-𝘙𝘰𝘮𝘪𝘳𝘭𝘶𝘯𝘢𝘴𝘰𝘭-🪄
Відкрити в Telegram
|تا عهد تو در بستم عهد همه بشکستم بعد از تـو روا باشد نقض همه پیـمان ها.| -🔮🌞🌙- @lunasolbotttbot
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
477
Підписники
+724 години
+807 днів
+8830 днів
Архів дописів
الان که فکرمیکنم زندگیای که با وجود شما گذشت ،ارزشش رو داشت.
حسی که من اینجا تجربه کردم مطمئنم هیچجای دیگه تجربه نمیکردم.
واقعا خوشبخت بودیم.
معنی زندگی رو اینجا فهمیدم من.
من میخوام فراموش کنم ادمایی که این یک و ماه خوردهای دیدم.
تو ذهنم همون دوتا آدم امن کهکشانم رو نگه میدارم.
خدایا تو که میدونی من درمقابل این دوتا ادم چقدر بیجنبه ام.
چرا دست میزاری دقیقا رو همین دوتا آدم. =)
تورو به خوبات قسم خدایا،معجزه کن.
اون قربون صدقههای یهوییش وسط روز.>>>>>
یهو احساساتش قلمبه میشد میومد گوجی بوجیمون میکرد میرفت.
دیگه بد عادت شده بودیم هرروز بیاد میومد. :)
چجوری از دلمون در آورد یادتونه؟
بزار برو فن پیجام همه هستن. :))
سربازتونم..
وای امیر مقاره وای.
تو قشنگ داداش بزرگه بودی.
باهات بزرگ شدیم،دعوا کردیم،بحث کردیم،قهر کردیم،پناهمون شدی،قربون صدقمون رفتی،نزاشتی کسی بگه بالای چشممون ابروعه.
الان دقیقا حس میکنم داداش بزرگم دستمو ول کرده وسط شلوغی و من گم و گور شدم.
تو همیشه دقیقا وقتی که تنها بودیم اومدی دستمونو گرفتی بهمون پناه دادی.
گفتیم تو کس و کارمونی.
الان بیکسیم.
تنهایین.
بیپناهیم.
