-𝘙𝘰𝘮𝘪𝘳𝘭𝘶𝘯𝘢𝘴𝘰𝘭-🪄
Відкрити в Telegram
|تا عهد تو در بستم عهد همه بشکستم بعد از تـو روا باشد نقض همه پیـمان ها.| -🔮🌞🌙- @lunasolbotttbot
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
471
Підписники
Немає даних24 години
+367 днів
+9030 днів
Архів дописів
چه جالب روز منصرف کردن از خودکشی،کسایی که همیشه از مرگ حتمی نجاتم میدادن،میخوان بکشنم.
چیو تموم کنم؟
زندگیم و که اینجا بود؟
یا نفسم که بند اون دوتا بود؟
البته ما تموم نکردیم،تمومش کردن. :)
هنوز تابستونه و پاییز و زمستون نشده.
ولی من از دیروز سردمه.
از دیروز میلرزم.
انگار سرما تا عمق وجودم نفوذ کرده.
چون خونهام دیگه گرم نیست.
چون دیگه احساس امنیت نمیکنم.
چون علاوه بر ماکان,من امیر و رهامیم که تو ماکان بود و گم کردم. :))!
میدونی چیه آخه هرچیم بشه،هرکاریم کنین،هرچقدرم ازتون شاکی و عصبانی بشم.
بازم بــازم جیگرگوشمید.
نمیدونم این چجور عشقیه.
که کم نمیشه..
و نمیدونم شما چجوری از این همه عشق این مدلی گذشتید.
همیشه دی مورد علاقه ترین ماه زندگیم بود.
چون عزیزترینام از جمله امیر تو این ماهه.
اما الان فوبیاشو دارم.
فوبیای ۷دی.
فوبیای ۱۸و ۱۹ دی که اگر اون کشتار عظیم راه نمیوفتاد شاید الان ما تو این حال نبودیم.
زندگی تمام زورشو زد تا از همه چیزای مورد علاقم دورم کنه.
اگر برم همین الان بشینم جلوشون انقدر گریه میکنم که خودشونم دلشون میسوزه که چه بلایی سر این فلک زده ها اوردیم.
