uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку 👈

عصفورة قلبي🕊

عصفورة قلبي🕊

Відкрити в Telegram

[گنجشکک دل من] -دفتری مجازی برای آن زمان که خاطرات و واژه‌هایم مانده‌اند و من رفته‌ام. لینک ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=c7274f32c2eb کانال ترجمه‌ها: https://t.me/loqatalqalb

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
245
Підписники
+124 години
+47 днів
+2130 днів
Архів дописів
این روزا مثل برگ پاییزم خشک و شکسته، زرد و بیمارم افتادم این‌جا زیر پای شهر دارم قدم‌هاتونو می‌شمارم فرقی نداره دوست و آشنا یا هفت پشت غریبه، رد شو از رو من! حرمت نمونده دیگه این روزا جایی که سودی نیست نمی‌مونن! #زهرا_ایزدی‌نیا (بخشی از شعر محاوره جدید) |@Osfourata_qalbi|

[هزار جهد بکردم که سرّ عشق بپوشم] و في الوداعِ دموعي أباحَتِ الرّغباتِ... #زهرا_ایزدی‌نیا *و هنگام وداع، اشک‌هایم، آرزوهای پنهان در دل را آشکار کردند. *مصرع فارسی تضمین از سعدی. |@Osfourata_qalbi|

ای یار ناسامان من! از من چرا رنجیده‌ای؟ وی درد و ای درمان من! از من چرا رنجیده‌ای؟ ای سرو خوش‌بالای من! ای دل‌بر رعنای من! لعل لبت حلوای من! از من چرا رنجیده‌ای؟ بنگر ز هجرت چون شدم، سرگشته چون گردون شدم وز ناوکت پرخون شدم، از من چرا رنجیده‌ای؟ گر من بمیرم در غمت، خونم بُتا در گردنت فردا بگیرم دامنت، از من چرا رنجیده‌ای؟ من سعدیِ درگاه تو، عاشق به روی ماه تو هستیم نیکوخواه تو، از من چرا رنجیده‌ای؟ #سعدی |@Osfourata_qalbi|

Repost from N/a
دل، شیشه‌ بود و خانه‌‌ی ما نبشِ کوچه بود هر کودکی نشانه گرفت و شکست و رفت... #زهرا_ایزدی‌نیا | قُمریانِ سوخته

Repost from N/a
photo content
+2

دریدگان غمیم ای زمانه رحمی کن! |@Osfourata_qalbi|

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل کجا دانند حال ما سبک‌باران ساحل‌ها؟ #حافظ

دوباره نیمه‌شب‌ است و هوایی حرمت شد همان کسی که همیشه غمی به روی غمت شد همان که زار و پشیمان هزار مرتبه برگشت هزار مرتبه مشمول لطف لاجَرَمت شد همان که هرچه نمکدان شکست، باز نراندی چنان که سخت نمک‌گیر سفرهٔ کرمت شد ببخش اگر که یکی غرقِ گرد و خاک و سیاهی دوباره تشنهٔ دیدار، در سپیده‌دمت شد همیشه جَلدِ شمایم، کبوترم؟ نه، کلاغم کلاغِ بخت سپیدی که عاشق حرمت شد #زهرا_ایزدی‌نیا |@Osfourata_qalbi|

بله خب:

#بی_کلام |@Osfourata_qalbi|

برای دل‌خوشیِ آن‌که دوستت دارد سر قرار که نه... بر سر مزار بیا #زهرا_ایزدی‌نیا |@Osfourata_qalbi|

نشست و تکه‌به‌تکه کنار هم چسباند شکسته‌‌آینهٔ ناب و بی‌غبارش را میان بقچهٔ بی‌رحمی آن‌چنان پیچید که نشکنند دوباره دل نزارش را... همیشه زمزمه می‌کرد زیر لب با خود: مباد گوهر خود را به این و آن بدهی! زمانه‌ای است که بر شیشه سنگ می‌بارند مباد جنس دلت را نشان‌شان بدهی! نمی‌گذاشت بدانند زنده‌ است هنوز هنوز بارقهٔ مهر او پراکنده‌ست هنوز چشم امیدی به زندگی دارد هنوز سوی نگاهش به سمت آینده‌ست سکوت کرد و به کاغذ پناه برد و نوشت برای زنده‌دلان هدیه‌ای کنار گذاشت فسرده غنچهٔ سرخی که بر لبانش بود برید و بین کتابش به یادگار گذاشت... #زهرا_ایزدی‌نیا |@Osfourata_qalbi|

عمری‌ست از زمین و زمان سنگ می‌خورند آیینه‌های صاف دل مهربان ما... #زهرا_ایزدی‌نیا |@Osfourata_qalbi|

چه کرده‌ای تو با دلم؟ که هر دقیقه یاد تو شبیه نبض خسته‌ام میان سینه می‌تپد #زهرا_ایزدی‌نیا |@Osfourata_qalbi|

من برکه‌ام، شبگیرم این‌جا آفتابی نیست ماهی که افتاده‌ست در من، جز سرابی نیست عمری‌ست یک‌گوشه بدون ساز و آوازم دل‌مردگان را اضطرابی، آب‌ و تابی نیست روزی که همراه خروشان‌رودها بودم دیدم برای حرف‌های من جوابی نیست پس خواستم ساکت، به دور از دیگران باشم وقتی میان جبر آن‌ها انتخابی نیست حالا منم با غم که پوشانده جهانم را حالا میان سایه‌ها با من حجابی نیست... #زهرا_ایزدی‌نیا |@Osfourata_qalbi|

ترجمهٔ مصرع‌های عربی: ۱-از زمانی که تورا دیدم، دل‌تنگی و حسرت دائما مرا سوزانده است. ۲-و چشم‌هایم با سوز و اشکی خون‌بار تورا صدا می‌زنند. ۳-درد عشق در چشم عاشقان نمایان می‌شود. ۴-پس ظرف مرا با تلخیِ زهر پر کن که مشتاق آن هستم. ۵-از خاکستر من درمورد دلدادگی و سرگشتگی سوزاندن بپرسید. ۶-آه از غمی که در اعماق جان پنهان شده است.... |@Osfourata_qalbi|

شرح این شوق محال است، به دور از اغراق مُنذُ شاهَدتُكَ دَوْماً حَرقَتنِي الأشواق چشمم از دوری تو لب به سخن وا کرده و تٌناديكَ بِلَهْفٍ وَ بِدَمْعٍ مُهَراق هرکه دم می‌زند از عشق، که بیمار تو نیست! يَتَجلّىٰ ألَمُ الحُبِّ بِعَينِ العُشّاق هرچه از دست تو باشد، به لبم شیرین است فَامْلأ الكأسَ مِنَ المُرّ لِأنّي مُشتاق در غمش سوخته جان و دل و جسمم، مَردم! اِسألوا أرمِدَتي عن «هَیَمانِ» الإحراق این غزل‌ها که سرودم همه از لطف غم است يا له مِن ألَمٍ مُستَتر في الأعماق... #زهرا_ایزدی‌نیا |@Osfourata_qalbi|