uk
Feedback
{ تک‌ نقطه }

{ تک‌ نقطه }

Відкрити в Telegram

اینجا تیکه هایی از کتاب هارو میزارم. برای صحبت @Oneeedotbot

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
2 437
Підписники
+824 години
-657 днів
+98730 днів
Архів дописів
رابطه ی سالم درونی یعنی حس کردن و آگاه شدن به آنچه به صورت فیزیکی در درونمان رخ می‌دهد. وقتی نوع رابطه با خودمان تغییر پیدا می‌کند و آگاهی‌مان نسبت به دنیای درونی‌مان بالاتر می‌رود، نوع رابطه ما با دیگران نیز تغییر پیدا می‌کند.
از کتاب تکه هایی از یک کل منسجم
@oneedut

احساس ها قرار است حس شوند و با رفتاری مناسب ابراز شوند @oneedut

زن ها ایده ای از عشق هستند...

در نهایت، انسانِ اگاه خشم و تنفر را از درون حس می‌کند و آن را تبدیل به خشم سالم می‌کند و با کلمه ها و رفتارهایی مناسب، مرزبندی خودش را با آدم‌هایی که خشمگینش کرده‌اند، دوباره مشخص می‌کند.
از کتاب تکه هایی از یک کل منسجم
@oneedut

آنچه در طول مدتِ توجه کردن به درون به ذهن ما می‌آید (افکار) و آنچه با رفتارمان انجام می‌دهیم (مثلا بلند می‌شویم و راه می‌رویم) این نوعِ رابطه ما با دنیای درونی بدنمان است.
از کتاب تکه هایی از یک کل منسجم
@oneedut

ما ادم های تبدیل کردن دردها به رنج هایی چندساله‌ایم.

photo content

در دنیای بزرگسالان فرصتی برای غر زدن وجود ندارد.

ماندن در نقش کودک همیشه مارا ناامید می‌کند، آدم‌ها وقتی قرار نیست کنار ما باقی بمانند خیلی سیاه و بد به نظر می‌رسند. خشم هایمان به صورت غیرمنطقی زیادتر می‌شوند (چون در دنیای واقعی اتفاقاتی می‌افتد که کودک نمی‌تواند درکشان کند در نتیجه عصبانی و کلافه می‌شود) در نقش کودک "بودن" مدام ما را با این سوال می‌رساند: اخه چرا؟ چرا من؟

زندگی شبیه جریانی مستقل از ما است که انتخاب می کنیم به ان وصل شویم یا مدام درحال انکارش باشیم‌. در نهایت زندگی در درون و بیرون از ما، فارغ از تمام برداشت ها و رفتار هایمان به جریان خود ادامه می‌دهد.

هیچ چیز در کنترل ما نیست و این مهمترین درسی است که می توان از چنین شرایطی آموخت. هرچه بیشتر بخواهیم کنترل کنیم، بیشتر دور خواهیم شد.

.

photo content

با هر خدافظی، ما آماده سلام های بعدی می‌شویم.

ما می‌توانیم یا به این راه اعتماد کنیم و آنچه را که مدت ها قبل از دست داده‌ایم را رها کنیم و به استقبال تجربه‌های جدیدتر برویم و یا همچنان به " از دست داده‌هایمان بچسبیم و هر روز بیشتر احساس درماندگی کنیم. در نهایت انتخاب با ما است‌. از کتاب تکه هایی از یک کل منسجم، صفحه ۳۸ |

ما برای هر بدست اوردنی، چیزی از دست می‌دهیم.

تمام آنچه نیاز داریم یک نزدیکی عمیق است؛ نزدیکی به بدنمان و درونمان.

حقیقت این است که هیچ پروازی به ما کمک نخواهد کرد که دردهایمان کمتر شود.

زمانی که با تنهایی مان دوست شویم در‌می‌یابیم نوع ارتباط برقرار کردنمان با آدم‌ها تغییر می‌کند. وقتی از تنهایی مان فرار نمی‌کنیم، دیگر نیاز نداریم به آدم ها پناه ببریم. رابطه هایمان رنگ و بوی نیاز و خواهش ندارد. طعم"ترس از دست دادن" ندارد و قرار نیست آدم ها شبیه توقع ها و ارزو های ما شوند. | از کتاب تکه هایی از یک کل منسجم، صفحه ۳۴ |

[تنهایی] شبیه انسانی نامرئی است که در کنار ما و شانه به شانه ما همراهمان می‌آید‌. شبیه فردی است که همیشه حضور دارد اما دیده نمی‌شود‌. حس میشود اما همیشه پررنگ نیست "هست" اما ترجیح می‌دهیم که فکر کنیم "نیست" تنهایی بخشی از ما است، بخشی از وجود ما که با آن بدنیا آمده‌ایم. | از کتاب تکه هایی از یک کل منسجم، صفحه ۳۳ |