"دخترِ شعر"
Відкрити в Telegram
اینجا، مأمنِ واژههاییست که از سکوت زاده میشوند. شعرها، نوشتهها، و ردّ روحِ من بر کاغذ. تخلّص: ارغوان «من از تبارِ شعرم...» 🖇📚✒️
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
537
Підписники
-524 години
+287 днів
+18730 днів
Архів дописів
533
یک ایده کوچک
گفتم..
مجله ای
برای این محفل اشعار درست کنیم..
خودم کنکور داشتم
گفتم بعد کنکور
دست بکار میشم
533
حتی اگر فکر کردید
زیادی بزرگ
یا زیادی کوچک
آدما
حتی کوچک ترین ایده می دزدند
تا خودشون
محبوب نگهدارند...
533
بیاین یه چالش بزنیم ببینیم کی اطلاعاتش بیشتره
قوانین بازی:
تعداد سوال: ۵ عنوان
درجه سختی سوالات: دَرهم
⏱هر سوال فقط ۲۰ ثانیه فرصت پاسخ داره
پاسخ سریعتر 👈 امتیاز (❣️) بیشتر
👥 کی پایه ست؟ (بروزرسانی هر ۵ ثانیه)
533
سلسه چهارم
و سلسه آخر بلاخره در کنار درس نوشتم🙂🤍
تکمیل شد... ادعا ندارم در این بابخواستید بخوانید در خدمت هستم✨🦋
533
Repost from N/a
"میپرسی ترسم از چیه؟"
ترسم این است نیایی نفسم تنگ شود نقش رویایی تو هی کم و کم رنگ شود ثانیه گُم بشود عقربه ها گیج شوند دل خوش باورم آواره و دلتنگ شود ترسم این است از این خانه دلت قهر کند قصّه ها کَم بشود فاصله فرسنگ شود نکند بوسه بمیرد خبرش گم بشود دل شکستن نکند مایه ی فرهنگ شود نکند فاحشه گی معنی لبخند دهد بوسه ای گُل بدهد ترجمه اش ننگ شود نکند شاخه ی لرزان بشود شانه ی من هق هق گریه ی بندآمده آهنگ شود تلخی قهوه ی لب های تو زجرم بدهد لب بچیند دل و با گریه هماهنگ شود وای اگر در دل مرداد زمستان بشود قلب بی عاطفه ات یک سره از سنگ شود سینه را آه! دل سنگ تو آزار دهد وای اگر سادگی ام..مایه ی نیرنگ شود"علی نیاکوئی لنگرودی"
