𝑨𝒃𝒐𝒖𝒕 𝑼𝒔 🌌🤍
Відкрити в Telegram
از این پس داستان چشم هایش آغاز میشود...🌌🤍 𝑹🤍𝑨 ۱۴۰۴/۵/۵ ✉️ناشناسمون: @Reyhanesbotbot 🤍آیدی چنل: https://t.me/+tngs8doYtWdiNzBk 🛍👒شاپمون: @Relia_accessory
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
395
Підписники
+3824 години
+717 днів
+16030 день
Архів дописів
400
ریحانه
ی چیزی عاقا من همون دختر صبحیه م😂
۲۶ ساله هه
عاقا نمیدونم چرا حس میکنم با این ک از من کوچیکتری میتونی کمکم کنی
ب این ترتیب هی مزاحمت میشم
ببخشید منو
مرسی بابت جوابگویی ت
تو اگه تو دورانی بودی ک داشتی خیلی درس میخوندی (برا ارشد) بازم فرصت آشنایی ل این پسری ک برات تعریف کردم رو میدادی؟(اولین نفریه ک انقد بهم ابراز علاقه کرده)
400
سلام عزیزم
حالت چطوره؟
عاقا من ی مدتی با ی اقا پسری ک از ی شهر دیگه س صحبت کردم
و خب هر دو مون ی کششی حس میکنیم
ایشون ی راه طولانی ای رو میخواد برای دیدن من بیاد و من خیلی استرس دارم
بین حرفاش میگفت ک وقتی دیدمت بغلت میکنم و اینها
و خب دلم نیومد بهش بگم من با این ک ب نفر تو خیابون بغلم کنه راحت نیستم
خوشم نمیاد کسی تو خیابون منو بوس کنه و میترسم کسی ببینه
و اوکی رو دادم
بنظرت
این درخواست بدیه ک از من میکنه ؟ و اینکه حقیقتش من ۲۶ سالمه و از طرفی میگم اگه تجربه کنی حداقل یک دیت زفتن رو خیلی اشکالی نداره
نظر شما چیه عزیزم؟میشه بگی چیکار کنم؟
