ای زندگی بهم نارنگی بده!
Відкрити в Telegram
Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
838
Підписники
-1424 години
-1187 днів
+48830 днів
Архів дописів
Repost from This is me trying
شاید این تمام چیزی بود که میخواستی بهم بگی ولی من اخیرا مدام بهت فکر میکنم سانتیاگو.
به اینکه وقتی تصمیم گرفتی شهر رو ترک کنی، ماهی برات مهم نبود. تاب اوردن این درد، به خاطر خودِ دریا بود. بخاطر ستاره ها. برای اینکه درد بهت نشون میداد تو انسانی و تاب اوردن این درد، به تو جلوه فرا انسانی میداد.
تو تلاش کردی چون فعلِ تلاش کردن، تنها کاری بود که میتونستی انجام بدی. منم دیگه به ماهی فکر نمیکنم سانتیاگو. زندگی من دریاست و فقط تلاش کردن من رو زنده نگه میداره.
میخوام تا ته دریا برم، جایی که بقیه ماهیگیر ها هیچوقت نتونستن برن. جایی که یه آدم سالائو باید بره.
