uk
Feedback
"دخترِ شعر"

"دخترِ شعر"

Відкрити в Telegram

اینجا، مأمنِ واژه‌هایی‌ست که از سکوت زاده می‌شوند. شعرها، نوشته‌ها، و ردّ روحِ من بر کاغذ. تخلّص: ارغوان «من از تبارِ شعرم...» 🖇📚✒️

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
577
Підписники
+4024 години
+1167 днів
+26130 днів
Архів дописів
🩶🪽🪷
🩶🪽🪷

از خود بریده و باز هم به تو نمیرسم....

حق پرومکس🤌🌻

اونی که درکت میکنه و میفهمتت جلوتر از کسیه که دوست داره...

sticker.webp0.04 KB

منم اینجوری هستم ساعت ۲ صبح هم بخوابم... ساعت ۷ بیدارم🫡🦦

از اینایی که شبا دیر میخوابن و صبحا زود بلند میشن،دوری کنید اینا روانین. مثلا یکیش خودم.

"شب‌هایی هست که از خودم فرار می‌کنم. دلم می‌خواهد به کلمات تو پناه ببرم، اما نیستی. راهی نیست که به سوی تو بدوم، برسم و خودم را در آغوشت پنهان کنم. دلم می‌خواهد بنشینم؛ تا صبح بنویسم، بنویسیم، بخندیم. چای دم کنم و در حیاط، روی همان تخت کوچک کنار درخت انگور، تا سپیده‌دم فقط حرف بزنیم. آن شب‌هایی که از خودم گریزانم، دلم می‌خواهد در تو باشم؛ انگار در کالبد تو زندگی کنم. اما هرچه این‌سو و آن‌سو می‌گردم، هرچه به درهای جهان می‌کوبم، برای زیستن، برای جستن، برای گفت‌وگو با تو... تو نیستی. و من، از لحظه‌ای که گذشت، نیست‌تر می‌شوم."
#ارغوانامه

شب‌هایی هست که از خودم فرار می‌کنم. دلم می‌خواهد به کلمات تو پناه ببرم، اما نیستی. راهی نیست که به سوی تو بدوم، برسم و خودم را در آغوشت پنهان کنم. دلم می‌خواهد بنشینم؛ تا صبح بنویسم، بنویسیم، بخندیم. چای دم کنم و در حیاط، روی همان تخت کوچک کنار درخت انگور، تا سپیده‌دم فقط حرف بزنیم. آن شب‌هایی که از خودم گریزانم، دلم می‌خواهد در تو باشم؛ انگار در کالبد تو زندگی کنم. اما هرچه این‌سو و آن‌سو می‌گردم، هرچه به درهای جهان می‌کوبم، برای زیستن، برای جستن، برای گفت‌وگو با تو... تو نیستی. و من، از لحظه‌ای که گذشت، نیست‌تر می‌شوم.
#ارغوانامه

شب‌هایی هست که از خودم فرار می‌کنم. دلم می‌خواهد به کلمات تو پناه ببرم، اما نیستی. راهی نیست که به سوی تو بدوم، برسم و خودم را در آغوشت پنهان کنم. دلم می‌خواهد بنشینم؛ تا صبح بنویسم، بنویسیم، بخندیم. چای دم کنم و در حیاط، روی همان تخت کوچک کنار درخت انگور، تا سپیده‌دم فقط حرف بزنیم. آن شب‌هایی که از خودم گریزانم، دلم می‌خواهد در تو باشم؛ انگار در کالبد تو زندگی کنم. اما هرچه این‌سو و آن‌سو می‌گردم، هرچه به درهای جهان می‌کوبم، برای زیستن، برای جستن، برای گفت‌وگو با تو... تو نیستی. و من، از لحظه‌ای که گذشت، نیست‌تر می‌شوم. #ارغوانامه

بعضی وقتا گرون‌ترین چیزی که می‌تونی برای آرامشت بپردازی، حذف کردن آدمای ارزونه.

ممنونم همکاری تون🫶✨🦋

لینک ناشناس² t.me/HidenChat_Bot?start=8268421578

دو بیت شد ولی خب دال بدید

روی لبانت بوسه ی تبدار خواهم زد . . اندوه بی رحم دلت را دار خواهم زد . . گر دختری دیگر بجز من عاشقت باشد . . بر صورتش یک سیلی کشدار خواهم زد...🙃

بیت اول من میگم:)))

از کدام سو می آیی که من بی خبرم

بفرمایید بات:) مشاعره کنیم @PeomsGirlBot

کسی هست مشاعره کنیم:)

برای من نیستی ولی به تو فکر میکنم....