شایان آبروشن | شاعر
Відкрити в Telegram
سر به خیابان و گذرها زدم... پوچ سر از فکر تو هرجا نشد :) «نوشته ها و اشعار شایان آبروشن» 📚 دستی که مویت را نبافت حرفی سخنی و تهیه کتاب: @Shayan_abroshan اینستاگرام: https://www.instagram.com/shayanabroshan?igsh=MWM5dnN6N2VpaTYzaQ==
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
490
Підписники
Немає даних24 години
+117 днів
+6830 днів
Архів дописів
جمعه هایم عطشِ از تو چشیدن دارد
کوچه سبزِ خیالِ تو دویدن دارد
جمعه هایم همه دربهتِ سکوتند ولی
حرف از لعلِ لبان تو شنیدن دارد
غرق اشک است دو آهوی غزل آویزم
که فقط شوق بپای توچکیدن دارد
جمعه هایم چه شلوغند، پرم از گنجشک
شانه عشق فقط با تو پریدن دارد
#اکرم_نورانی
سپرده بود جهان مرا به موهایش
به مو رساندن دنیای من هنر میخواست...
#حسن_حسن_زاده
من که کاری به لبان تو ندارم اما
بینمان باشد عزیزم ... چه شرابی داری...
#امیرپاسبان
معتکف بر در آن پنجرهی فولادش میزند زار که ضامن برسد بر دادش هر فقیری که رود بر سر خان رضوی میکند شکر که بودهاست حسن بر یادش حرف بخشایش و لطف و کرمی را گفتم که حسن بر در این صحن و سرا بنهادش#محمد_جواد_شاهسون
دستِ خالی برنگردد هیچکس از این آستان
سنت صاحبکرم بخشیدن بی منت است
امام رضای عزیز:)
#محمدمهدی_اللهمدد
کاش هر دردی به من میداد غیر از درد عشق ..
اینهمه من استخوان دارم ، چرا قلبم شکست ؟!
#محسن_حیدری
قناعت میکنم با درد، چون درمان نمی یابم تحمل میکنم با زخم چون مرهم نمی بینم
#سعدی :)
کشتی قلبم سوی پهلوی تو نیست؟
حاشا که عالم خال هندوی تو نیست...
#شایان_آبروشن
هَرچَند که در سینهیِ تُو جای نَدارم
لُطفی کن و در پیش رقیبان بَغلم کن
#شهلا_نوروزی
خودم ماندم دلم رفته مسیری خیس باران را زمستانم ولی حالم گرفته شکل آبان را#شایان_آبروشن
Repost from علی سلطانی
قرار نیست کسی نجاتم دهد،
خودم باید خودم را نجات دهم.
حتی باید خودم را از دستِ خودم نجات بدهم و خودم را وادارم که گامهای کوچکی به جلو بردارم.
همهی روز
هر روز
و حتی وقتی حس و حالش را ندارم .
💬مل رابینز
هر چند که در دیدهی ما خار شکستند :)
خاری به دلِ کس نخلاندیم و گذشتیم...
#صائب_تبریزی
