uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

. شعر .

. شعر .

Відкрити в Telegram

هر شعر آینه‌ای‌ست برای یک دل ... poems.a.4 :اینستا

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
351
Підписники
-224 години
-117 днів
+1530 днів
Архів дописів
تو نه دوری تا انتظارت کشم نه نزدیکی تا دیدارت كنم و نه از آنِ منی تا قلبم آرام گیرد و نه من، محروم از توام تا فراموشت کنم تو در میانه‌یِ همه چیزی . . .

صبح است و دلم درتپش لحظه‌ی دیدار باز این دل من گشته به امید تو بیدار

باید خریدارم شوی تا من خریدارت شوم، وز جان و دل یارم شوی تا عاشق زارت شوم، من نیستم چون دیگران بازیچه بازیگران ؛ اول به دام آرم تو را، وانگه گرفتارت شوم:) 00:00

همه عالم می‌دونستن که بری می‌میرم..🌚

در دلم هستی و بازم نگرانت هستم نفسم هستی و وابسته به جانت هستم

از پی هر بوسه‌اش یک نیشگون از ما گرفت؛ هم عسل خوردیم و هم زنبور ما را نیش زد!

تو چه دانی که پسِ هر نِگَهِ ساده‌ی من چه جنونی ، چه نیازی، چه غمی‌ست؟

باد اگر عطرِ تو را آورد، سرمست می‌شوم با خیالِ دیدنت پیوسته پابست می‌شوم

آنقَدَر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد کاسه‌ی صبرم از این دیر آمدن لبریز شد تیر دیوانه شد و مرداد هم از شهر رفت از غمت شهریورِ بی‌چاره حلق آویز شد مهر با بی‌مهری و نامهربانی می‌رسد مهربانی در نبودت اندک و ناچیز شد بی تو یک پاییز ابرم ، نم نم باران کجاست؟! بی تو حتی فکر باران هم خیال‌انگیز شد..

-💔

من چرا عاشق شدم وقتی تو عاشق نیستی.. گفته بودی عاشقی اما تو صادق نیستی.. آنقدر خواندی به گوشم تا که لیلایت شوم.. حال که لیلا شدم مجنون سابق نیستی..:)

تورا من دیده‌ام با او ، بماند حال و احوالم . .         بهم می‌آمدید اما ؛ تو سهمِ قلبِ من بودی ..

اونجا که نزار قبانی میگه: - همه‌یِ کسانی که مرا می‌شناسند می‌دانند که من آدمِ حسودی هستم و همه‌یِ کسانی که تو را می‌شناسند، لعنت به همه‌یِ کسانی که ' تو ' را می‌شناسند . . . 🤍🔗 `

هزار عاشق دیوانه در من است، که هرگز به هیچ بند و فسونی نمیکنند رهایت

پاییز رسید و به دلم مژده‌ی غم داد هرچند که هر ساعت ما فصل خزان است‌...💔

00:00

تا این من، من، شده است؛ صدها من، در من، دفن شده است‌

اونجا که سعید صاحب  علم میگه:
هر جا هوا مطابق میلت نشد ، برو ! فرق تو با درخت ؛ همین پای رفتن است ..

عاشقت بودم ولی ناجور سوزاندی مرا نقره داغش میکنم دل را اگر یادت کند

هر گاه زنی به تو پناه آورد برای او بمیر.. زیرا یک زن، هرگز به مردی پناه نمی‌برد مگر آنکه نزد او از بزرگترینِ مردان باشد. •نزار قبانی•