ویال خاطرات طبیب فردا
Відкрити в Telegram
روزنوشته های یک عدد اینترن
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
273
Підписники
-124 години
+307 днів
+3030 днів
Архів дописів
یه خانم پرستار نایس و با شخصیت و با اخلاق و زیبا تو اورژانس داریم که عاشقشم🥹🥹
حیف که متاهله
و حیف که خودمم خانومم😆😆
همه خوبارو رو هوا بردن 🫠
ولی این حجم از استرس بی دلیل رو نمیتونم تحمل کنم
خوش بحال اونایی که در هر حالتی ریلکس ان🫠
پای آمپوته شده از بالای زانو😬😬
حالا باز قند میخوری؟
منم میخورم!!!
ولی دیگه رعایت کنیم اینجوری نشه😓
Repost from Internship Guide
گر بمیریم از این غم رواست.
فاجعهای رخ داده که هر چی حرف بزنیم کمه! حتی واقعا شرمندم که این پیام رو میذارم.
تعدادی از دوستانی از در همین کانال بودن، دیگه آنلاین نمیشن، خیلی ها هم داغ عزیزانشون رو دارند که در هیچ کلمهای نمیشه گنجوند.
سوگی دائمی...
که همیشه با ماست
بیمار با این زخم فرستادن زیر دست استاد
یه نگاهی انداخت
گفت اینکه با بوس خوب میشد😂
امروز استاد بعداز پایان عمل یهو برگشت رو بمن گفت دکتر بیا بخیه بزن😐
درحالیکه آخرین بخیه ای که زده بودم برای ۱/۵ سال قبل بود🤦♀
خدا همه بچه های اتاق عمل رو بخاطر آبروداری خیر دهاد🤲
انتظار نداشتم با این شکستگی بچه آروم و ساکت روی تخت دراز کشیده باشه!!!
نه جیغ و دادی
نه گریه ای
نه بی تابی🥲
میرم اتاق عمل کلی حس خوبِ اووووو چه کار خفنی ! میگیرم
میام اورژانس میگم ننننننننننننه تحمل فشار و استرس نداررررررمممم!!!
چه کنم با این همه تناقض🤦♀🤦♀
