uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

مَن ؛

مَن ؛

Відкрити в Telegram

قرن‌هاست که ملت فردا هستیم در زندگی غم‌انگیزمان امروز نداریم و همه چیزمان شده: اِن شاءالله درست خواهد شد ..(: بنده : @Hamed_8_2010

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
276
Підписники
-224 години
-117 днів
+5130 днів
Архів дописів
- روحم رو بغل بگیر .
- روحم رو بغل بگیر .

تو همون آخیش سر صبحی که بعد یه خواب طولانی باهاش روزمو شروع می‌کنم تو همون«به مو رسید ولی پاره نشد» های من ، میون سختی‌های زندگیمی تو همون نوتیف پیام آخر شبی که تموم غم‌هامو بغل می‌کنه تو همون گل رز قرمز میون کتاب موردعلاقمی که هر بار چشمم بهش میوفته لبخند مهمون ناخونده‌‌ی لبام میشه تو همون شوق‌ اولین دیدار و بغض آخرین دیدار منی که تا ابد ردپات روی قلبم می‌مونه تو همون لالایی‌های مهربون مامانی که روحم رو نوازش می‌کنه اصلا بذار خلاصش کنم تو دقیقا همون کسی هستی که من از خدا می‌خواستم!؛) ماه‌ِمن ، خوب بخوابی؛🎀🩵

ازهمه‌وقتی‌فراریم‌تویی‌پناه‌امن؛

ای از نظر دور و به قلبم نزدیک، دوستت دارم❤️
ای از نظر دور و به قلبم نزدیک، دوستت دارم❤️

وقتی برای اولین بار باهات حرف زدم فکرشم نمیکردم قراره یه روزی انقدر واسم مهم شی...💜>>

ماییم و سینه‌ای که در آن ماجرای توست؛)🎀

چخبرا نیستین!

اون از اول بوی امنیت می‌داد

اون شبیه یه دختر ساده نبود

Yas - Nameyi Be Farzand.mp39.65 MB

وقتی‌ بهت میگم دوستت دارم یعنی در واقع هر وقت کنارمی‌ خوشحال‌ ترینم‌ فکر کردن بهت حالمو خوب میکنه یعنی‌ هر اتفاقی هم برام بیافته بازم دلم به بودنِ تو خوشه حتی با صدات هم میتونی تو اوجِ عصبانیت آرومم کنی و بغلت یه پناهگاهِ امن واسه منه دورت بگردم؛)

بیا کنارم بنشین نقاب قوی بودنت را بردار و در آغوشم گریه کن که من میدانم، آنان که همیشه میگویند حالشان خوب است بیش از همه به گریه و آغوش نیاز دارند

کافه دنجی و میزی و صدای چاووشی سرفه و سیگار و فنجان و من و ای کاش تو...

‌ نگفت دوستت دارم ! اما برایت نوشت ؛ تو ، بین ِمن و مرگ ، سال‌ها فاصله انداختی : ) .

برای دل رنج‌دیده و غمِ چشم‌هایت، هیچ کاری نمیتوانم بکنم جز این که کنارت بمانم و بگویم: تو تنها نیستی، عزیزِ خسته‌ی من؛)

آرزو دارم که یک شب کنارش سر کنم چاووشی باشد خزان باشد و آغوشی عمیق

غم این روزهایم را زلیخا خوب می‌فهمد که با رویای یوسف پیش پوتیفار خوابیده....

اگر دقیقه ای نباشی ساعت ها از کار می افتند خانه ها برهوت می شوند کوچه ها اشک می ریزند و شعرها هم نیست می شوند

خدا در حین تقسیم مصیبت هایمان می‌گفت ‌، هر آنکس عشق را برداشت رنجی بیشتر بُرده .