شایان آبروشن | شاعر
Відкрити в Telegram
سر به خیابان و گذرها زدم... پوچ سر از فکر تو هرجا نشد :) «نوشته ها و اشعار شایان آبروشن» 📚 دستی که مویت را نبافت حرفی سخنی و تهیه کتاب: @Shayan_abroshan اینستاگرام: https://www.instagram.com/shayanabroshan?igsh=MWM5dnN6N2VpaTYzaQ==
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
492
Підписники
Немає даних24 години
+117 днів
+6830 днів
Архів дописів
بسم الله الرحمن الرحیم
فراخوان تبادل تابستانه ی شاعران جوان
سلام خدمت همه شاعران و شعر دوستان عزیز ✋
همون طور که میدونید ما هر چند وقت یک بار با تعدادی از شاعران عزیز تبادلی انجام میدهیم
در چند روز آینده هم انشاءالله بنا هست که تبادلی داشته باشیم پس اگر شما شاعر هستید و کانال دارید به آیدی @teshnelabbb پیام بدید تا در باره قوانین و نحوه تبادل صحبت کنیم انشاءالله... 🪻
فقط زمان این فراخوان بسیار محدود است
پس هر چه زودتر تر اقدام کنید 😉
پ.ن:هدف از این تبادل تنها و تنها حمایت از شاعران عزیز است...
Repost from سمیرا پروین
.
باید به کسی بگویم از دردِ دلم
اما چه کسی؟ هیچ کسی... هیچ کسی...
#سمیرا_پروین
🆔 @sparvinnn
Repost from دانشــ🎓ــجو
اين تيكه از كتاب كيمياگر رو بايد ١٠٠ بار خوند:
آنچه قسمت تو نيست،
هزاران بار نااميدت ميكند
تا بلاخره بفهمى كه بايد رهايش كنى.
- Tough guy
👉🏻 @Daneshjoo
Repost from همسکوت
گاهی جواب راستگویی با دروغ است
گفتی که عاشق نیستی، گفتم غمی نیست...
#ارمیا_کیش_بافان
بازیچۀ دستهای تقدیر شدم
برخاستم از زمین، زمینگیر شدم
من، طفل گرسنهای که از دست جهان
آنقدر که غصه خوردهام سیر شدم
#عباس_تافته
سلام ای عشق دیروزی، منم آن رفته از یادی
که روزی چشمهایم را به دنیایی نمیدادی...
خونِ دلی نمانده که آن را نخوردهایم
داغِ دلی نبوده که آن را ندیدهایم
#سید_ابوالفضل_موسوی
«هیچ چیز در این دنیا تصادفی نیست؛ هر دیداری، زمانی دارد و معنایی.»
ملت عشق
#الیف_شافاک
Repost from علی سلطانی
با خبر جنگ میخوابیم
با خبر زلزله بیدار میشیم
با خبر دلار نمیفهمیم خوابیم یا بیدار 😅
ژانرِ زندگی «وحشت» بود
و کارگردان از ما میخواست
عاشقانه بازی کنیم :))
میتوانستم فراموشت کنم، اما نشد
زندگی یعنی همین؛ جبری به نام اختیار
#پوریا_شیرانی
برخیز تا گلشن کنیم این خاک غمفرجام را
آذین ببندیم از طرب، این گنبد ایام را
امشب نسیم رحمتش از عرش میآرد پیام
تا بشنود عالم ز نو، آوای خیرالأنام را
خورشید هستی سر زد و ظلمت زعالم رخت بست
حق جلوهای دیگر نمود آن طلعت اکرام را
مکه به خود بالیده است از مقدم آن نازنین
کعبه به آغوشش کشید این گوهر خوشنام را
آمد رسول مهربان، آرامش جان جهان
تا پاک سازد از جهان، آیین شرک و دام را
بتخانهها لرزیدهاند از هیبت نام او
تا بشکنند اهل یقین، بتهای نفسخام را
از بعثت او جان گرفت آیین حق در این جهان
تا راه بنماید به دل، آیین حقفرجام را
دنیای سرگردان ما محتاج یک لبخند اوست
تا واگشاید از کرم، این عقدهی ناکام را
ای دل بیا شکرانه کن، کآمد به دنیا مصطفی
تا برکند از جان ما، رنج و غم ایّام را
#محمدمهدی_اللهمدد
گفت: باید حد زند هشیارِ مردم مست را
گفت: هشیاری بیار اینجا کسی هشیار نیست!
#پروین_اعتصامی
