uk
Feedback
📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر

📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر

Відкрити в Telegram

🛑👉@RadioRahianeSher👈🛑 🛑شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑رسانه فرهنگی و ادبی 🛑 مدیر مسئول #نسرین_پورنقی_باهوش

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
206
Підписники
-224 години
+37 днів
-630 днів
Архів дописів
🛑✳️🎵و در پایان این بخش از موسیقی،ترانه زیبای👇 🛑✳️🎵 مهربان منی ✨تقدیم شما همراهان عزیز 🛑✳️🎤 آواز: حجت اشرف‌زاده 🛑✳️🎵 آهنگساز: محمد محتشمی 🛑✳️✍️ ترانه‌سرا: محمد مبارکی 🛑✳️🎵 تنظيم: کمال صداقت 🛑✳️میکس: ایمان احمدزاده 🛑✳️🎵🛑✳️🎵🛑✳️🎵🛑 🛑✳️👈حرف آخر اینکه بدقت مرور کن ، خواهی دید 👈آدم‌های بزرگ برای موفقیت دیگران تلاش می‌کنند 👈آدم‌های عادی موفقیت دیگران رو تماشا می‌کنند 👈آدم‌های کوچک با حرف زدن پشت سر آدم‌های موفق به‌ ایشان حسودی می‌کنند 🛑✳️🎵🛑✳️🎵🛑✳️🎵🛑 🛑✳️سپاس از همه شما همراهان گرامی، که تا پایان برنامه موسیقی، با ما همراه بودید🙏 تا درودی دیگر بدرود 🛑همراه ما باشیددر👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑✳️🎵 قطعه «برای شانه هایت» 🛑✳️🎤 با صدای «حجت اشرف زاده» 🛑همراه ما باشیددر👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑✳️🎵🎵 #اهنگ«هم‌سفر» 🛑✳️🎤 با صدای «حجت اشرف زاده» 🛑همراه ما باشیددر👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑✳️🎵 قطعه «فرمانروا» 🛑✳️🎤 با صدای «حجت اشرف زاده» 🛑همراه ما باشیددر👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑✳️🎵🎼 آهنگ : #من_را_با_خود_ببر 🛑✳️🎤حجت اشرف زاده 🛑همراه ما باشیددر👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑🌈🎵✳️درود همراهان گرانقدر رادیو مجازی راهیان شعر، علاقه مندان بخش موسیقی 💐 عصر سه شنبه شما خوبان بخیر 🛑در برنامه امروز ،
🛑🌈🎵✳️درود همراهان گرانقدر رادیو مجازی راهیان شعر، علاقه مندان بخش موسیقی 💐 عصر سه شنبه شما خوبان بخیر 🛑در برنامه امروز  ، ترانه هایی از ✳️🎤 🎵✍️ حجت اشرف زاده، را برایتان به اشتراک میگذاریم 🛑✳️حجت اشرف زاده در تاریخ ۱۲ آذر ۱۳۵۸ در استان خراسان رضوی و شهر نیشابور به دنیا آمد. پدرش قاری قرآن و معلم بازنشسته ادبیات فارسی می باشد. حجت اشرف زاده کارشناس رشته نرم افزار است که علاوه بر آن در رشته موسیقی فعالیت پررنگ  تری دارد. وی می گوید از بدو تولدم موسیقی ایرانی را به عنوان لالایی شنیدم و از همان کودکی این علاقه در وجودم شکل گرفت. او سازهای كوبه ای را خیلی دوست دارد.حجت اشرف زاده سبک غم و شادی را در کنار هم جمع می کند و به شنونده در آخر حس خوب و آرامشی عالی دست می دهد... 🛑همراه ما باشیددر👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑🌈🪕🎤با بخش موسیقی 👇 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی 🛑📻@RadioRahianeSher
🛑🌈🪕🎤با بخش موسیقی 👇 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰

چه پرسی ؟! ــــــــــــــــــــــ لعنت به تو ای چرخ که گوهر بستاندی از دست هنرمند به یک لقمه ی نانش ! آن شمع که می سوخت ز بید
چه پرسی ؟! ــــــــــــــــــــــ لعنت به تو ای چرخ که گوهر بستاندی از دست هنرمند به یک لقمه ی نانش ! آن شمع که می سوخت ز بیداد شبی تار ، در نور خودش کشته شد از آتش جانش ای چرخ نگردی ! که نشد عدل تو بر پا ، هر جا که ستم بود چه دلها شده خاکش ! چون زهر شد انگور و نشد می ز غمی آه ، افسوس از این خاک ، چه پرسی تو ز تاکش؟! غلامرضا پروینی " پرند " #شعروادب #اشعار_غلامرضا_پروینی #کلاژ_عکس #خرم_آباد_لرستان 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

غزل ۴۱۷ حضرت سعدی جان ۱-سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم رنگ رخساره خبر می‌دهد از حال نهانم ۲-گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم بازگویم که عِیان است چه حاجت به بیانم ۳-هیچم از دنیی و عقبی نبرد گوشه خاطر که به دیدار تو شغل است و فَراغ از دو جهانم ۴-گر چُنان است که رویِ منِ مسکینِ گدا را به در غیر ببینی، ز در خویش برانم ۵-من در اندیشه آنم که روان بر تو فَشانم نه در اندیشه که خود را ز کمندت برهانم ۶-گر تو شیرین زمانی نظری نیز به من کن که به دیوانگی از عشق تو فرهادِ زمانم ۷-نه مرا طاقت غربت نه تو را خاطر قربت دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندانم ۸-من همان روز بگفتم که طریق تو گرفتم که به جانان نرسم تا نرسد کار به جانم ۹-دُرَّم از دیده چَکان است به یاد لب لعلت نگهی باز به من کن که بسی دُر بچَکانم ۱۰-سخن از نیمه بریدم که نگه کردم و دیدم که به پایان رسدم عمر و به پایان نرسانم سعدی جان 🎙#هلن _شکیبا 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

"تشنج " واژه هایم مایل به رویشند عمودتر از همیشه بر عصب هایی ناشناخته که آلزایمر نمی‌گیرند عاقبت! دست هایم از این همه تشنجِ ق
"تشنج " واژه هایم مایل به رویشند عمودتر از همیشه بر عصب هایی ناشناخته که آلزایمر  نمی‌گیرند عاقبت! دست هایم از این همه تشنجِ قلم پارکینسون خواهند گرفت . کجاست؟ کجاست؟ پزشکی که شکستگی های پر تکرار دل را بر بستر نوشته هایم آتل بگیرد ؟ #سودابه_احمدی 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

وقـت عاشـق شـدن ما شده ای شهـر ، خبر مشت دل پیش همه وا شده ای شهر ، خبر گفتــم ایـن دیده دگـر عشق نخواهد دیدن دیده ام مســت ت
وقـت عاشـق شـدن ما شده ای شهـر ، خبر مشت دل پیش همه وا شده ای شهر ، خبر گفتــم ایـن دیده دگـر عشق نخواهد دیدن دیده ام مســت تمـاشا شده ای شهر ، خبر . #احسان_حق_شناس 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

تو چه در پیاله کردی ، که کمش گرفت ما را؟ نزدم به مــوت دستــی و خمـش گـرفت مارا تو شــراب زاده پا را ، به زمین نهادی و خاک چـ
تو چه در پیاله کردی ، که کمش گرفت ما را؟ نزدم به مــوت دستــی و خمـش گـرفت مارا تو شــراب زاده پا را ، به زمین نهادی و خاک چــه کنــد اگــر نگــوید ، قدمش گرفت ما را عرب است ابروانت ، عجم است چشم هایت عـربـت به تیــغ راند و عجمــش گـرفت ما را ســر ســرکشــان دنیـا ، مـن رَم سرشت بودم برسان به گـوش عالم ، که غمش گرفت ما را پـدرم گنــاه کــرد و مــن و دل تقــاص دادیم پدرم جـدا شــد از حـق ، ستمش گرفت ما را ستمی که شد دو خنجر ، به فراز چشم هایت که به اخـم مبتـلا بود و دمـش گـرفت ما را . #احمد_جم 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑بخش شعر و شاعری تقدیم میکند 🛑سردبیر فرهنگی و ادبی 🛑دکتر مریم وثوقی هزاران درود و سلام خدمت شما همراهان عزیزرادیو راهیان شعر . در این روزهای گرم تیرماه بهترینهارو برای شما ارزومندم.🌺 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑✳️ آوازی دلنشین تقدیم شما مخاطبان گرانقدر رادیو‌ مجازی راهیان شعر 🛑✳️🎵آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند 🛑✳️🎤با صدای زیبا و ماندگارِ 🛑✳️#استاد_محمدرضا_شجریان 🛑همراه ما باشیددر👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑👇وقتی شاعر می‌گوید: «زیر پیراهن در اندوه پوست جایی میان خون و رگ آرام می‌گریم.» ✳️«پیراهن»، «پوست»، «خون» و «رگ» همگی ابژه‌های شعر هستند؛ یعنی عناصری که در برابر نگاه شاعر قرار گرفته‌اند. اما «من» که می‌گرید، سوژه‌ی شعر است؛ همان آگاهی‌ای که این ابژه‌ها را به تجربه‌ای درونی و شاعرانه تبدیل می‌کند. پیراهن پوشش بدن است؛ پوسته‌ای که امر پنهان را در خود جای می‌دهد. پوست نیز همین کارکرد را دارد و از گوشت، خون، رگ و استخوان محافظت می‌کند. بنابراین، پیراهن و پوست هر دو در لایه‌ی بیرونی قرار دارند و هنوز به هسته‌ی رنج نرسیده‌اند. از این منظر، ترکیب «اندوهِ پوست» چندان استوار به نظر نمی‌رسد؛ زیرا پوست خود یک ابژه‌ی بیرونی است و شعر هنوز دلیلی برای تبدیل آن به کانون اندوه ارائه نمی‌دهد. شعر از جایی قوت می‌گیرد که شاعر از این لایه‌های بیرونی عبور می‌کند و به «خون» و «رگ» می‌رسد؛ ابژه‌هایی که مخاطب را به مرکز تجربه‌ی درونی نزدیک‌تر می‌کنند. اما شاعر مفهوم دیگری را نیز وارد شعر می‌کند: «جایی میان خون و رگ». پرسش این است که این «جای میان» کجاست؟ در جهان عینی، چنین مکانی وجود ندارد؛ زیرا رگ در حالت طبیعی از خون پر است و فاصله‌ای میان آن دو دیده نمی‌شود. بنابراین، شاعر از واقعیت عینی عبور کرده و به فضایی انتزاعی وارد می‌شود. اگر این انتزاع با تصویری ملموس همراه می‌شد، تأثیر آن نیز بیشتر بود. در بند بعد می‌خوانیم: «درد را میان دو انگشت دود می‌کنم.» در اینجا شعر از انتزاع فاصله می‌گیرد و به تصویر می‌رسد. «درد» مفهومی انتزاعی است، اما شاعر آن را به ابژه‌ای قابل لمس تبدیل می‌کند؛ چیزی که میان دو انگشت قرار می‌گیرد و دود می‌شود. این تصویر، به‌روشنی پناه بردن شاعر به سیگار را القا می‌کند و از موفق‌ترین تصویرهای شعر است. در ادامه آمده است: «یک فنجان چای تلخ به چارچوب خستگی می‌نوشانم.» «چارچوب خستگی» استعاره‌ای است که با شخصیت‌بخشی کامل می‌شود. چارچوب، دیگر یک ابژه‌ی بی‌جان نیست؛ شاعر آن را همچون موجودی خسته تصویر می‌کند که چای می‌نوشد. این جابه‌جایی معنایی، در خدمت فضای شعر قرار گرفته است. در بند دیگر می‌خوانیم: «بوته‌ای خاکستری در پرتره‌ی نگاه در حیرانی مردمان نیمه‌روشن جوانه می‌زند.» از نظر نحوی، «بوته‌ای خاکستری» فاعل جمله است. به گمان من، این بوته استعاره‌ای از خود شاعر، یعنی سوژه‌ی شعر، است که در نگاه دیگران نمود پیدا می‌کند. با این حال، صفت «نیمه‌روشن» برای «مردمان» در متن کارکرد روشنی پیدا نمی‌کند. هر عنصر برجسته در شعر باید نقشی در تولید معنا داشته باشد. همان‌گونه که آنتوان چخوف می‌گوید، اگر اسلحه‌ای در آغاز داستان بر دیوار آویخته شده باشد، در پایان باید شلیک کند. این اصل در شعر نیز تا اندازه‌ای صدق می‌کند. یکی از ویژگی‌های این شعر، گرایش به ترکیب‌سازی است. اگر این ترکیب‌ها در خدمت تصویر و معنا باشند، نقطه‌ی قوت شعر محسوب می‌شوند؛ اما اگر تنها بر ابهام بیفزایند، ارتباط مخاطب با شعر را دشوار می‌کنند. ترکیب‌هایی مانند «اندوه پوست»، «چارچوب خستگی»، «استخوان روح»، «اندام اشکی ترک‌خورده» و «رگ آشوب» از این دست هستند. به گمان من، شعر نیازی به دشوار شدن از راه انباشت ترکیب‌های انتزاعی ندارد. تصویر روشن، اگر با عاطفه همراه باشد، اثرگذارتر از ترکیب‌های پیچیده و تصنعی است. در برخی بخش‌ها نیز اضافه‌نویسی، حرکت شعر را کند کرده است. برای نمونه، بند نخست: «زیر پیراهن در اندوه پوست جایی میان خون و رگ آرام می‌گریم.» در این بند، شاعر پیش از رسیدن به فعل، چندین قید و متمم را کنار هم قرار داده است، بی‌آنکه هر یک نقش مستقلی در پیشبرد تصویر داشته باشند. اما در بند بعد: «درد را میان دو انگشت دود می‌کنم.» شعر به تصویری کامل و مؤثر دست می‌یابد. از این رو، به نظر من، اگر شعر از همین بند آغاز می‌شد، انسجام و تأثیر بیشتری پیدا می‌کرد. همچنین، «واو» در آغاز عبارت «و یک فنجان چای تلخ...» ضرورتی ندارد و حذف آن به ریتم شعر کمک می‌کند. با همه‌ی این نکات، پایان شعر خوش‌ساخت است و توانسته است حس شاعر را به شکلی مؤثر به مخاطب منتقل کند. این پایان، یکی از نقاط قوت اثر است. 🛑همراه ما باشیددر👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑✳️✍شعری از زینب جهانشیر با درنگ نگاهی به این شعر زیر پیراهن در اندوه پوست جایی میان خون و رگ آرام می گریَم درد را میان دو ا
🛑✳️✍شعری از زینب جهانشیر با درنگ نگاهی به این شعر زیر پیراهن در اندوه پوست جایی میان خون و رگ آرام می گریَم درد را میان دو انگشت دود می‌کنم ویک فنجان چای تلخ به چارچوب خستگی می نوشانم بوته ای خاکستری در پرتره ی نگاه در حیرانی مردمکانِ نیمه روشن جوانه می‌زند صفحاتِ ممنوعه استخوان روح را می‌تراشد بازیچه می‌شوم در آرواره ی روز در شتابِ ثانیه در اندامِ اشکی ترک خورده مثل یک کابوس در رگِ اشوب تکرار.می شوم گمشده ام میان کوچه های بی درخت بی دیوار بی اسم 🛑✳️📚نگاهی به شعر 🛑✳️✍شلاب طبری پدیده‌ها نشانه‌اند و شاعر نام دیگرِ پدیده‌ها را آشکار می‌کند. هر آنچه در جهان بیرون وجود دارد، در برابر آگاهی شاعر، ابژه است؛ اما این ابژه‌ها در فرآیند ادراک و تخیل، معنایی تازه پیدا می‌کنند. شاعر، به عنوان سوژه، از خلال نگاه خود، ابژه‌ها را از معنای معمولشان جدا می‌کند و به آن‌ها هویتی شاعرانه می‌بخشد. در ادامه میخوانید👇 🛑همراه ما باشیددر👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑✳️این مجموعه شعر که از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شده، مخاطب خود را به سفری در دنیای احساسات نوجوانانه می‌برد. شاعر با زبانی ساده، صمیمی و نزدیک به ذهن و زبان نوجوانان، تجربه‌هایی را روایت می‌کند که بسیاری از آن‌ها در زندگی روزمره با آن روبه‌رو هستند؛ از دوستی و دلتنگی گرفته تا امید، انتظار، ترس، پشیمانی، تنهایی و حتی دغدغه‌هایی که زندگی در دنیای امروز و شبکه‌های اجتماعی برای نسل جدید به همراه آورده است. 👈هر شعر، تکه‌ای از زندگی یک نوجوان شعرهای این کتاب کوتاه‌اند، اما در همین چند سطر، تصویری از یک احساس یا یک موقعیت آشنا خلق می‌کنند. هر شعر به‌تنهایی قابل خواندن است و مخاطب بدون نیاز به دنبال کردن روایت پیوسته، می‌تواند با آن ارتباط برقرار کند. 👈مریم زندی تلاش کرده است به جای استفاده از زبان پیچیده و تصاویر دور از ذهن، از واژه‌ها و موقعیت‌هایی بهره بگیرد که برای نوجوان امروز ملموس باشند. همین ویژگی باعث می‌شود مخاطب هنگام خواندن شعرها احساس کند بخشی از تجربه‌های شخصی خودش روی کاغذ آمده است. این مجموعه بیش از آنکه بخواهد پاسخ پرسش‌های نوجوان را بدهد، او را به فکر کردن، احساس کردن و پیدا کردن صدای درونی خودش دعوت می‌کند؛ صدایی که شاید همیشه فرصت شنیده شدن پیدا نکرده باشد. 👈شعری برای روزهای معمولی زندگی یکی از ویژگی‌های قابل توجه این اثر، پرداختن به اتفاق‌های ساده زندگی است. شاعر برای خلق شعرهایش به سراغ رخدادهای بزرگ و دور از دسترس نرفته، بلکه از همان لحظه‌های معمولی الهام گرفته است؛ لحظه‌هایی که شاید هر نوجوانی بارها تجربه کرده باشد اما کمتر به آن‌ها از زاویه شعر نگاه کرده است. دوستی، دلخوری، سکوت، رؤیاپردازی، نگرانی، امید و حتی حضور شبکه‌های اجتماعی، موضوعاتی هستند که در این کتاب دیده می‌شوند. همین نزدیکی به زندگی روزمره باعث می‌شود شعرها برای مخاطب باورپذیر و صمیمی باشند. بسیاری از نوجوانان تصور می‌کنند شعر معاصر پیچیده و دشوار است، اما «حرف دلم را قورت دادم» تلاش کرده این فاصله را کمتر کند. زبان روان، شعرهای کوتاه و تصاویر قابل لمس، این مجموعه را به گزینه‌ای مناسب برای نوجوانانی تبدیل کرده که می‌خواهند بدون پیچیدگی‌های ادبی با شعر ارتباط برقرار کنند. در واقع این کتاب می‌تواند نقطه شروعی برای آشنایی نسل نوجوان با شعر معاصر فارسی باشد؛ شعری که به جای فاصله گرفتن از مخاطب، به زندگی و دغدغه‌های او نزدیک می‌شود. «حرف دلم را قورت دادم» فقط یک مجموعه شعر نیست؛ روایتی از احساساتی است که گاهی در سکوت باقی می‌مانند. مریم زندی با نگاهی صمیمی، دنیای نوجوانی را بدون قضاوت و شعار به تصویر کشیده و تلاش کرده فضایی فراهم کند تا مخاطب بتواند بخشی از خود را در میان شعرها پیدا کند. این کتاب برای نوجوانانی که به شعر، نوشتن و شناخت بهتر احساسات خود علاقه دارند، انتخابی مناسب است. همچنین والدین، مربیان و معلمان می‌توانند از این مجموعه به عنوان بستری برای گفت‌وگو درباره دغدغه‌ها و تجربه‌های نوجوانان استفاده کنند؛ چرا که گاهی یک شعر کوتاه، بهتر از چندین جمله، حرف دل یک نسل را بیان می‌کند. 👇در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: صدهزار بار قول داده‌ام در کلاس، جمع باشد این حواس! مثل عطر یاسِ خانۀ پدربزرگ، نرم و بی‌صدا، لابه‌لای سطرهای هر کتاب آمدی، قدم زدی. بارها عهد را شکسته‌ام ولی زیستن با تو درس بهتری‌ست. کتاب «حرف دلم را قورت دادم» سروده مریم زندی در۳۲صفحه از سوی انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شده است 🛑همراه ما باشیددر👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

📚شعرهایی برای حرف‌هایی که هیچ‌وقت گفته نشد ✍زهرا اسکندری گاهی حرف‌هایی که گفته نمی‌شوند، در شعر جان می‌گیرند. کتاب «حرف دلم
📚شعرهایی برای حرف‌هایی که هیچ‌وقت گفته نشد ✍زهرا اسکندری گاهی حرف‌هایی که گفته نمی‌شوند، در شعر جان می‌گیرند. کتاب «حرف دلم را قورت دادم» با زبانی صمیمی، روایتگر احساسات و دغدغه‌های نوجوان امروز است. به گزارش خبرنگار مهر، نوجوانی، فصل احساساتی است که همیشه راهی برای بیان پیدا نمی‌کنند؛ حرف‌هایی که گاهی در گلو می‌مانند، اشک‌هایی که پنهان می‌شوند و لبخندهایی که پشت سکوت شکل می‌گیرند. بسیاری از نوجوانان تجربه کرده‌اند که نتوانسته‌اند آنچه در دل دارند به زبان بیاورند. کتاب «حرف دلم را قورت دادم» سروده مریم زندی با تصویرگری عبدالله حاجیوند، از همین نقطه آغاز می‌کند؛ از حرف‌هایی که گفته نمی‌شوند اما در قالب شعر جان می‌گیرند. در ادامه میخوانید👇👇👇 🛑همراه ما باشیددر👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

✳️شمس می‌گوید بی‌نفاق، زندگی پیش نمی‌رود. صاف و یکرنگ که باشی، ممکن است کسی تحویلت نگیرد. خب، کم‌ آدمی نیست شمس! می‌گوید: «کسی نیست که با او نَفَسی بی‌روی‌پوش توان زد.» البته که دلِ خوب، با نفاق موافق نیست. قلبِ باصفا، آبش با ریا به یک جوی نمی‌رود. جامعه‌ی سالم، ریاکار را قدر نمی‌داند و بر صدر نمی‌نشانَد، اما واقعیت این است که قرن‌هاست موریانه‌ی ریا به جان جامعه‌ی ایرانی افتاده است. به قول حافظ "چون نیک بنگری، همه تزویر می‌کنند" حافظ در زمانه‌ی خودش، مدیرکل ستاد مبارزه با ریا بود. کاسه‌کوزه‌ی ریاکاران را در هم می‌شکست. می‌گفت: "من و هم‌صحبتی اهل‌ریا؟ دورم باد!". می‌گفت نفاق، صفا را از دل می‌گیرد: "به صدق کوش که خورشید زاید از نفَسَت" شاید بگویید مگر همین حافظ اعتراف نکرده که شعرش بوی ریا می‌دهد؟ "گفتی از حافظ ما بوی ریا می‌آید آفرین بر نفست باد که خوش بُردی بوی" مگر نگفته: "مِی‌خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب چون نیگ بنگری همه تزویر می‌کنند" چرا...چرا...گفته، اما به تعریض و طعنه گفته... حتی گفته وقتش برسد چنان مصلحت‌اندیش می‌شود که نگو و نپرس. می‌گوید: "مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز ورنه در مجلس رندان خبری نیست که نیست" ✳️می‌گوید خودِ من: "حافظم در مجلسی، دُردی کشم در محفلی" در مجلسی،  با سلام و صلوات وارد می‌شوم و قاری و حافظِ قرآن هستم و کت‌ و شلوار می‌پوشم و یقه را تا ته می‌بندم، و در جایی دیگر بساط عیش و طربم همه‌جوره مهیاست؛ با همه‌جور آدمی کنار می‌آیم. می‌گوید عزیزم! آدمها هزار لایه دارند. از من می‌شنوی همزمان طالب "صنم‌ و صمد" باش: "گفتم صنم‌پرست مشو با صمد نشین گفتا به کوی عشق هم این و هم آن کنند" همه این‌ها را گفتم، یادم آمد آن دوست گفته بود: "اگر نمازت را با علی می‌خوانی، ناهارت را در خانه معاویه نخور." 🛑همراه ما باشیددر👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑✳️📚دانه‌های دل! 🛑✳️✍دکتر ناصر حامدی ماسالی 🛑عجب ترکیب زیبایی است این "دانه‌های دل". سهراب‌ سپهری می‌گفت: "من اناری را، م
🛑✳️📚دانه‌های دل! 🛑✳️✍دکتر ناصر حامدی ماسالی 🛑عجب ترکیب زیبایی است این "دانه‌های دل". سهراب‌ سپهری می‌گفت: "من اناری را، می‌کنم دانه، به دل می‌گویم: خوب بود این مردم، دانه‌‌های دلشان پیدا بود." می‌گوید کاش آدمها ظاهر و باطن‌شان یکی بود. کاش یکرنگ و ساده بودند.فروغ هم می‌گفت: "می‌سوزم از این دورویی و نیرنگ یک رنگی کودکانه می‌خواهم" اما واقعیت این است که راست و حسینی زندگی‌کردن هزینه دارد‌. خُرده‌ای نفاق، برای ادامه‌ی زندگی لازم است.حرف من که نیست؛ شمس تبریز می‌گفت مردم دوست دارند تو را جوری ببینند که پسندِ خودشان است.اگر با همه روراست باشی،حتی به سلامِ تو علیک نمی‌گویند: "اگر با مردمان بی‌نفاق دمی می‌زنی، بر تو دگر سلام نکنند...این مردمان به نفاق خوش‌دل می‌شوند، و به راستی غمگین می‌شوند...با مردمان به نفاق می‌باید زیست، تا در میان ایشان با خوشی باشی. همین که راستی آغاز کردی به کوه و بیابان برون می‌باید رفت،که میان خلق راه نیست» در ادامه 👇 🛑همراه ما باشیددر👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸