t.me/A_poems1

می گویند اگر پلکت پرید عزیزانت می آیند.. جانم برایت پرپر زد پس تو کجایی؟!(:💔 https://t.me/A_poems1

رفته ام پیوند اعضا، فرم هم پر کرده ام کل اعضایم برای خلق، قلبم مال تو🥲❤️‍🩹 https://t.me/A_poems1

کاش در این رمضان لایق دیدار شوم سحری با نظر لطف تو بیدار شوم کاش منت بگذاری بر سرم حضرت یار تا که هم سفره تو لحظه‌ افطار شوم https://t.me/A_poems1

جان من بودی و حالا جان فدایش میکنی . . جان من راست بگو؛ جانم صدایش میکنی؟ :) https://t.me/A_poems1

فاز مثبت می دهد،معشوقه ای که مذهبیست هم خدا داری و هم خرما،عجب حالی شود😁 https://t.me/A_poems1

ربنا را که شنیدی لب دیوار بیا؛ تا به قندِ لبِ تو ، روزه‌ام افطار شود . . https://t.me/A_poems1

اے غم ! نمےدانم روز رسیدن روزےِ گام که خواهد بود؟! اما ، در این کابوس خون آلود در پیچ و تاب این شب بن‌بست ، بنگر ..! چه جان هاے گرامے رفته‌اند از دست دردیست چون خنجر ، یا خنجرے چون درد ، این من که در من پیوسته مےمیرد :))) https://t.me/A_poems1

افسردگے بهایے است که آدم‌ها براے شناخت خود مےپردازند ! هر چه عمیق‌تر به زندگے بنگرے به همان مقدار هم عمیق‌تر رنج میبرے🙃! https://t.me/A_poems1

رو سیاهم مےکند هر کس که مےپرسد ز من آنکه از جان بیشتر دوستش داشتے حالا چه شد؟! https://t.me/A_poems1

از من ، راهے مےماند که از آن گذشته‌ام ! از من ، جاے خالے من مےماند ... https://t.me/A_poems1

اگر بهشت بهایش تو را نداشتن است؛ جهنم است بهشتی که نیستی تو در آن((:🫠 https://t.me/A_poems1

رکعت چندم، کجا بودم، نمی‌دانم! ولی بُرد نامت‌ را کسی، یادت نمازم را شکست🫠❤️‍🩹 https://t.me/A_poems1

بوسیدم و لبهای تو را وام گرفتم بوسیدی و من رعشه به اندام گرفتم چشمان تو را بستم و چشمان خودم را مانند دو سیب از لب تو کام گرفتم مأمور شدم از طرف عشق برایت مأموریتی بودم و انجام گرفتم انگار مسکن زده بودی به لبانت در جزر و مد بوسه‌ات آرام گرفتم من صیغه موهای حنایی تو بودم زیباست عجب درسی از اسلام گرفتم ماه رمضان بود و منم موقع افطار از سفره‌ی لبهای تو اطعام گرفتم دارای رکوردم که توانستم همان جا یک بوسه ولی در ملأ عام گرفتم گینس شده دفترچه‌ای از خاطره‌هایم در بوسه‌ترین مرد جهان نام گرفتم تا آمدم از بیت نهایی بنویسم بوسیدی و من رعشه به اندام گرفتم https://t.me/A_poems1

لبش آورد و مرا گفت لبی تر نکنیم؟! نامسلمان رمضان است‌،شراب آوردی؟🌚 https://t.me/A_poems1

چه خبر یار؟ شنیدم که گرفتار شدی دل سپردی و برای دگری یار شدی((: بعد دل کندنت از من دلت آرام گرفت؟ خوب شد زندگیت یا که بدهکار شدی؟ تو خودت خواستی از قصه‌ی من پر بکشی پس نگو کار خدا بودُ ناچار شدیم من که در حد پرستش به تو دلبسته شدم من چه کردم که تو اینگونه گرفتار شدیم مرگ در نقطه‌ی آغاز فروپاشی‌هاست حیف و صد حیف که تو دیر خبردار شدی https://t.me/A_poems1