اتحاد جماهیر گوربوی
Відкрити в Telegram
Are you, are you coming to the tree? @AghebatGradenBot
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
255
Підписники
-224 години
+57 днів
+4230 днів
Архів дописів
امیدوارم توی این چهار سال مردم ایران فهمیده باشن جمله "گر با بد بد کنی پس فرق چیست" توی این کشور جوابگو نیست
جمهوری اسلامی در طی این چهار سال تمام توانش رو بکار گرفت که فریاد زنان ایرانی برای حق انتخاب در زندگیشون رو بی اهمیت و پست جلوه بده. جمهوری اسلامی تمام توانش رو بکار گرفت تا نشون بده اولین و سادهترین حق انسانی هر زن چیزی جز گناه و معصیت نیست.
اما بعد از چهارسال به عنوان یک زن گناه و معصیت رو میپذیریم چون این رو خودمون انتخاب کردیم و از بهشت اجباری و متفعن شما تحت هر شرایطی بیزاریم.
چهارسال پیش در چنین روزی مهسا امینی به دست جمهوری اسلامی کشته شد. مرگی که آغاز مبارزه زنان ایرانی برای سادهترین و ابتداییترین حقوق انسانیشون بود؛ حق انتخاب.
و این مبارزه هنوز هم بعد از چهارسال ادامه داره و با وجود تمام تلاشهای جمهوری اسلامی برای بیاهمیت جلوه دادن و کمرنگ کردن این جنبش، ادامه خواهد داشت.
توی امی دیشب دراگون کوئین و مادر اف دراگون باهم دیده شدن
house of the dragon; GOT
https://t.me/aghebattoiiyaman/5140
تبدیل به یه قسمت د پیت شدن فعععک نکنم انگیزه خوبی باشه با اون وضعیت منتالیشون😭
این رو به عنوان انگیزه و زندگی ده سال ایندهت در نظر بگیر و مثل سگ درس بخون تا بشی یکی از قسمتهای د پیت☝️🏻
مغزت د پیت و ناخودآگاه و رویا و واقعیت رو باهم یجوری قاطی کرده که حتی خودشم دیگه توانایی تشخیصش رو نداره
به این میگن گودرت ذهن تروماتایزد تجربی
موری بیا چیز عجیبوبگن🧍🏻
تقریبا یه ساعت خوابیدم
قبل خواب چندتا ادیت از د پیت دیدم و یه قسمتشو که ۴۰ دقیقه بود.بعد یکم به زیستم نگاه کردم و خواستم بخوابم.
وقتی خواب بودم، حس میکردم توی اون اورژانسم د پیتم و از خستگی روی یکی از تخت بیمارا خوابم برده(؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟)
مثلا توی تایم استراحت رفتم یجا و دزدکی گرفتم خوابیدم از خستگی(و قشنگ حس خستگی فوقالعادهای داشتم🤡🤡)
و چون کل خونه ساکت بود یهو همه چیز خیلییییی واقعی بود
واقعا حس میکردم روی یه تخت خوابیدم و تلاش میکردم زیاد وول نخورم که روش چروک و خراب نشه
قشنگ تیشرت و شلوار سرمهای که مال کارنای اونجاس و موهامو دم اسبی بسته بودم و زیرم وندتا کار بود که از ایناس که اسم دکتره روش نوشته میشه. همشونو فوقالعاده حس میکردم😭😭😭
و از یه جایی به بعد کامل مکالمههای انگلیسی میشنیدم...
قشنگ حس میکردم دونفر توی فاصلهی کم از کنار اتاقی که توشم رد میشن و خیلی واضح و روون انکلیسی حرف میزنن...
و بعدش اینجوری بود که ایران نبودم
کسی یا چیزی نبود که واضحا بگه ایران نیستی ولی ته دلم میدونستم که سالهای خیلی زیادیه ایران نیستم و امریکام
و حس خوبی داشت
خیلییی عجیبه چون نیمههوشیار بودم و خواب کامل نبود و یهو از خ.نهی خیلی ساکت حس کردم توی اون اورژانس شلوغم و تجربهش انقدددد ملموس و واقعی بود که نمیدونم چی بگم...
با صدای ننهم بیدار شدم و یهو این حسو گرفتم چرا مامانم بیمارستانه و خونه نیس
دچار شک و تردیدی فراوان در واقعیت هستم🖐✊
جفتشون از نظر روانی بینهایت unstable هستن و من نمیدونم حرف بعدیای که میزنم قراره تبدیل شه به آخرین حرف زندگیم یا نه بعد مشاور HR برگشته میگه شما در سطح روانی مناسبی برای کار تیمی نیستین لطفا یه مدت مرخصی بگیرین
