uk
Feedback
نشانیِ سوّم

نشانیِ سوّم

Відкрити в Telegram

کلمه‌هایی که از ما به‌جا خواهد ماند، بی‌خوابیِ عجیبی خواهند کشید‌‌... بی‌خوابیِ عجیبی. کانالِ کتابخونیمون: @ketaberira راه‌هایِ ارتباطی: @Asemanam_Bot http://t.me/HidenChat_Bot?start=5821566175

Показати більше
951
Підписники
+424 години
+1397 днів
+38730 день
Архів дописів
انولا هلمز هم ۹ روز دیگه میاد و لحظه‌شماری می‌نمایم. جیغِ ذوقی.*

داشتم فرانک می‌دیدم و در حالتِ آرامشِ روانی💆‍♀️💆‍♀️🧘‍♀️🧘‍♀️🧘‍♀️ بودم و با یک دوستِ عزیزِ دیگه‌ای به نامِ آیه آشنا شدم که ایشون هم مثلِ فرانک خوشگل تحلیل می‌کنن و حرف می‌زنن. هنوز طرز تحلیل فرانک و مدلِ طنزش مورد‌علاقه‌مه ولی بسی از پیدا کردنِ آیه خرسند و خوشحالم. کاش حالا که مووونده تا اکثریتِ آدم‌های دور و اطرافمون این‌قدر با‌فکر باشن خدا یه دو سه تا آدم شبیه اینا تالاپی بندازه تو زندگیمون. آرزویِ دو هزار و دویست و بیست و یکم.🙏

پریودی این‌جوریه که از تصور این آهنگ که "می‌خوای عروس بشی قشنگ‌ترین عروس دنیا می‌ذاری همه‌ی عروسکاتو واسه‌ی ما" به‌جای مامان‌بابام دارم زار زار گریه می‌کنم.

حالا من الان فوتبال ببینم دعا کنم ببریم یا ببازیم؟ بابا این دیگه چه زندگی‌ پیچیده و شتی‌ایه؟

+1

من واقعا یک توکسبری که همون‌قدر obsessed with me باشه می‌خوام تو زندگیم تروخدا خدایا. اه.

همه باید بهم سر سجده فرود بیارن و از اول اول عاشقم بشن.

انولا هلمز بیاد من دیگه خدا رو بنده نیستم.

(پ.ن: مثلا اگه یکی بیاد بگه من شبیه ونه‌لوپه‌ام و اینا ناراحت نمی‌شم چون دیگه خیلی باب شده. (حتما هست دیگه. از من ورجه‌وورجه‌ای تر و همزمان احساسی‌تر هم پیدا می‌شه خب.*) اما اگه در‌حال حاضر یک نفر بیاد بهم بگه هیچ‌کس اندازه‌ی من شبیه انولا هلمز نیست می‌زنم تو ددددهنش.)

یک وسواس و حساسیتِ شدیدی دارم نسبت به شخصیت‌های مورد‌علاقه‌م در فیلم و سریال‌ها. (اون‌هایی که روشون کراشم نه، اون‌هایی که خیلی منن.) واقعا برام اهمیت دارن. یعنی اصلا درباره‌شون با کسی شوخی ندارم. خیلی زیاد هم تو فیلما پیدا می‌شم به طرز جالبی. یعنی چون خودم در زندگیِ واقعیم too much و مبالغه‌آمیز هستم (متاسفانه یا خوشبختانه)، شخصیت‌های مبالغه‌آمیز هم روم می‌شینن. هاله‌ای ازشون نیستم بلکه خودشونم. به طور کلی هم عاشق اینم که آدمای دورم رو تو فیلما پیدا کنم و با این‌کار حال می‌کنم. مخصوصا با mbti. و حالا تصور کنید چه‌قدر برام شیرین و مهههم می‌شه وقتی یکی دقیقا مثلِ خودم پیدا می‌کنم! اینه که بسته به شرایط، من به شدت آنه‌شرلی (مخصوصا تو سریال Anne with an e) هستم. به‌شدت انولا هلمز هستم. (این یکیو این چند‌سال خیلی زیاد‌تر حس می‌کنم چون تو زندگیم همه‌ش باید می‌جنگیدم.) به شدت لوییزا کلارک هستم و به شدت دختره تو Cinderella 2021. راپونزل،،،، و پرنسس آنا تو Roman holiday و ونه‌لوپه تو رالف خرابکار. ممنون از صنعت فیلم، سریال و انیمیشنِ دنیا که این‌قدر باعث می‌شن من بهم خوش بگذره.

این همه سال گذشت و من همچنان شخصیتی این‌اندازه شبیه به شخصیتم جایی جز انولا هلمز پیدا نکردم. و حالا I'm just dying to watch this.

اصلا نمی‌تونم تا ۱ جولای صبر کنم تا انولا هلمز ۳ بیاد. ابداً نمی‌تونم.

ولی باور کنید من مطمئنم آخرش تو چهل_پنجاه سالگی مثلِ هایده می‌خونم: حالا که از ما گذشت، اومدنِ یارو باش! کارِ خدا رو ببین، عاقبتِ ما رو باش!

امشب اولین بار در زندگیم بود که موقع رد شدن از محله‌ی تاریکمون یک‌ذره هم احساسِ نا‌امنی نکردم. انقدر به‌خاطرِ گرما بی‌اعصاب و خسته بودم که اگه کسی بهم نزدیک می‌شد پتانسیلِ خورد و خاکشیر کردنش رو داشتم و اگه تصمیم داشت بدزدتم و اعضایِ بدنم رو بفروشه مقاومتی نمی‌کردم.

یادم افتاد ۱۳ سالم بود یه کلیپ از خودم گرفتم که مثلا دارم‌ می‌رم سوریه و قبل از رفتن می‌خوام وصیت کنم و توش با یه حالت احساسی‌ای می‌خوندم منم باید برم آره برم سرم برهههه.

واقعا هم "آن‌که او به غمت دل بندد چون من کیست؟"

خوابش رو دیدم و روزم هنوز شروع نشده حسِ تموم شده‌ بودن می‌ده.

من هنوز بیدارم. و دارم پیانو می‌زنم.

سرِ انگشتایِ آدم یادشون می‌مونه. یادشون می‌مونه که فکر می‌کنی اگه دوباره بخوای اون آهنگو بزنی حتما یادت رفته اما می‌بینی درسته که مغزت بلد نیست اما دستت هنوز بلده. یادشون می‌مونه که می‌تونی چشم بسته دستایِ مامانتو تو چالشای یوتویوب تشخیص بدی. یادشون می‌مونه که من هنوز بازی با سر انگشتامون تو نور یادم نرفته. چون یادشون می‌مونه.