"دخترِ شعر"
Відкрити в Telegram
اینجا، مأمنِ واژههاییست که از سکوت زاده میشوند. شعرها، نوشتهها، و ردّ روحِ من بر کاغذ. تخلّص: ارغوان «من از تبارِ شعرم...» 🖇📚✒️
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
577
Підписники
+4024 години
+1167 днів
+26130 днів
Архів дописів
566
Repost from شین مثل شایار
از اینایی که شبا دیر میخوابن و صبحا زود بلند میشن،دوری کنید اینا روانین.
مثلا یکیش خودم.
566
"شبهایی هست که از خودم فرار میکنم. دلم میخواهد به کلمات تو پناه ببرم، اما نیستی. راهی نیست که به سوی تو بدوم، برسم و خودم را در آغوشت پنهان کنم. دلم میخواهد بنشینم؛ تا صبح بنویسم، بنویسیم، بخندیم. چای دم کنم و در حیاط، روی همان تخت کوچک کنار درخت انگور، تا سپیدهدم فقط حرف بزنیم. آن شبهایی که از خودم گریزانم، دلم میخواهد در تو باشم؛ انگار در کالبد تو زندگی کنم. اما هرچه اینسو و آنسو میگردم، هرچه به درهای جهان میکوبم، برای زیستن، برای جستن، برای گفتوگو با تو... تو نیستی. و من، از لحظهای که گذشت، نیستتر میشوم."#ارغوانامه
566
شبهایی هست که از خودم فرار میکنم. دلم میخواهد به کلمات تو پناه ببرم، اما نیستی. راهی نیست که به سوی تو بدوم، برسم و خودم را در آغوشت پنهان کنم. دلم میخواهد بنشینم؛ تا صبح بنویسم، بنویسیم، بخندیم. چای دم کنم و در حیاط، روی همان تخت کوچک کنار درخت انگور، تا سپیدهدم فقط حرف بزنیم. آن شبهایی که از خودم گریزانم، دلم میخواهد در تو باشم؛ انگار در کالبد تو زندگی کنم. اما هرچه اینسو و آنسو میگردم، هرچه به درهای جهان میکوبم، برای زیستن، برای جستن، برای گفتوگو با تو... تو نیستی. و من، از لحظهای که گذشت، نیستتر میشوم.#ارغوانامه
566
شبهایی هست که از خودم فرار میکنم. دلم میخواهد به کلمات تو پناه ببرم، اما نیستی.
راهی نیست که به سوی تو بدوم، برسم و خودم را در آغوشت پنهان کنم.
دلم میخواهد بنشینم؛ تا صبح بنویسم، بنویسیم، بخندیم. چای دم کنم و در حیاط، روی همان تخت کوچک کنار درخت انگور، تا سپیدهدم فقط حرف بزنیم.
آن شبهایی که از خودم گریزانم، دلم میخواهد در تو باشم؛ انگار در کالبد تو زندگی کنم.
اما هرچه اینسو و آنسو میگردم، هرچه به درهای جهان میکوبم، برای زیستن، برای جستن، برای گفتوگو با تو...
تو نیستی.
و من، از لحظهای که گذشت، نیستتر میشوم.
#ارغوانامه
566
Repost from شین مثل شایار
بعضی وقتا گرونترین چیزی که میتونی برای آرامشت بپردازی، حذف کردن آدمای ارزونه.
566
روی لبانت بوسه ی تبدار خواهم زد . .
اندوه بی رحم دلت را دار خواهم زد . .
گر دختری دیگر بجز من عاشقت باشد . .
بر صورتش یک سیلی کشدار خواهم زد...🙃
