uk
Feedback
عصفورة قلبي🕊

عصفورة قلبي🕊

Відкрити в Telegram

[گنجشکک دل من] -دفتری مجازی برای آن زمان که خاطرات و واژه‌هایم مانده‌اند و من رفته‌ام. لینک ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=c7274f32c2eb کانال ترجمه‌ها: https://t.me/loqatalqalb

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
241
Підписники
-124 години
-47 днів
+1030 днів
Архів дописів
‌ دانه برفی و آنقدر ظریفی که فقط باید از این‌طرف شیشه تماشا بشوی

چه احساسات دست‌نخورده‌ای داشتی خانوم زهرا :)

نگاهم کن که شاید چشمه‌ی شعرم بجوشد باز که روح تشنه‌ام از چشم تو مضمون بنوشد باز بیا... این خاک‌‌‌ها، زنگارها را پاک کن از دل کمک‌کن دل به دست تو، لباسی نو بپوشد، باز... سکوتت، سد سنگینی‌ست در راه سرودن‌ها بیا این سنگ را بشکن که رودم برخروشد باز... به من یک‌بار، از باغ لبت، شاخه گلی دادی چگونه گوش‌هایم، از کلامت، چشم‌پوشد باز؟! فقط حرفی بزن، با قیمت جانم خریدارم بگو کِی گل‌فروش مهربان، گل می‌فروشد باز؟... #زهرا_ایزدی‌نیا

اون وقتا که جوجه‌شاعرتر بودم یه غزل گفتم از لحاظ فنی خوب نیست احتمالا ولی از لحاظ احساسی دوستش دارم.

دو روز نه آقای چاووشی دو ماهه گریه می‌کنم یه لحظه هم نمی‌گذره.

این چی بود آخر شبی...

از عالم و آدم....mp35.44 KB

دلم گرفت :)

خدا ببخشه ولی گاهی آدم‌ها رو براساس سلیقهٔ شعرشون قضاوت می‌کنم.

حالا لازم نیست ناشناس فقط شعر بفرستید می‌تونید غر هم بزنید نمی‌ذارم کانال‌.

بیا با هم گریه کنیم ماهی اوزون برون ماااهی اوزون برون

دوستام عالی‌ان. توصیه می‌کنم برید کانالشون.

AnimatedSticker.tgs0.56 KB

بشین سر جات.

اینو محیا گذاشته.

Repost from •خلوص•
تو با اغیار مِی خوردی و من رفتم ز دست اینجا نمی‌دانم چه نیرنگ است، سنگ آن‌جا، شکست این‌جا

امشب دلم میخواد از کانالت لفت بدم خفه شدم از غم.

یه مشت مازوخیست دور هم جمعیم.

‌ بیت گریه دار فقط این بیت حسابی_نطنزی: شب وصل غیر چشمم ز خیال باز باشد که مباد چون شب من شب او دراز باشد

که بود؟ شهره‌ی عالم به سست‌پیمانی وفا نکرد و دریغ از کمی پشیمانی چه گفت؟ گفت فراق تو بر من آسان است وداع کرد و نمی‌یابمش به آسانی چه برد؟ تاب مرا برد تاب گیسویش چه بود جرم تو؟ سرگشتگی، پریشانی چه کرد؟ عشقِ مرا کفر خواند و خونم ریخت چه حکمتی‌ست در این شیوه‌ی مسلمانی؟ چه از تو خواست؟ غزل‌های بی‌رقیب مرا کجاست؟ نزد رقیبان پی‌غزل‌خوانی چرا به عشقِ چنین ظالمی دچار شدی؟ تو نیز عاشق اویی خودت نمی‌دانی #سجاد_سامانی