The words I didn't say
Відкрити в Telegram
Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
266
Підписники
Немає даних24 години
-217 днів
-99430 днів
Архів дописів
و دوباره و دوباره و دوباره..
“رها کردن در اوج خواستن
بی اهمیتی در اوج دلتنگی.”
دیدمت نه دلتنگ شدم نه مشتاق فقط مطمئن شدم که گذشتهای
بعضی آدما فقط در خاطرات زیباترند
گاهی نگاهت مرا متوقف میکرد اما امروز حتی قدم هایم را کند نکرد و دیگر هیچ کششی میان من و تو نمانده بود و به من یاد دادی زندگی کردن بدون تو چطوری است
و من جوری به نبودت دگر عادت کرده ام که حتی فکر به بودنت مرا آزار میدهد که چطوری جانم را روزی برای تو میداده ام ؟!
